چطور با دانه ی نارنج سبزه عید درست کنیم؟

آموزش کاشت سبزه هسته نارنج برای شروع کاشت سبزه هسته نارنج، ابتدا هسته‌های نارنج را به مدت ۴۸ ساعت در آب خیس دهید. به این ترتیب که باید بعد از ۲۴ ساعت، آن‌ها را خشک کنید و پوست روی هسته را با دقت بکنید که به مغز دانه آسیبی نرسد این کار برای این است Continue Reading

Posted On :

تلافی مرد از زنش

تلافی مرد از زنش زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد : مواظب باش ، مواظب باش ، یه کم بیشتر کره توش بریز….وای خدای من ، خیلی ز … زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود. ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد Continue Reading

Posted On :

مرد لبو فروش

لبو فروش نا امیدانه مردم را می نگریست امروز چیزی نفروخته بود به یاد خنده ی پسر کوچکش که صبح وقت خداحافظی افتاد که می گفت پدر همه لبوها رو که فروختی برای من یک دوچرخه بخر همه مسخره ام می کنند لبو فروش داد زد : دوچرخه یادش رفته بود یادش رفته بود .

Posted On :

داستانک، بازی

داستانک، بازی جشن چهارشنبه سوری بود ، حکیم ارد بزرگ (بزرگترین اندیشمند معاصر ایرانزمین) را دیدم که به پایکوبی و شادی جوانان می نگرد . به سوی ایشان رفتم و گفتم : زندگی من خالی است گوشه گیری را دوست دارم از دیگران می ترسم حس می کنم هیچ پنجره بازی در زندگی من وجود Continue Reading

Posted On :

داستان کوتاه، آشیانه گنجشک

سپاه پادشاه ایرانزمین در تذکره دولت شاه آمده است : همراه با سپاه پادشاه ایرانزمین سنجر شاه سلجوقی (یکی از اجداد حکیم ارد بزرگ) در نزدیکی رادکان خراسان بودم دیدم که بر فراز سایه بان و چادر پادشاهی گنجشکی آشیانه بساخت و

Posted On :
کارِ حکیم ارد بزرگ

کارِ حکیم ارد بزرگ

کارِ حکیم ارد بزرگ به حکیم ارد بزرگ گفتند : ایرانیان را چگونه دیدید ؟ فرمود : بزرگانی در درون چراغ جادو ! گفتند : چراغ جادو ؟! فرمود : آری … ایران سرزمین بزرگان است و هزار افسوس که بیشتر این بزرگان ، در درون چراغ جادو ، خویش را در بند کرده و Continue Reading

Posted On :

مزاحمت دختران

مزاحمت دختران مزدا ۳۲۳ قرمز رنگ، تا به نزدیکی دختر جوان رسید به طور ناگهانی ترمز کرد . خودرو چند قدم جلوتر از دختر جوان از حرکت ایستاد ، اما راننده، خودرو را به عقب راند، تا جایی که پنجره جلو دقیقا روبروی

Posted On :

داستان کوتاه، لیوان آب

داستان کوتاه، لیوان آب استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا نگاه داشت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند ۵۰ گرم، ۱۰۰ گرم، ۱۵۰ گرم.

Posted On :

داستان کوتاه، نجابت

داستان کوتاه، نجابت « چارلز دانشجوی انگلیسی با طعنه به دوست و همکلاسی ایرانی اش همایون می گوید : چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن؟؟ یعنی مردای ایرانی اینقدر کارنامه خرابی دارند و خودشون رو نمیتونن کنترل کنن؟؟

Posted On :

ذکاوت

ذکاوت مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حیاط یک تیمارستان اتومبیلش پنچر شد و مجبورشد همانجا به تعویض لاستیک بپردازد.

Posted On :

داستان کوتاه، توهم

داستان کوتاه، توهم این داستان رو دوستم برام تعریف کرده و قسم می‌خورد که واقعیه:دوستم تعریف می‌کرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت؛ جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه!

Posted On :