شنبه , ۱۰ اسفند ۱۳۹۸

بایگانی برچسب: خانواده

آیین های عاشقانه ‌کاملا مردانه

زناشویی,زندگی,خانواده ,زن وشوهر,همسر,روانشناسی,عشق وعاشقی,همسر,عشقولانه

آیین های عاشقانه ‌کاملا مردانه

زناشویی,آیین های عاشقانه کاملا مردانه،روان‌شناسان معتقدند گرچه زنان فطرتا خواهان عشق و محبت هستند، اما دوام این محبت و عشق زنانه، وابستگی تام به رفتارهای عاشقانه‌ای دارد که یک مرد در قبال همسرش اعمال می‌کند. رفتارهای محبت‌آمیز و مملو از عشق، تحت عنوان مناسک و آیین‌های عاشقانه شناخته شده است. آیین‌های عاشقانه، رفتارهای ساده اما قدرتمندی است که کمک می‌کند تا ما در روابط‌مان، هیجانات مثبت، عواطف یا احساسات بسیار خاص و درونی چون عشق را تجربه و لمس کنیم. به بیان دیگر، آیین‌ها و مناسک عاشقانه، بدون آن که حرفی یا صحبتی را بیان کنند، راه بلند ایجاد عشق را کوتاه می‌کنند.

دانستن برخی از این تشریفات عاشقانه، برای مردان و زنان خالی از لطف نیست؛ انجام برخی از آیین‌ها، این اطمینان را به مردان می‌دهد که همیشه با انجام برخی از کارها، می‌توانند عشق و محبت همسرشان را به دست بیاورند و حس «توجه و ارزش قائل شدن» را نسبت به همسرشان ابراز کنند.

از سوی دیگر، نمایش این تشریفات عاشقانه از جانب مردان، برای زنان مانند تضمین‌کننده‌ای در جهت دریافت توجه، مراقبت و حمایت از جانب همسرشان معنا می‌شود که به زنده ماندن هیجانات و عواطف مثبت‌شان منجر شده و باعث تبلور یا اظهار حس «قدردانی» از همسر در آنان می‌شود.

مردان با استفاده از چند آیین عاشقانه پیشنهادی زیر، می‌توانند رنگ عشق در زندگی شان را پررنگ کنند و همسرشان را بیش از پیش علاقه‌مند به خود سازند.

عاشقانه، ابراز عشق کنید

بیشتر زنان امروزی، بخش زیادی از اوقات روزانه خود را صرف فعالیت‌هایی می‌کنند که به کارهای مردانه موسوم است. مجموعه این فعالیت‌ها باعث می‌شود زن به سمت جنبه مردانه شخصیت خود سوق یابد. به منظور رهایی از این حالت و دستیابی به جنبه زنانه و کسب آرامش، زن نیازمند کمک همسرش است.

مرد می‌تواند با رفتارهای محبت‌آمیز و عاشقانه خویش، به ارضای نیازهای همسرش توجه کند و او را در رها شدن از تمایلات درونی اش که بیشتر در جهت محافظت و مراقبت از دیگران است، یاری برساند. به همین دلیل می‌توانید گاهی با پذیرفتن و به عهده گرفتن برخی از مسئولیت‌های همسرتان یا با ایجاد شرایط شاد و دلپذیری چون خرید بلیت سینما، دعوت به رستوران و… ابراز عشق کرده و به او اجازه آرامش و لذت از زندگی بدهید. لحظه‌های عاشقانه مانند گذراندن تعطیلات کوتاه‌مدت است که فرصتی را برای زن فراهم می‌آورد تا به جنبه‌های زنانه خویش توجه بیشتری کند. به بیان دیگر مرد با مهیا کردن نیازهای زن، به همسرش نشان می‌دهد او نیازهای همسفر زندگی‌اش را درک کرده و آنها را قابل احترام می‌داند. رفتارهایی از این دست، از جمله اعمالی است که زن را از لحاظ روحی و عاطفی اغنا کرده و حس «حمایت شدن» و «مورد توجه بودن و درک شدن» به او القا می‌کند، دقیقا شبیه به حمایتی است که از طریق گفت‌وگو و مصاحبت ایجاد می‌شود.

در یک لحظه عاشقانه، زن می‌تواند بدون آن که از احساسات خود صحبتی به میان آورد؛ احساس پذیرفته‌ شدن، دوست داشته شدن، درک شدن و حمایت شدن از جانب همسر را لمس و تجربه کند، بی‌تردید این گفت‌وگوی بدون کلام اما پر از احساس، سرشار از سود برای زن است. رفتار عاشقانه مرد، موید این مهم برای زن است که «همسرش او را پذیرفته و بسیار دوستش دارد.» لحظات عاشقانه برای زنانی که از ابراز احساسات خود رضایت نداشته یا آن‌که توانایی ابراز احساساتشان را نداشته و بابت آن احساس ناراحتی و خشم می‌کنند، بسیار مفید است.

با همسرتان ارتباط صمیمی داشته باشید

یکی از شکایت‌های اصلی زنان، نداشتن رابطه صمیمانه با همسرشان است. زنان به منظور فائق آمدن، تحمل کردن و دست و پنجه نرم کردن با فشارهای زندگی که گاه آنان را مستاصل کرده و از پا در می‌آورد، نیاز دارند درباره احساسات خود با همسرشان صحبت کنند. مردان آگاه می‌توانند با آموختن روش‌های ارضای این نیاز، دوباره بر مسند خویش برگردند و همسرشان را نیز مورد حمایت و پشتیبانی قرار دهند.

گوش دادن به احساسات زنان، مهارتی مهم برای مردان است. با یادگیری مهارت‌های گوش کردن، مرد می‌تواند همسرش را از احساسات ناخوشایند، عوامل بازدارنده و فشارزا رها کند و نیاز تشکر، قدردانی و احساس صمیمیت او را نیز مرتفع سازد.

به ویژگی‌های مثبت همسرتان توجه کنید

به منظور حمایت و حفاظت از همسرتان، بویژه در برهه‌های حساس، بحرانی و نگران‌کننده، باید بر ویژگی‌های مثبت و رفتارهایی از همسرتان که خوب بوده تمرکز کنید. با برشمردن ویژگی‌های مثبت شخصیت همسرتان است که او از علاقه شما به خود اطمینان حاصل کرده و عزت نفس خود را ترمیم می‌کند. اعتماد به خود زمینه‌ساز عشق به خود است و از همین عشق به خود است که عشق به شما ایجاد یا محکم‌تر می‌شود. یادتان باشد اگر همسرتان خودش را دوست بدارد می‌تواند شما را هم دوست داشته باشد.

به وقت مقتضی، اعتراض و انتقاد کنید

اگر چه سخت از همسرتان دلگیر هستید و رفتار او را توهینی به خود قلمداد می‌کنید و مدام دوست دارید او را از احساستان آگاه سازید‌ و… اما باید بگوییم بهتر است دست نگه دارید، اندکی صبر داشته باشید. بر خشم‌تان غلبه کنید، بپذیرید اکنون زمان مناسبی برای اعتراض و گله از او نیست.

یکی از عوامل ضروری برای پرورش عشق و صمیمیت، گفتن حقیقت است، اما وقت‌شناسی در این امر بسیار مهم است. برای آن‌که عشقی ماندگار و بادوام داشته باشید، سعی کنید در زمانی مناسب و به روشی که همسرتان کمتر آزرده شود یا آسیب ببیند، با او صحبت کنید و او را از ناراحتی‌ها و حرف‌های دلتان مطلع کنید. انتقاد و بیان اعتراض در شرایط مساعد، مناسب و بهینه است که نتیجه مطلوبی را برای شما پدید می‌آورد.

بی‌قید و شرط، فقط به همسرتان توجه کنید

در ابتدای یک رابطه عاشقانه، از آنجا که زن شناخت کاملی از مرد ندارد سعی می‌کند به او اعتماد کرده و همراهش شود. احساسات مثبت، محیطی عاشقانه و دوست داشتنی می‌سازد هر چند‌ این امنیت عاطفی و روانی بسیار حساس و شکننده بوده و ممکن است پس از چند بار دلشکستگی، ناکامی و ناامیدی فرو ریزد.

اگر مرد، مهارت‌های گوش دادن و درک کردن زن را نیاموخته و بلد نباشد، بی‌گمان با گذشت اندک زمانی، زن نیز از ابراز احساسات درونی و طبیعی خود امتناع کرده و گاه حتی با «احساس مهم نبودن» خاموش می‌شود. جالب‌تر آن که در این زمان، خود زنان هم نمی‌دانند چه اتفاقی افتاده است و چرا زندگی‌شان به اینجا رسیده است!

گاهی حتی «احساس مورد توجه نبودن» در زن به قدری شدت می‌گیرد که تلاش‌های بی‌وقفه و مجدد مرد، برای احیای رابطه عاشقانه و تجربه آن احساس جادویی و شگفت‌انگیز بی‌نتیجه مانده و تحت هیچ شرایطی قابل بازگشت و دریافت نیست.

بنابراین به منظور پرورش، تقویت یا ایجاد احساس موفقیت در عشق توصیه می‌کنیم به همسرتان توجه کنید. یادتان باشد با توجه روز افزون، همسرتان براحتی می‌تواند «احساس مورد توجه بودن و درک شدن» از جانب شما را لمس کند.

مصاحبت با همسر، یکی از راه‌های اساسی توجه و از جمله نیازهای زنانه است. با گفتن عبارات یا جملاتی ‌ مانند : «من تو را دوست دارم و می‌خواهمت»، «تو برای من بهترینی»، «تو برای من خیلی مهم و باارزش هستی»، «دوست دارم حرف‌های تو را بشنوم»، «کنارت می‌مانم تا با من حرف دلت را بگویی» و… می‌توانید توجه خود را به همسرتان هدیه دهید.

تعریف و تمجید فراموش نشود

تعریف و تمجید، قدردانی و سپاسگزاری از زنان، از رفتارهایی است که موجب تبلور عشق در آنان می‌شود. هنگامی که شما از همسرتان به خاطر تلاش‌ها یا چیزهایی که برای شما فراهم آورده، تشکر می‌کنید، او احساس عشق و محبت کرده و تمایل بیشتری برای خلق یک رابطه عاشقانه می‌یابد. اگر همسرتان آشپزی خوبی دارد، لباس زیبایی می‌پوشد، از فرزندتان بخوبی مراقبت می‌کند، به شما و نیازهایتان اهمیت می‌دهد، به خانواده‌تان احترام می‌گذارد و… سعی کنید بی تفاوت از کنار رفتارهای مثبت و محبت‌های همسرتان نگذرید، بی‌توجهی شما موجب دلسردی و ناامیدی او می‌شود. با بیان جملاتی همچون «شما بانوی فوق‌العاده‌ای هستی»، «با این لباس، خیلی ماه شدی»، «تو واقعا خوب هستی و مرا شرمنده می‌کنی»، «من به داشتن همسر هنرمند و مدبری چون تو به خودم می‌بالم» و… همسرتان را از این رو به آن‌رو می‌کنید. فراموش نکنید توجه به همین چیزهای کوچک و جزئی است که یک عشق به یاد ماندنی و با‌دوام را به وجود می‌آورد.

برای همسرتان یادداشت بگذارید

زنان به مردانی که به آنها توجه می‌کنند،‌به درخواست‌های آنان پاسخ می‌دهند و در نهایت برای آنها یادداشت می‌گذارند، بسیار متمایلند. پاسخ‌های سریع و فوری به خواسته‌ها، برای زنان بسیار جالب و خوشایند است و این حس را در آنان ایجاد می‌کند که همسرش واقعا خاطر او را می‌خواهد و براستی عشقش را نیز ابراز می‌کند.

در مواقعی که امکان برآورده کردن درخواست‌های همسرتان هست آن را پشت گوش نیندازید، بهترین راه برای ایجاد یک پاسخ عاشقانه آن است که در همان لحظه آن خواسته را اجابت کنید. حال اگر همسرتان از شما درخواستی کند، اما شما بنابر دلایلی، توانایی پاسخگویی فوری به آن خواسته را نداشته باشید، بهتر است یادداشتی برای همسرتان بگذارید. اگر این کار را نکنید همسرتان احساس خواهد کرد که باید آن را دوباره یادآوری کند به همین دلیل ممکن است بارها و بارها آن را به شما گوشزد کند.

اشتباه نکنید، ما نمی‌خواهیم تلویحا بگوییم مردان باید برای انجام اوامر همسرشان همیشه آماده‌باش و منتظر باشند. ممکن است سرتان شلوغ باشد یا خسته باشید، پس لازم نیست به محض این که همسرتان درخواستی را مطرح کرد آن را انجام دهید، گاهی انجام درخواست‌ها نیاز به ساعت‌ها زمان دارد، فقط کافی است به همسرتان بگویید آن را در فهرست کارهای آینده‌تان قرار داده‌اید و در اسرع وقت خواسته‌اش را انجام خواهید داد.

همسرتان را در آغوش بگیرید

در آغوش گرفتن همسر، یک مهارت ارتباطی پیشرفته و هدیه‌ای کاملا عاشقانه است. این راه عاشقانه، بهترین روشی است که می‌تواند موفقیت و توانایی شما را در دوست داشتن و عشق ورزیدن به همسرتان تضمین کند.

زن با قرار گرفتن در آغوش مرد، احساس مورد حمایت قرار گرفتن می‌کند، حال اگر زنی در آغوش گرفته نشود، رنجیده خاطر شده و خلأ و نبود این حس برایش بسیار آزار‌دهنده خواهد بود. اغلب زنان، کمتر متمایلند از همسرانشان درخواست کنند که آنها را در آغوش بگیرند و گاه حتی برخی، بیان این درخواست را غیر معمول و شکست خود تعبیر می‌کنند.

به همین دلیل، اگر پیشنهاد در ‌آغوش گرفتن‌، از جانب مرد باشد، برای زن پسندیده‌تر و عاشقانه‌تر خواهد بود. توصیه می‌کنم این مهم را فراموش نکنید و هر بار با در آغوش گرفتن او به استقبال همسرتان بروید تا بتوانید لبخندی شیرین بر لبانش بنشانید و احساس مورد علاقه بودن و ارزشمند بودن را در او ایجاد کنید.

همسرتان را نوازش کنید

گرفتن دست‌ها و نوازش کردن زن، بسیار محرک و هیجان‌انگیز است، اما بسیاری از مردان بعد از گذشت مدت زمانی از ازدواج، این رفتار را متوقف می‌کنند و آن را منوط به زمانی می‌سازند که خواهان رابطه جنسی هستند. اختصاص این حس زیبا به شرایط خاص، باعث می‌شود زن احساس کند تنها یک وسیله مصرفی برای عشق‌ورزی همسرش است، به این ترتیب، احساس ناخوشایند حاصل از این وضعیت نیز، بتدریج زن را نسبت به همسرش دلسرد و مایوس می‌کند. شما به عنوان یک مرد بهتر است بدانید زنان برای افزایش و تقویت عزت نفس‌شان نیاز دارند که هر روز به مدت حداقل ۲۰ دقیقه، به صورت غیر جنسی توسط همسرشان نوازش و لمس شوند. نوازش‌های غیرجنسی همسر، نه‌تنها روشی خارق‌العاده برای ایجاد احساس صمیمیت است، بلکه شیوه‌ای است که اثر حاشیه‌ها و ناملایمات گاه و بی‌گاه، اما ناگزیر زندگی را هموار و کمرنگ می‌سازد و علاقه و احساس را به رابطه باز می‌گرداند.

جادوی «فقط یک شاخه گل» را امتحان کنید

یکی از اعمال و تشریفات کاملا عاشقانه یک مرد، خرید گل برای همسرش است، خریدن گل همچون نمادی است که اهمیت بسیار زیادی در ایجاد عشق دارد. زنان با هدیه گرفتن یک یا چند شاخه گل ازطرف همسرشان احساس عشق و محبت زیاد می‌کنند. زنان دوست دارند همسرشان، بدون آن‌که از آنها چنین درخواستی کرده باشند، این کار را انجام دهند؛ چرا که این گونه خریدهاست که برایشان معنای عاشقانه دارد.

زمانی که مرد به‌طور کاملا خودانگیخته و بدون درخواست همسرش، برای او گلی خریداری می‌کند؛ به طور تلویحی به همسرش می‌فهماند که دوستش دارد، مورد توجهش است و به او اهمیت می‌دهد و نیازهایش را کاملا درک می‌کند.

برای القای احساس «صمیمیت» و ضمانت شادابی، جنب و جوش و طراوت همسرتان، توصیه می‌کنیم همین امروز با خرید یک شاخه گل، پیش از آن که گل‌های تقدیمی قبلی‌تان پژمرده شوند، بار دیگر عشق‌تان را نسبت به همسرتان ابراز کنید. بیرون رفتن با همسر، قدم زدن با هم، باز کردن درِ اتومبیل، غذا خوردن در بیرون، کمک در شستن ظرف‌ها و… از رفتارهایی است که همچون دادن یک شاخه گل، بسیار تاثیر گذار بوده و ثبات و تداوم عشق شما و همسرتان را افزون‌تر می‌کند.

منبع : شمیم

گردآوری : مجله اینترنتی مفیدترینها

تجاوز زناشویی چیست ؟

زناشویی,خانواده ,زن وشوهر,زن و مرد ,سکس,همسرداری,تجاوزجنسی ,روانشناسی,زنان,دختران,پسر

تجاوز زناشویی چیست ؟

زناشویی,تجاوز زناشویی،گفت: چرا خواهش کردم با هم در جلسه‌های مشاوره شرکت کنیم اما فریاد زد: من این روان‌شناسی غربی و ضد دین را قبول ندارم. از نظر فقه اسلامی زن باید در رابطه زناشویی و جنسی تمکین کند، اگر نکند ناشزه است و طبق دستور صریح قرآن مرد می‌تواند او را کتک بزند و وادار به نزدیکی کند. زن آهی کشید و سپس ادامه داد: آقای دکتر خودمانیم ما با این احکام دینی یا برداشت‌های نادرست مذهبی، خیلی از کاروان پیشرفت و تمدن دور افتاده‌ایم و هنوز در قرون وسطی به سر می‌بریم. دوستم که مشاور حقوقی است می‌گوید از نظر قوانین کشورهای پیشرفته، کار همسر من «تجاوز زناشویی» نام دارد و در آمریکا و اروپا جرم به حساب می‌آید مثل تجاوز غریبه‌ای زورگو به زنی تنها و بی‌پناه. بعد هق‌هق زنان گفت: من هم تنها و بی‌پناه هستم.

تجاوز زناشویی,انواع تجاوز,تجاوز بیگانه

تجاوز و انواع آن

ژانت شیبلی هاید در کتاب «روان‌شناسی زن» (۱۹۹۶ ترجمه اکرم خمسه ۱۳۸۳) تجاوز را این‌گونه تعریف می‌کند: دخول دهانی، مقعدی، مهبلی بدون رضایت که با زور صورت می‌گیرد و یا از طریق تهدید به آسیب‌رساندن جسمانی اعمال می‌شود و یا هنگامی انجام می‌گیرد که قربانی قادر به بیان موافقت خود نباشد (ص ۴۱۲) قربانی قادر به بیان رضایت خود نیست، شاید به این دلیل که مست و ناهشیار است و یا نوعی دارو را به میزان زیاد مصرف کرده است.(ص ۴۱۳)

در کتاب‌های روان‌شناسی از سه نوع تجاوز یاد کرده‌اند:

تجاوز بیگانه، تجاوز در قرار عاشقانه و تجاوز زناشویی.

تجاوز بیگانه همان مفهوم رایج تجاوز یا تجاوز به عنف است که مردی ناآشنا زنی بی‌پناه و درمانده را می‌رباید یا در مکانی خلوت گیر می‌اندازد و او را مورد آزار و اذیت جنسی قرار می‌دهد.

تجاوز آشنا یا تجاوز در قرار عاشقانه (Date Rape): اگر پسری جوان، اعتماد دوست دختر خود را جلب کند و او را به قرار خلوتی به ظاهر عاشقانه بکشد و در آنجا با وعده ازدواج، تهدید به جدایی، خوراندن مشروب الکلی و دارو و یا به کار بردن زور و خشونت، مجبور به نزدیکی جنسی کند، تجاوز آشنا صورت گرفته است.

تجاوز زناشویی (Marital Rape): در این نوع تجاوز، شوهر قدرت و زور خود را به کار می‌گیرد تا با همسرش که راضی به رابطه جنسی نیست، نزدیکی کند.

سیر تاریخی

موضوع تجاوز زناشویی اولین بار در سال ۱۹۷۵، پس از شکایت خانم «گرتا رایداوت» از همسرش، به خاطر عملی که آن را تجاوز در بستر زناشویی می‌نامید، مطرح شد. پیش از آن مسیحیان، طبق تعالیم سنت پل پذیرفته بودند که زن باید خود را به شوهرش عرضه کند و در برابر تقاضای جنسی او مقاومتی نشان ندهد و آموزه لرد ماتیوهال (قرن ۱۷) را باور داشتند که «شوهر نمی‌تواند به خاطر وادار کردن همسر قانونی خود به برقراری رابطه جنسی مقصر شناخته شود زیرا زن و مرد با عقد رسمی زناشویی بر این امر یعنی مقاربت جنسی توافق کرده‌اند.»

همان سال ایالت داکوتای جنوبی در آمریکا اولین قانون علیه تجاوز زناشویی را تصویب کرد و تا سال ۱۹۹۳ تمام ۵۰ ایالت به طور رسمی آن را مصوب کردند. در دسامبر ۱۹۹۳ کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای خشونت علیه زنان را منع کرد و تجاوز زناشویی را جزو خشونت به حقوق بشر به حساب آورد. در ۱۹۹۷ یونیسف گزارش داد که ۱۷ کشور تجاوز زناشویی را جرم شناخته‌اند. در سال ۲۰۰۳، UINIFM اعلام کرد که ۵۰ کشور جرم بودن این عمل را پذیرفته‌اند. سرانجام در سال ۲۰۰۶ دبیر کل سازمان ملل متحد خبر داد که تجاوز زناشویی در ۱۰۴ کشور جهان تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد.

پیامدهای زیانبار

بررسی‌های علمی نشان داده است که زنانی که همسرانشان آنها را به زور وادار به رابطه جنسی می‌کنند دچار آسیب‌های هیجانی، جسمانی و رفتاری زیر می‌شوند:

هیجانی: افسردگی، ترس، اضطراب، کاهش اعتماد به نفس، احساس گناه، خشم، سرکشی و سرزنش خود.

جسمانی: سردرد، تنش عضلانی، به هم خوردن معده (تهوع)، دردهای ناحیه تناسلی، زخم‌های گوناگون بدنی و بارداری ناخواسته.

رفتاری: پرخاشگری، اقدام به خودکشی، سوءمصرف مواد، گوشه‌گیری، اختلال خوردن، بی‌خوابی یا پرخوابی.

زمینه‌های خطرساز

زمینه‌ها و عواملی که باعث می‌‌شوند بعضی مردان زنان خود را به زور به تماس جنسی بکشانند کدامند؟ مطالعه اکتشافی راشنا هازر در سال ۲۰۰۲ نشان داد که در پیشینه شخصیتی روانی مردان تجاوزگر نقش عوامل زیر نمایان‌تر بوده است.

خشم: یکی از اجزاء درونی هر نوع خشونت، خشم است. افرادی که نمی‌توانند احساس ناامنی و ترس خود را با روش‌های درست و هوشیارانه ابراز کنند، به راه‌های ویرانگر روی می‌آورند. پرخاشگری کلامی و برخوردهای فیزیکی جلوه‌های اصلی ویرانگری‌های رفتاری است.

افسردگی: کوچران و رابینو (۲۰۰۰) گزارش دادند در مردانی که به انواع خشونت‌های خانگی می‌پردازند بیش از مردان گروه گواه، نشانه‌های افسردگی و احساس بی‌کفایتی دیده شده است.

حسادت عاشقانه: پژوهشگران بین حسادت عاشقانه یا غیرت منفی مردان با زورگویی و خشونت آنها علیه زنانشان از جمله تجاوز زناشویی، ارتباطی معنادار و قوی پیدا کرده‌اند. (داتن و ونگینکل ۱۹۹۵)

سلطه‌گری: سلطه‌گری یعنی نپذیرفتن رابطه‌ای برابر بین دو فرد. مرد سلطه‌گری که می‌خواهد پیوند او با همسرش حالت ارباب- بنده را داشته باشد به جای تفاهم و گفت‌وگوی منطقی از قدرت و گفتمان «حق من بر تو» استفاده می‌کند و در نزدیک‌ترین، عاشقانه‌ترین و لذت‌بخش‌ترین تماس‌های خود، یعنی تماس جنس مقدس و مشروع، مانند برده‌داران دوران بربریت، جسم ناتوان همسرش را می‌آزارد و به جان و احساس لطیف او آسیب می‌رساند.

چرا زنان مقاومت می‌کنند؟

زنانی که نمی‌گذارند مردانشان با آنها نزدیکی کنند، دچار کژکاری جنسی هستند. متن تجدیدنظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM-IV-TR) کژکاری‌های جنسی را اختلالات یا آشفتگی‌هایی در میل جنسی، برانگیختگی یا اوج لذت جنسی (ارگاسم) می‌داند. کژکاری‌ها معمولاً گروهی از مشکلات در حوزه مسائل جنسی (بهنجار) هستند که از انحراف‌ها یا نابهنجاری‌های جنسی متفاوتند. DSM-IV-TR، کژکاری‌های جنسی زنان را به شش گروه تقسیم کرده است:

تجاوز زناشویی,انواع تجاوز,تجاوز بیگانه

۱- علاقه یا میل جنسی اندک ۲- فقدان پاسخدهی ۳- فقدان اوج لذت جنسی ۴- واژینیسم ۵- مقاربت دردناک ۶- بیزاری جنسی. علاقه یا میل جنسی اندک معمولاً فقط در بافت یک رابطه جنسی به عنوان مشکل نمود پیدا می‌کند. فقدان پاسخ‌دهی، دشواری در انگیختگی جنسی است، در این مورد برانگیختگی فیزیولوژیایی معمولی، که به وسیله لزج شدن و انبساط مجرای مهبلی مشخص می‌شود دچار اشکال می‌شود. فقدان اوج لذت جنسی یعنی ناتوانی در رسیدن به اوج لذت جنسی که یک مشکل بالینی شایع است. واژینیسم یعنی انقباض غیرارادی ماهیچه‌های مهبل به طوری که دخول تقریباً ناممکن می‌شود. به طور معمول انقباض ماهیچه‌های مهبل، به هنگام پیش‌بینی یا انتظار آمیزش جنسی یا در زمان اقدام به دخول روی می‌دهد. در ازدواج‌های به وصال نرسیده این حالت بسیار دیده می‌شود. مقاربت دردناک بیشتر با مشکلات دیگر، از جمله مشکلات جسمانی رابطه دارد. بیزاری جنسی یعنی دوست نداشتن همه جنبه‌های رابطه جنسی یا جنبه‌های ویژه‌ای از آن.

پاول و لیندزی در کتاب تشخیص و درمان اختلال‌های روانی بزرگسالان (ترجمه نیکخو وآوادیس یانس، ۱۳۷۹) عوامل شکل‌گیری این کژکاری‌ها را ۱- نداشتن اطلاعات مناسب درباره کارکرد‌های جنسی ۲- نگرش‌ها و باورهای سخت‌‌گیرانه مذهبی و اخلاقی ۳- اضطراب ۴- مشاهده‌گری یعنی گرایش شخص به مشاهده خود در طی فعالیت جنسی ۵- مشکلات ارتباطی با همسر و ۶- مشکلات جسمانی می‌دانند. با این توضیح، مردی که با مقاومت زن خود برای نزدیکی جنسی روبه‌رو می‌شوند، اگر از شخصیت سالم و خرد و درک بالایی برخوردار باشد تلاش می‌کند به جای به کارگیری تهدید و زور که همان تجاوز زناشویی است از مشاوره علمی و منظم یک درمانگر بالینی که در این زمینه تخصص و تجربه دارد، بهره جوید و سلامت و آرامش را به خود و همسرش بازگرداند.

آیا بحث تمکین خاص در اسلام که می‌گوید بر زن واجب است همه موانع زمانی، مکانی و… را که مانع بهره‌مندی شوهرش از رفع نیاز جنسی او می‌شود برطرف کند و در برابر تقاضای همسر نایستد، تناقضی با بحث تجاوز زناشویی ندارد؟

منبع : سپیده داناییزناشویی,تجاوز زناشویی،گفت: چرا خواهش کردم با هم در جلسه‌های مشاوره شرکت کنیم اما فریاد زد: من این روان‌شناسی غربی و ضد دین را قبول ندارم. از نظر فقه اسلامی زن باید در رابطه زناشویی و جنسی تمکین کند، اگر نکند ناشزه است و طبق دستور صریح قرآن مرد می‌تواند او را کتک بزند و وادار به نزدیکی کند. زن آهی کشید و سپس ادامه داد: آقای دکتر خودمانیم ما با این احکام دینی یا برداشت‌های نادرست مذهبی، خیلی از کاروان پیشرفت و تمدن دور افتاده‌ایم و هنوز در قرون وسطی به سر می‌بریم. دوستم که مشاور حقوقی است می‌گوید از نظر قوانین کشورهای پیشرفته، کار همسر من «تجاوز زناشویی» نام دارد و در آمریکا و اروپا جرم به حساب می‌آید مثل تجاوز غریبه‌ای زورگو به زنی تنها و بی‌پناه. بعد هق‌هق زنان گفت: من هم تنها و بی‌پناه هستم.

تجاوز زناشویی,انواع تجاوز,تجاوز بیگانه

تجاوز و انواع آن

ژانت شیبلی هاید در کتاب «روان‌شناسی زن» (۱۹۹۶ ترجمه اکرم خمسه ۱۳۸۳) تجاوز را این‌گونه تعریف می‌کند: دخول دهانی، مقعدی، مهبلی بدون رضایت که با زور صورت می‌گیرد و یا از طریق تهدید به آسیب‌رساندن جسمانی اعمال می‌شود و یا هنگامی انجام می‌گیرد که قربانی قادر به بیان موافقت خود نباشد (ص ۴۱۲) قربانی قادر به بیان رضایت خود نیست، شاید به این دلیل که مست و ناهشیار است و یا نوعی دارو را به میزان زیاد مصرف کرده است.(ص ۴۱۳)

در کتاب‌های روان‌شناسی از سه نوع تجاوز یاد کرده‌اند:

تجاوز بیگانه، تجاوز در قرار عاشقانه و تجاوز زناشویی.

تجاوز بیگانه همان مفهوم رایج تجاوز یا تجاوز به عنف است که مردی ناآشنا زنی بی‌پناه و درمانده را می‌رباید یا در مکانی خلوت گیر می‌اندازد و او را مورد آزار و اذیت جنسی قرار می‌دهد.

تجاوز آشنا یا تجاوز در قرار عاشقانه (Date Rape): اگر پسری جوان، اعتماد دوست دختر خود را جلب کند و او را به قرار خلوتی به ظاهر عاشقانه بکشد و در آنجا با وعده ازدواج، تهدید به جدایی، خوراندن مشروب الکلی و دارو و یا به کار بردن زور و خشونت، مجبور به نزدیکی جنسی کند، تجاوز آشنا صورت گرفته است.

تجاوز زناشویی (Marital Rape): در این نوع تجاوز، شوهر قدرت و زور خود را به کار می‌گیرد تا با همسرش که راضی به رابطه جنسی نیست، نزدیکی کند.

سیر تاریخی

موضوع تجاوز زناشویی اولین بار در سال ۱۹۷۵، پس از شکایت خانم «گرتا رایداوت» از همسرش، به خاطر عملی که آن را تجاوز در بستر زناشویی می‌نامید، مطرح شد. پیش از آن مسیحیان، طبق تعالیم سنت پل پذیرفته بودند که زن باید خود را به شوهرش عرضه کند و در برابر تقاضای جنسی او مقاومتی نشان ندهد و آموزه لرد ماتیوهال (قرن ۱۷) را باور داشتند که «شوهر نمی‌تواند به خاطر وادار کردن همسر قانونی خود به برقراری رابطه جنسی مقصر شناخته شود زیرا زن و مرد با عقد رسمی زناشویی بر این امر یعنی مقاربت جنسی توافق کرده‌اند.»

همان سال ایالت داکوتای جنوبی در آمریکا اولین قانون علیه تجاوز زناشویی را تصویب کرد و تا سال ۱۹۹۳ تمام ۵۰ ایالت به طور رسمی آن را مصوب کردند. در دسامبر ۱۹۹۳ کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای خشونت علیه زنان را منع کرد و تجاوز زناشویی را جزو خشونت به حقوق بشر به حساب آورد. در ۱۹۹۷ یونیسف گزارش داد که ۱۷ کشور تجاوز زناشویی را جرم شناخته‌اند. در سال ۲۰۰۳، UINIFM اعلام کرد که ۵۰ کشور جرم بودن این عمل را پذیرفته‌اند. سرانجام در سال ۲۰۰۶ دبیر کل سازمان ملل متحد خبر داد که تجاوز زناشویی در ۱۰۴ کشور جهان تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد.

پیامدهای زیانبار

بررسی‌های علمی نشان داده است که زنانی که همسرانشان آنها را به زور وادار به رابطه جنسی می‌کنند دچار آسیب‌های هیجانی، جسمانی و رفتاری زیر می‌شوند:

هیجانی: افسردگی، ترس، اضطراب، کاهش اعتماد به نفس، احساس گناه، خشم، سرکشی و سرزنش خود.

جسمانی: سردرد، تنش عضلانی، به هم خوردن معده (تهوع)، دردهای ناحیه تناسلی، زخم‌های گوناگون بدنی و بارداری ناخواسته.

رفتاری: پرخاشگری، اقدام به خودکشی، سوءمصرف مواد، گوشه‌گیری، اختلال خوردن، بی‌خوابی یا پرخوابی.

زمینه‌های خطرساز

زمینه‌ها و عواملی که باعث می‌‌شوند بعضی مردان زنان خود را به زور به تماس جنسی بکشانند کدامند؟ مطالعه اکتشافی راشنا هازر در سال ۲۰۰۲ نشان داد که در پیشینه شخصیتی روانی مردان تجاوزگر نقش عوامل زیر نمایان‌تر بوده است.

خشم: یکی از اجزاء درونی هر نوع خشونت، خشم است. افرادی که نمی‌توانند احساس ناامنی و ترس خود را با روش‌های درست و هوشیارانه ابراز کنند، به راه‌های ویرانگر روی می‌آورند. پرخاشگری کلامی و برخوردهای فیزیکی جلوه‌های اصلی ویرانگری‌های رفتاری است.

افسردگی: کوچران و رابینو (۲۰۰۰) گزارش دادند در مردانی که به انواع خشونت‌های خانگی می‌پردازند بیش از مردان گروه گواه، نشانه‌های افسردگی و احساس بی‌کفایتی دیده شده است.

حسادت عاشقانه: پژوهشگران بین حسادت عاشقانه یا غیرت منفی مردان با زورگویی و خشونت آنها علیه زنانشان از جمله تجاوز زناشویی، ارتباطی معنادار و قوی پیدا کرده‌اند. (داتن و ونگینکل ۱۹۹۵)

سلطه‌گری: سلطه‌گری یعنی نپذیرفتن رابطه‌ای برابر بین دو فرد. مرد سلطه‌گری که می‌خواهد پیوند او با همسرش حالت ارباب- بنده را داشته باشد به جای تفاهم و گفت‌وگوی منطقی از قدرت و گفتمان «حق من بر تو» استفاده می‌کند و در نزدیک‌ترین، عاشقانه‌ترین و لذت‌بخش‌ترین تماس‌های خود، یعنی تماس جنس مقدس و مشروع، مانند برده‌داران دوران بربریت، جسم ناتوان همسرش را می‌آزارد و به جان و احساس لطیف او آسیب می‌رساند.

چرا زنان مقاومت می‌کنند؟

زنانی که نمی‌گذارند مردانشان با آنها نزدیکی کنند، دچار کژکاری جنسی هستند. متن تجدیدنظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM-IV-TR) کژکاری‌های جنسی را اختلالات یا آشفتگی‌هایی در میل جنسی، برانگیختگی یا اوج لذت جنسی (ارگاسم) می‌داند. کژکاری‌ها معمولاً گروهی از مشکلات در حوزه مسائل جنسی (بهنجار) هستند که از انحراف‌ها یا نابهنجاری‌های جنسی متفاوتند. DSM-IV-TR، کژکاری‌های جنسی زنان را به شش گروه تقسیم کرده است:

تجاوز زناشویی,انواع تجاوز,تجاوز بیگانه

۱- علاقه یا میل جنسی اندک ۲- فقدان پاسخدهی ۳- فقدان اوج لذت جنسی ۴- واژینیسم ۵- مقاربت دردناک ۶- بیزاری جنسی. علاقه یا میل جنسی اندک معمولاً فقط در بافت یک رابطه جنسی به عنوان مشکل نمود پیدا می‌کند. فقدان پاسخ‌دهی، دشواری در انگیختگی جنسی است، در این مورد برانگیختگی فیزیولوژیایی معمولی، که به وسیله لزج شدن و انبساط مجرای مهبلی مشخص می‌شود دچار اشکال می‌شود. فقدان اوج لذت جنسی یعنی ناتوانی در رسیدن به اوج لذت جنسی که یک مشکل بالینی شایع است. واژینیسم یعنی انقباض غیرارادی ماهیچه‌های مهبل به طوری که دخول تقریباً ناممکن می‌شود. به طور معمول انقباض ماهیچه‌های مهبل، به هنگام پیش‌بینی یا انتظار آمیزش جنسی یا در زمان اقدام به دخول روی می‌دهد. در ازدواج‌های به وصال نرسیده این حالت بسیار دیده می‌شود. مقاربت دردناک بیشتر با مشکلات دیگر، از جمله مشکلات جسمانی رابطه دارد. بیزاری جنسی یعنی دوست نداشتن همه جنبه‌های رابطه جنسی یا جنبه‌های ویژه‌ای از آن.

پاول و لیندزی در کتاب تشخیص و درمان اختلال‌های روانی بزرگسالان (ترجمه نیکخو وآوادیس یانس، ۱۳۷۹) عوامل شکل‌گیری این کژکاری‌ها را ۱- نداشتن اطلاعات مناسب درباره کارکرد‌های جنسی ۲- نگرش‌ها و باورهای سخت‌‌گیرانه مذهبی و اخلاقی ۳- اضطراب ۴- مشاهده‌گری یعنی گرایش شخص به مشاهده خود در طی فعالیت جنسی ۵- مشکلات ارتباطی با همسر و ۶- مشکلات جسمانی می‌دانند. با این توضیح، مردی که با مقاومت زن خود برای نزدیکی جنسی روبه‌رو می‌شوند، اگر از شخصیت سالم و خرد و درک بالایی برخوردار باشد تلاش می‌کند به جای به کارگیری تهدید و زور که همان تجاوز زناشویی است از مشاوره علمی و منظم یک درمانگر بالینی که در این زمینه تخصص و تجربه دارد، بهره جوید و سلامت و آرامش را به خود و همسرش بازگرداند.

آیا بحث تمکین خاص در اسلام که می‌گوید بر زن واجب است همه موانع زمانی، مکانی و… را که مانع بهره‌مندی شوهرش از رفع نیاز جنسی او می‌شود برطرف کند و در برابر تقاضای همسر نایستد، تناقضی با بحث تجاوز زناشویی ندارد؟

منبع : سپیده داناییزناشویی,تجاوز زناشویی،گفت: چرا خواهش کردم با هم در جلسه‌های مشاوره شرکت کنیم اما فریاد زد: من این روان‌شناسی غربی و ضد دین را قبول ندارم. از نظر فقه اسلامی زن باید در رابطه زناشویی و جنسی تمکین کند، اگر نکند ناشزه است و طبق دستور صریح قرآن مرد می‌تواند او را کتک بزند و وادار به نزدیکی کند. زن آهی کشید و سپس ادامه داد: آقای دکتر خودمانیم ما با این احکام دینی یا برداشت‌های نادرست مذهبی، خیلی از کاروان پیشرفت و تمدن دور افتاده‌ایم و هنوز در قرون وسطی به سر می‌بریم. دوستم که مشاور حقوقی است می‌گوید از نظر قوانین کشورهای پیشرفته، کار همسر من «تجاوز زناشویی» نام دارد و در آمریکا و اروپا جرم به حساب می‌آید مثل تجاوز غریبه‌ای زورگو به زنی تنها و بی‌پناه. بعد هق‌هق زنان گفت: من هم تنها و بی‌پناه هستم.

تجاوز زناشویی,انواع تجاوز,تجاوز بیگانه

تجاوز و انواع آن

ژانت شیبلی هاید در کتاب «روان‌شناسی زن» (۱۹۹۶ ترجمه اکرم خمسه ۱۳۸۳) تجاوز را این‌گونه تعریف می‌کند: دخول دهانی، مقعدی، مهبلی بدون رضایت که با زور صورت می‌گیرد و یا از طریق تهدید به آسیب‌رساندن جسمانی اعمال می‌شود و یا هنگامی انجام می‌گیرد که قربانی قادر به بیان موافقت خود نباشد (ص ۴۱۲) قربانی قادر به بیان رضایت خود نیست، شاید به این دلیل که مست و ناهشیار است و یا نوعی دارو را به میزان زیاد مصرف کرده است.(ص ۴۱۳)

در کتاب‌های روان‌شناسی از سه نوع تجاوز یاد کرده‌اند:

تجاوز بیگانه، تجاوز در قرار عاشقانه و تجاوز زناشویی.

تجاوز بیگانه همان مفهوم رایج تجاوز یا تجاوز به عنف است که مردی ناآشنا زنی بی‌پناه و درمانده را می‌رباید یا در مکانی خلوت گیر می‌اندازد و او را مورد آزار و اذیت جنسی قرار می‌دهد.

تجاوز آشنا یا تجاوز در قرار عاشقانه (Date Rape): اگر پسری جوان، اعتماد دوست دختر خود را جلب کند و او را به قرار خلوتی به ظاهر عاشقانه بکشد و در آنجا با وعده ازدواج، تهدید به جدایی، خوراندن مشروب الکلی و دارو و یا به کار بردن زور و خشونت، مجبور به نزدیکی جنسی کند، تجاوز آشنا صورت گرفته است.

تجاوز زناشویی (Marital Rape): در این نوع تجاوز، شوهر قدرت و زور خود را به کار می‌گیرد تا با همسرش که راضی به رابطه جنسی نیست، نزدیکی کند.

سیر تاریخی

موضوع تجاوز زناشویی اولین بار در سال ۱۹۷۵، پس از شکایت خانم «گرتا رایداوت» از همسرش، به خاطر عملی که آن را تجاوز در بستر زناشویی می‌نامید، مطرح شد. پیش از آن مسیحیان، طبق تعالیم سنت پل پذیرفته بودند که زن باید خود را به شوهرش عرضه کند و در برابر تقاضای جنسی او مقاومتی نشان ندهد و آموزه لرد ماتیوهال (قرن ۱۷) را باور داشتند که «شوهر نمی‌تواند به خاطر وادار کردن همسر قانونی خود به برقراری رابطه جنسی مقصر شناخته شود زیرا زن و مرد با عقد رسمی زناشویی بر این امر یعنی مقاربت جنسی توافق کرده‌اند.»

همان سال ایالت داکوتای جنوبی در آمریکا اولین قانون علیه تجاوز زناشویی را تصویب کرد و تا سال ۱۹۹۳ تمام ۵۰ ایالت به طور رسمی آن را مصوب کردند. در دسامبر ۱۹۹۳ کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای خشونت علیه زنان را منع کرد و تجاوز زناشویی را جزو خشونت به حقوق بشر به حساب آورد. در ۱۹۹۷ یونیسف گزارش داد که ۱۷ کشور تجاوز زناشویی را جرم شناخته‌اند. در سال ۲۰۰۳، UINIFM اعلام کرد که ۵۰ کشور جرم بودن این عمل را پذیرفته‌اند. سرانجام در سال ۲۰۰۶ دبیر کل سازمان ملل متحد خبر داد که تجاوز زناشویی در ۱۰۴ کشور جهان تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد.

پیامدهای زیانبار

بررسی‌های علمی نشان داده است که زنانی که همسرانشان آنها را به زور وادار به رابطه جنسی می‌کنند دچار آسیب‌های هیجانی، جسمانی و رفتاری زیر می‌شوند:

هیجانی: افسردگی، ترس، اضطراب، کاهش اعتماد به نفس، احساس گناه، خشم، سرکشی و سرزنش خود.

جسمانی: سردرد، تنش عضلانی، به هم خوردن معده (تهوع)، دردهای ناحیه تناسلی، زخم‌های گوناگون بدنی و بارداری ناخواسته.

رفتاری: پرخاشگری، اقدام به خودکشی، سوءمصرف مواد، گوشه‌گیری، اختلال خوردن، بی‌خوابی یا پرخوابی.

زمینه‌های خطرساز

زمینه‌ها و عواملی که باعث می‌‌شوند بعضی مردان زنان خود را به زور به تماس جنسی بکشانند کدامند؟ مطالعه اکتشافی راشنا هازر در سال ۲۰۰۲ نشان داد که در پیشینه شخصیتی روانی مردان تجاوزگر نقش عوامل زیر نمایان‌تر بوده است.

خشم: یکی از اجزاء درونی هر نوع خشونت، خشم است. افرادی که نمی‌توانند احساس ناامنی و ترس خود را با روش‌های درست و هوشیارانه ابراز کنند، به راه‌های ویرانگر روی می‌آورند. پرخاشگری کلامی و برخوردهای فیزیکی جلوه‌های اصلی ویرانگری‌های رفتاری است.

افسردگی: کوچران و رابینو (۲۰۰۰) گزارش دادند در مردانی که به انواع خشونت‌های خانگی می‌پردازند بیش از مردان گروه گواه، نشانه‌های افسردگی و احساس بی‌کفایتی دیده شده است.

حسادت عاشقانه: پژوهشگران بین حسادت عاشقانه یا غیرت منفی مردان با زورگویی و خشونت آنها علیه زنانشان از جمله تجاوز زناشویی، ارتباطی معنادار و قوی پیدا کرده‌اند. (داتن و ونگینکل ۱۹۹۵)

سلطه‌گری: سلطه‌گری یعنی نپذیرفتن رابطه‌ای برابر بین دو فرد. مرد سلطه‌گری که می‌خواهد پیوند او با همسرش حالت ارباب- بنده را داشته باشد به جای تفاهم و گفت‌وگوی منطقی از قدرت و گفتمان «حق من بر تو» استفاده می‌کند و در نزدیک‌ترین، عاشقانه‌ترین و لذت‌بخش‌ترین تماس‌های خود، یعنی تماس جنس مقدس و مشروع، مانند برده‌داران دوران بربریت، جسم ناتوان همسرش را می‌آزارد و به جان و احساس لطیف او آسیب می‌رساند.

چرا زنان مقاومت می‌کنند؟

زنانی که نمی‌گذارند مردانشان با آنها نزدیکی کنند، دچار کژکاری جنسی هستند. متن تجدیدنظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM-IV-TR) کژکاری‌های جنسی را اختلالات یا آشفتگی‌هایی در میل جنسی، برانگیختگی یا اوج لذت جنسی (ارگاسم) می‌داند. کژکاری‌ها معمولاً گروهی از مشکلات در حوزه مسائل جنسی (بهنجار) هستند که از انحراف‌ها یا نابهنجاری‌های جنسی متفاوتند. DSM-IV-TR، کژکاری‌های جنسی زنان را به شش گروه تقسیم کرده است:

تجاوز زناشویی,انواع تجاوز,تجاوز بیگانه

۱- علاقه یا میل جنسی اندک ۲- فقدان پاسخدهی ۳- فقدان اوج لذت جنسی ۴- واژینیسم ۵- مقاربت دردناک ۶- بیزاری جنسی. علاقه یا میل جنسی اندک معمولاً فقط در بافت یک رابطه جنسی به عنوان مشکل نمود پیدا می‌کند. فقدان پاسخ‌دهی، دشواری در انگیختگی جنسی است، در این مورد برانگیختگی فیزیولوژیایی معمولی، که به وسیله لزج شدن و انبساط مجرای مهبلی مشخص می‌شود دچار اشکال می‌شود. فقدان اوج لذت جنسی یعنی ناتوانی در رسیدن به اوج لذت جنسی که یک مشکل بالینی شایع است. واژینیسم یعنی انقباض غیرارادی ماهیچه‌های مهبل به طوری که دخول تقریباً ناممکن می‌شود. به طور معمول انقباض ماهیچه‌های مهبل، به هنگام پیش‌بینی یا انتظار آمیزش جنسی یا در زمان اقدام به دخول روی می‌دهد. در ازدواج‌های به وصال نرسیده این حالت بسیار دیده می‌شود. مقاربت دردناک بیشتر با مشکلات دیگر، از جمله مشکلات جسمانی رابطه دارد. بیزاری جنسی یعنی دوست نداشتن همه جنبه‌های رابطه جنسی یا جنبه‌های ویژه‌ای از آن.

پاول و لیندزی در کتاب تشخیص و درمان اختلال‌های روانی بزرگسالان (ترجمه نیکخو وآوادیس یانس، ۱۳۷۹) عوامل شکل‌گیری این کژکاری‌ها را ۱- نداشتن اطلاعات مناسب درباره کارکرد‌های جنسی ۲- نگرش‌ها و باورهای سخت‌‌گیرانه مذهبی و اخلاقی ۳- اضطراب ۴- مشاهده‌گری یعنی گرایش شخص به مشاهده خود در طی فعالیت جنسی ۵- مشکلات ارتباطی با همسر و ۶- مشکلات جسمانی می‌دانند. با این توضیح، مردی که با مقاومت زن خود برای نزدیکی جنسی روبه‌رو می‌شوند، اگر از شخصیت سالم و خرد و درک بالایی برخوردار باشد تلاش می‌کند به جای به کارگیری تهدید و زور که همان تجاوز زناشویی است از مشاوره علمی و منظم یک درمانگر بالینی که در این زمینه تخصص و تجربه دارد، بهره جوید و سلامت و آرامش را به خود و همسرش بازگرداند.

آیا بحث تمکین خاص در اسلام که می‌گوید بر زن واجب است همه موانع زمانی، مکانی و… را که مانع بهره‌مندی شوهرش از رفع نیاز جنسی او می‌شود برطرف کند و در برابر تقاضای همسر نایستد، تناقضی با بحث تجاوز زناشویی ندارد؟

منبع : سپیده داناییزناشویی,تجاوز زناشویی،گفت: چرا خواهش کردم با هم در جلسه‌های مشاوره شرکت کنیم اما فریاد زد: من این روان‌شناسی غربی و ضد دین را قبول ندارم. از نظر فقه اسلامی زن باید در رابطه زناشویی و جنسی تمکین کند، اگر نکند ناشزه است و طبق دستور صریح قرآن مرد می‌تواند او را کتک بزند و وادار به نزدیکی کند. زن آهی کشید و سپس ادامه داد: آقای دکتر خودمانیم ما با این احکام دینی یا برداشت‌های نادرست مذهبی، خیلی از کاروان پیشرفت و تمدن دور افتاده‌ایم و هنوز در قرون وسطی به سر می‌بریم. دوستم که مشاور حقوقی است می‌گوید از نظر قوانین کشورهای پیشرفته، کار همسر من «تجاوز زناشویی» نام دارد و در آمریکا و اروپا جرم به حساب می‌آید مثل تجاوز غریبه‌ای زورگو به زنی تنها و بی‌پناه. بعد هق‌هق زنان گفت: من هم تنها و بی‌پناه هستم.

تجاوز زناشویی,انواع تجاوز,تجاوز بیگانه

تجاوز و انواع آن

ژانت شیبلی هاید در کتاب «روان‌شناسی زن» (۱۹۹۶ ترجمه اکرم خمسه ۱۳۸۳) تجاوز را این‌گونه تعریف می‌کند: دخول دهانی، مقعدی، مهبلی بدون رضایت که با زور صورت می‌گیرد و یا از طریق تهدید به آسیب‌رساندن جسمانی اعمال می‌شود و یا هنگامی انجام می‌گیرد که قربانی قادر به بیان موافقت خود نباشد (ص ۴۱۲) قربانی قادر به بیان رضایت خود نیست، شاید به این دلیل که مست و ناهشیار است و یا نوعی دارو را به میزان زیاد مصرف کرده است.(ص ۴۱۳)

در کتاب‌های روان‌شناسی از سه نوع تجاوز یاد کرده‌اند:

تجاوز بیگانه، تجاوز در قرار عاشقانه و تجاوز زناشویی.

تجاوز بیگانه همان مفهوم رایج تجاوز یا تجاوز به عنف است که مردی ناآشنا زنی بی‌پناه و درمانده را می‌رباید یا در مکانی خلوت گیر می‌اندازد و او را مورد آزار و اذیت جنسی قرار می‌دهد.

تجاوز آشنا یا تجاوز در قرار عاشقانه (Date Rape): اگر پسری جوان، اعتماد دوست دختر خود را جلب کند و او را به قرار خلوتی به ظاهر عاشقانه بکشد و در آنجا با وعده ازدواج، تهدید به جدایی، خوراندن مشروب الکلی و دارو و یا به کار بردن زور و خشونت، مجبور به نزدیکی جنسی کند، تجاوز آشنا صورت گرفته است.

تجاوز زناشویی (Marital Rape): در این نوع تجاوز، شوهر قدرت و زور خود را به کار می‌گیرد تا با همسرش که راضی به رابطه جنسی نیست، نزدیکی کند.

سیر تاریخی

موضوع تجاوز زناشویی اولین بار در سال ۱۹۷۵، پس از شکایت خانم «گرتا رایداوت» از همسرش، به خاطر عملی که آن را تجاوز در بستر زناشویی می‌نامید، مطرح شد. پیش از آن مسیحیان، طبق تعالیم سنت پل پذیرفته بودند که زن باید خود را به شوهرش عرضه کند و در برابر تقاضای جنسی او مقاومتی نشان ندهد و آموزه لرد ماتیوهال (قرن ۱۷) را باور داشتند که «شوهر نمی‌تواند به خاطر وادار کردن همسر قانونی خود به برقراری رابطه جنسی مقصر شناخته شود زیرا زن و مرد با عقد رسمی زناشویی بر این امر یعنی مقاربت جنسی توافق کرده‌اند.»

همان سال ایالت داکوتای جنوبی در آمریکا اولین قانون علیه تجاوز زناشویی را تصویب کرد و تا سال ۱۹۹۳ تمام ۵۰ ایالت به طور رسمی آن را مصوب کردند. در دسامبر ۱۹۹۳ کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای خشونت علیه زنان را منع کرد و تجاوز زناشویی را جزو خشونت به حقوق بشر به حساب آورد. در ۱۹۹۷ یونیسف گزارش داد که ۱۷ کشور تجاوز زناشویی را جرم شناخته‌اند. در سال ۲۰۰۳، UINIFM اعلام کرد که ۵۰ کشور جرم بودن این عمل را پذیرفته‌اند. سرانجام در سال ۲۰۰۶ دبیر کل سازمان ملل متحد خبر داد که تجاوز زناشویی در ۱۰۴ کشور جهان تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد.

پیامدهای زیانبار

بررسی‌های علمی نشان داده است که زنانی که همسرانشان آنها را به زور وادار به رابطه جنسی می‌کنند دچار آسیب‌های هیجانی، جسمانی و رفتاری زیر می‌شوند:

هیجانی: افسردگی، ترس، اضطراب، کاهش اعتماد به نفس، احساس گناه، خشم، سرکشی و سرزنش خود.

جسمانی: سردرد، تنش عضلانی، به هم خوردن معده (تهوع)، دردهای ناحیه تناسلی، زخم‌های گوناگون بدنی و بارداری ناخواسته.

رفتاری: پرخاشگری، اقدام به خودکشی، سوءمصرف مواد، گوشه‌گیری، اختلال خوردن، بی‌خوابی یا پرخوابی.

زمینه‌های خطرساز

زمینه‌ها و عواملی که باعث می‌‌شوند بعضی مردان زنان خود را به زور به تماس جنسی بکشانند کدامند؟ مطالعه اکتشافی راشنا هازر در سال ۲۰۰۲ نشان داد که در پیشینه شخصیتی روانی مردان تجاوزگر نقش عوامل زیر نمایان‌تر بوده است.

خشم: یکی از اجزاء درونی هر نوع خشونت، خشم است. افرادی که نمی‌توانند احساس ناامنی و ترس خود را با روش‌های درست و هوشیارانه ابراز کنند، به راه‌های ویرانگر روی می‌آورند. پرخاشگری کلامی و برخوردهای فیزیکی جلوه‌های اصلی ویرانگری‌های رفتاری است.

افسردگی: کوچران و رابینو (۲۰۰۰) گزارش دادند در مردانی که به انواع خشونت‌های خانگی می‌پردازند بیش از مردان گروه گواه، نشانه‌های افسردگی و احساس بی‌کفایتی دیده شده است.

حسادت عاشقانه: پژوهشگران بین حسادت عاشقانه یا غیرت منفی مردان با زورگویی و خشونت آنها علیه زنانشان از جمله تجاوز زناشویی، ارتباطی معنادار و قوی پیدا کرده‌اند. (داتن و ونگینکل ۱۹۹۵)

سلطه‌گری: سلطه‌گری یعنی نپذیرفتن رابطه‌ای برابر بین دو فرد. مرد سلطه‌گری که می‌خواهد پیوند او با همسرش حالت ارباب- بنده را داشته باشد به جای تفاهم و گفت‌وگوی منطقی از قدرت و گفتمان «حق من بر تو» استفاده می‌کند و در نزدیک‌ترین، عاشقانه‌ترین و لذت‌بخش‌ترین تماس‌های خود، یعنی تماس جنس مقدس و مشروع، مانند برده‌داران دوران بربریت، جسم ناتوان همسرش را می‌آزارد و به جان و احساس لطیف او آسیب می‌رساند.

چرا زنان مقاومت می‌کنند؟

زنانی که نمی‌گذارند مردانشان با آنها نزدیکی کنند، دچار کژکاری جنسی هستند. متن تجدیدنظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM-IV-TR) کژکاری‌های جنسی را اختلالات یا آشفتگی‌هایی در میل جنسی، برانگیختگی یا اوج لذت جنسی (ارگاسم) می‌داند. کژکاری‌ها معمولاً گروهی از مشکلات در حوزه مسائل جنسی (بهنجار) هستند که از انحراف‌ها یا نابهنجاری‌های جنسی متفاوتند. DSM-IV-TR، کژکاری‌های جنسی زنان را به شش گروه تقسیم کرده است:

تجاوز زناشویی,انواع تجاوز,تجاوز بیگانه

۱- علاقه یا میل جنسی اندک ۲- فقدان پاسخدهی ۳- فقدان اوج لذت جنسی ۴- واژینیسم ۵- مقاربت دردناک ۶- بیزاری جنسی. علاقه یا میل جنسی اندک معمولاً فقط در بافت یک رابطه جنسی به عنوان مشکل نمود پیدا می‌کند. فقدان پاسخ‌دهی، دشواری در انگیختگی جنسی است، در این مورد برانگیختگی فیزیولوژیایی معمولی، که به وسیله لزج شدن و انبساط مجرای مهبلی مشخص می‌شود دچار اشکال می‌شود. فقدان اوج لذت جنسی یعنی ناتوانی در رسیدن به اوج لذت جنسی که یک مشکل بالینی شایع است. واژینیسم یعنی انقباض غیرارادی ماهیچه‌های مهبل به طوری که دخول تقریباً ناممکن می‌شود. به طور معمول انقباض ماهیچه‌های مهبل، به هنگام پیش‌بینی یا انتظار آمیزش جنسی یا در زمان اقدام به دخول روی می‌دهد. در ازدواج‌های به وصال نرسیده این حالت بسیار دیده می‌شود. مقاربت دردناک بیشتر با مشکلات دیگر، از جمله مشکلات جسمانی رابطه دارد. بیزاری جنسی یعنی دوست نداشتن همه جنبه‌های رابطه جنسی یا جنبه‌های ویژه‌ای از آن.

پاول و لیندزی در کتاب تشخیص و درمان اختلال‌های روانی بزرگسالان (ترجمه نیکخو وآوادیس یانس، ۱۳۷۹) عوامل شکل‌گیری این کژکاری‌ها را ۱- نداشتن اطلاعات مناسب درباره کارکرد‌های جنسی ۲- نگرش‌ها و باورهای سخت‌‌گیرانه مذهبی و اخلاقی ۳- اضطراب ۴- مشاهده‌گری یعنی گرایش شخص به مشاهده خود در طی فعالیت جنسی ۵- مشکلات ارتباطی با همسر و ۶- مشکلات جسمانی می‌دانند. با این توضیح، مردی که با مقاومت زن خود برای نزدیکی جنسی روبه‌رو می‌شوند، اگر از شخصیت سالم و خرد و درک بالایی برخوردار باشد تلاش می‌کند به جای به کارگیری تهدید و زور که همان تجاوز زناشویی است از مشاوره علمی و منظم یک درمانگر بالینی که در این زمینه تخصص و تجربه دارد، بهره جوید و سلامت و آرامش را به خود و همسرش بازگرداند.

آیا بحث تمکین خاص در اسلام که می‌گوید بر زن واجب است همه موانع زمانی، مکانی و… را که مانع بهره‌مندی شوهرش از رفع نیاز جنسی او می‌شود برطرف کند و در برابر تقاضای همسر نایستد، تناقضی با بحث تجاوز زناشویی ندارد؟

منبع : سپیده دانایی

گردآوری:مجله اینترنتی مفیدترینها

زن ها از مردها چه می خواهند؟

صداقت در زندگی  ، زن ها چه می خواهند  ، زناشویی,زندگی مشترک

زن ها از مردها چه می خواهند؟

زناشویی,زن ها از مردها چه می خواهند،شاید بگویید هیچ کسی نیست که هیچ نقصی نداشته باشد و بتواند تمام این ویژگی ها را با هم داشته باشد، اما این واقعیت ندارد. مردان زیادی هستند که این ویژگی ها را به حد کمال ندارند، ولی به اندازه ای دارند که بتوانند زن زندگیشان را خوشحال کنند. و این همان حدی است که شما به داشتن این ویژگی ها نیاز دارید. به حدی که همسرتان را خوشحال و شاد نگه دارید.

۱٫ صداقت – ولی نه بیش از حد نیاز!

زن ها نمی خواهند که همسر شان در مورد مسائل مهم به آنها دروغ بگوید. آنها می خواهند بخش مهمی از زندگی همسر شان، حتی مهمترین بخش آن باشند. یک زن می خواهد بداند در زندگی همسرش چه می گذرد و می خواهد که مرد زندگی اش به او اعتماد داشته باشد. برای یک زن آنها یک روح در دو بدن هستند، زندگی او و مرد زندگی اش یکی است. او می خواهد مرد زندگی اش طوری عمل کند که مجبور نباشد به خاطر کارهایی که کرده به او دروغ بگوید، اگر غیر از این باشد نشان دهنده این است که خطایی صورت گرفته است که باید پنهان شود.

اما او همیشه و تحت هر شرایطی لازم نیست حقیقت را بشنود. گاهی لازم است در مورد چیزهای سطحی و بی اهمیتی مثل اینکه رنگ جدید مویش چقدر به او آمده، و اینکه اضافه وزنش زیاد به چشم نمی آید یا اینکه موهای کوتاهش قشنگترش کرده اند به او دروغ بگویید. همه ما گاهی زشت می شویم، ولی دلمان نمی خاهد کسی این مسئله را به رویمان بیاورد.

۲٫ درک – او دوست ندارد مجبور باشد همه چیز را خودش برایتان توضیح دهد.

او می خواهد که او را به طور کامل بشناسید. چرا؟ زیرا تنها آن موقع است که او را به خاطر خودش دوست خواهید داشت. همه ما گاهی نیاز به تایید این موضوع داریم که ارزش دوست داشته شدن را داریم. خود واقعی ما، نه آن کسی که دیگران فکر می کنند هستیم. حتی اگر به این تایید نیازی نداشته باشید نیز، از آن خوشحال خواهید شد.

این که کسی را داشته باشید که شما را درک کند به این معنا است که کسی را دارید که شما را همان طور که هستید می شناسد و در نتیجه سوء تفاهم و عدم درک متقابل به وجود نمی آیند. زمانی که طرفین همدیگر را می شناسند و درک می کنند به بخشی از وجود یکدیگر تبدیل می شوند.

۳٫ توجه – او می خواهد بداند که برای شما اهمیت دارد.

این که کسی برای شما اهمیت قائل شود بدین معنا است که شما در زندگی تنها نیستید. بیشتر مردم مجبور هستند خودشان به خودشان توجه کنند و حقیقت این است که این اصلا کار ساده ای نیست. ما همیشه توانایی و آمادگی ذهنی لازم برای توجه به خودمان را نداریم. گاهی چه از لحاظ فیزیکی و چه از لحاظ روانی توانایی اینکه همیشه از خودمان مراقبت کنیم را نداریم و این دقیقا همان زمانی است که بیشترین نیاز را به توجه داریم.

او انتظار دارد زمانی که به شما نیاز دارد در کنارش باشید و در به دوش کشیدن بار مشکلاتش شریک شوید. شاید به نظر شما خودخواهانه بیاید، ولی او می خواهد شما زندگی اش را کمی آسانتر کنید. ولی خوب این را هم در نظر داشته باشید که او نیز در مقابل، زمانی که هیچ کس دیگری کنارتان نخواهد بود شما را تنها نخواهد گذاشت و در کنارتان باقی خواهد ماند. این معامله ای عادلانه است، نیست؟

۴٫ قدرت – هم فیزیکی و هم ذهنی

هیچ زنی از یک مرد ضعیف خوشش نمی آید، این مخالف با طبیعت آنها است.این بدان معنی نیست که او می خواهد شما مثل هرکول باشید، بلکه می خواهد با تصور ذهنی او از یک مرد مطابقت داشته باشید. او می خواهد این قدرت و احساس امنیت ناشی از آن را در حضور شما حس کند. او هم چنین می خواهد شما باهوش باشید و از قدرت ذهنی بالایی برخوردار باشید.

این ذهنیت از آبا و اجداد غارنشینمان به ما انتقال پیدا کرده است و زنان همیشه به مردان قویتر جذب می شوند. او می خواهد قوی باشید، زیرا این باعث لذت و احساس امنیت در او شده و شما را برای او جذاب می سازد.

۵- مهربانی- این ویژگی قابلیت شما در عاشق بودن را نشان می دهد.

یک زن نمی خواهد که مرد زندگی اش تنها او را دوست داشته باشد، بلکه می خواهد زندگی و موجودات زنده را نیز دوست داشته باشد. او مردی می خواهد که مهربان باشد، مردی که دیگران به او اطمینان دارند و مورد تعریف و تمجید قرار می دهند. او یک مرد خوب می خواهد.

او مهربانی و ترحم را نشانه ضعف شما نمی داند و واقعیت نیز همین است. مردان زیادی هستند که مردانگی را با سنگدلی و خشم و بدخلقی هم معنا می دانند. این خیلی غم انگیز است و قلب مهربان او را به درد می آورد. شما برای اثبات قدرت و مردانگی خود نیازی به سنگدلی و بداخلاقی ندارید، گاهی فقط با کمک کردن به یک نفر می توانید مردانگی خود را به او ثابت کنید.

۶- امنیت – مالی و جانی

نیازی نیست میلیونر باشید. خوب، راستش را بخواهید برای برخی زنان لازم است میلیونر باشید، ولی برای بیشتر آنها تنها دانستن اینکه شما توانایی های لازم برای کسب در آمد را دارید کافی است. به طور کلی، چیزی که برای آنها در الویت است عشقی است که به شما دارند، ولی آنها نیاز به این دارند که احساس امنیت مالی نیز داشته باشند.

او می خواهد مطمئن باشد که شما او را از هر نوع آسیب فیزیکی حفظ می کنید، می خواهد بداند که امنیت، سلامت و راحتی او را حفظ خواهید کرد. شاید درآمد او از شما بیشتر باشد، در این صورت او با سخاوت تمام در تامین مخارج زندگی به شما کمک خواهد کرد، ولی این که ببیند شما چشم به دست او دارید و این که احساس کند توانایی تامین نیازهای او را ندارید او را نسبت به شما دلسرد خواهد کرد.

۷٫ وفاداری بی قید و شرط – او می خواهد تنها زنی باشد که شما می بینید.

همه ما خودخواهی های مخصوص به خودمان را دارد، زن یا مرد، هیچ فرقی نمی کند. ما می خواهیم احساس کنیم موجود خاصی هستیم. می خواهیم احساس تک بودن و برتری نسبت به بقیه داشته باشیم. این بخشی از ذات ما است و هیچ راه فراری از آن نیست. یک زن نیز مردی را می خواهد که تمام دنیایش حول او بچرخد و تنها او را ببیند، او و فقط او.

او می داند که زیبا ترین یا باهوشترین زن دنیا نیست، نیازی نیز ندارد که باشد، او تنها می خواهد در چشم شما زیباترین و بهترین زن دنیا باشد. او می خواهد شما فکر کنید که او بهترین اتفاق زندگی شما بوده است. این احساس را به او انتقال بدهید و ببینید که چگونه خوشبخت ترین زن دنیا خواهد بود و شما را نیز خوشبخت خواهد کرد.

منبع : شمیم

گردآوری:مجله اینترنتی مفیدترینها

نیازهایی که مردها می خواهند ولی به زبان نمی آورند

 نیازهای مردها  ، نیاز آقایان  ، زناشویی

نیازهایی که مردها می خواهند ولی به زبان نمی آورند

زناشویی,نیازهایی که مردها می خواهند ولی به زبان نمی آورند,چیزهایی وجود دارد که مردها از شما می خواهند اما هیچ گاه در مورد آنها به شما چیزی نمی گویند. درک این موضوع که چرا نیازهای خود را به زبان نمی آورند کمی سخت به نظر می رسد، در صورتی که اگر در مورد آنها حرف بزنند هم برای شما و هم برای خودشان همه چیز خیلی ساده تر خواهد بود. یکی از دلایلی که آنها در مورد این مسائل حرف نمی زنند این است که فکر می کنند نیازی به گفتن آنها نیست و ما خودمان باید این چیزها را بدانیم. در صورتی که خیلی وقت ها ما نمی دانیم که خواسته آنها چیست. خوب، حالا ببینیم این خواسته ها چه چیزهایی هستند.

۱٫ احترام

یکی از مهمترین چیزهایی که آقایان در زندگی از خانم ها انتظار دارند احترام است.اگر شک دارید از همسرتان بپرسید و خواهید دید که چه جوابی به شما خواهد داد. این خواسته، با وجود اینکه شاید مهمترین خواسته یک مرد از زن زندگی اش باشد، از آن چیزهایی است که هیچ وقت در مورد آن حرفی به شما زده نمی شود. حالا این احترام چه چیزهایی را در بر می گیرد؟ خیلی ساده است، احترام به افکار، عقاید، رفتار و احساسات آنها. این که فکر کنید آنها مهم هستند و این موضوع را در رفتارتان نیز نشان دهید.

۲٫ تحسین

چیزی که همراه با احترام باید وجود داشته باشد تحسین است. مردها عاشق تحسین شدن هستند، اما به یک شرط، این تعریف و تمجید باید واقعی باشد. آنها یک رادار مخفی دارند که هرنوع تعریف متملقانه و غیر صمیمی را کشف می کند. برای همین سعی کنید اگر می خواهید او را مورد تعریف و تمجید قرار دهید در مورد چیزهایی باشد که حقیقت دارند و واقعا در مورد او تحسین می کنید، در این صورت است که او را به روی ابرها خواهید برد.

۳٫ همراهی

مردها از همراهی زنی که برایش اهمیت قائل هستند لذت می برند. او دوست دارد هنگام انجام کارهایی که از آنها لذت می برد با او همراه باشید، مسابقه تیم فوتبال مورد علاقه اش را همراه با او ببینید و برنامه تلویزیونی دلخواهش را در کنار او تماشا کنید. نکته مهم این است که او می خواهد زمانش را با شما بگذراند. البته نباید فراموش کرد که او به تنهایی و وقت گذراندن با دوستانش نیز نیاز دارد، ولی خوب به بودن در کنار شما نیز نیاز دارد، پس برای همراهی با او زمان بگذارید، حتی اگر گاهی کاری که می کنید زیاد باب میلتان نباشد.

۴٫ به خودتان برسید

مردها از اینکه زن زندگیشان برای خودش وقت بگذارد و زیبا به نظر برسد لذت می برند. برای این کار لازم نیست مانند ستاره های هالیوودی باشید، تنها کافی است کمی تلاش کرده و به خودتان برسید تا از نظر او عالی و بی نظیر شوید. زمانیکه در انتظار او هستید کمی وقت صرف کنید و آرایش کرده و موهایتان را مرتب کنید. لباس هایی که می دانید دوست دارد بپوشید تا از نتیجه ای که می گیرید خودتان هم شگفت زده شوید.

۵٫ تن صدایتان را تنظیم کنید

مردها صدای خوشایند همسرشان را تحسین می کنند، خوب مگر همه ما همینطور نیستیم؟ همه از یک صدای مهربان و خوشایند لذت می برند. البته که لازم نیست شما صدای خودتان را عوض کنید، و لازم نیست همیشه همینطور باشید، تنها کافی است با کمی تلاش تن صدایتان را تنظیم کرده و با آرامش و مهربانی صحبت کنید. این کار نه تنها در ارتباط با همسرتان، بلکه در تمامی روابطی که دارید به شما کمک خواهد کرد، زیرا مردم با کسانی که با آرامش و مهربانی صحبت می کنند بهتر رفتار می کنند.

۶٫ تشویق

مردها به تشویق شدن علاقه و نیاز دارند. آنها دوست دارند بدانند زنی که دوستش دارند طرف آنها را می گیرد و مشوق آنها است. اعتقادی که به آنها دارید برایشان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. آنها فکر می کنند اگر شما به تواناییشان اعتماد داشته باشید می توانند از پس هر مشکلی که در زندگیشان وجود دارد بر بیایند. در مقابل خواهید دید که آنها هم همیشه طرف شما را می گیرند و در کنارتان خواهند بود.

۷٫ قدردانی

مردها دلشان می خواهد مورد قدردانی قرار بگیرند و این نیاز به زحمت زیادی ندارد. یک «متشکرم» ساده همراه با یک لبخند شیرین می تواند برای تشکر از هر آنچه آنها برای شما انجام می دهند کافی باشد. اگر به جای شما شام پخته است و یا خرید خانه را انجام داده است، قدردانی از زحمتی که کشیده است شما را برای او عزیز خواهد کرد و خواهید دید که زمانی که از او تشکر می کنید و متوجه زحماتش هستید دلش می خواهد بیشتر و بیشتر برای شما زحمت بکشد و خوشحالتان کند.

۸٫ شناخت

درست مثل شما که نقش های مختلفی را در طول روز باید انجام دهید، آقایان نیز نقش های زیادی را برای خانواده و دوستان خود ایفا می کنند. زمانی را صرف یادآوری این قضیه به مرد زندگی خود بکنید و به او بگویید که متوجه هستید که او چه پسر، پدر،همسر، دوست و برادر خوبی است. مردها خیلی کمتر از زنان به خاطر ایفای نقش هایی که به عهده دارند مورد توجه و قدردانی قرار می گیرند، چرا که همه فکر می کنند این وظیفه آنهاست که از پس تمامی اینها به نحو احسن بر بیایند. اگر ببینند که شما متوجه این مسئله هستید، بسیار از شما متشکر خواهند شد.

۹٫ استقلال

مردها عاشق استقلال خود هستند. این بدان معنا نیست که آنها می خواهند تمام مدت تنها باشند، بلکه می خواهند برخی کارها را به تنهایی و بی آنکه مورد نظارت قرار بگیرند و یا احساس گناهکار بودن به آنها منتقل شود انجام دهند. فراموش نکنید که زمانی را به همسرتان بدهید تا با دوستانش و کسانی که دوست دارد وقت بگذراند یا حتی تنها باشد. او به این زمان نیاز دارد و مطمئن باشید که ارزش اعتماد شما را دارد. برای خود شما هم بد نمی شود، شما هم می توانید این زمان را صرف خودتان و کارهایی که دوست دارید بکنید.

۱۰٫ حمایت

همه ما به حمایت نیاز داریم و آقایان نیز از این قضیه مستثنی نیستند. زمانی که همسرتان می گوید می خواهد کارش را توسعه دهد و یا در یک رشته ورزشی به موفقیت دست پیدا کند، از تلاش های او حمایت کنید. هر چقدر هم که هدفش بزرگ و یا حتی به نظرتان دور از دسترس باشد بگذارید بداند که پشت او هستید و هوای او را دارید. وقتی چیزی برای او مهم است، دلش می خواهد که برای شما نیز مهم باشد.

۱۱٫ خواسته شدن

حتی اگر فکر می کنید که او می داند که او را می خواهید هم، این احساس خود را به او نشان دهید. مردها نیاز دارند که دوست داشته شوند و برای شما جذاب باشند، اگر چنین حسی را به او انتقال ندهید اعتماد به نفس او از بین خواهد رفت. به او نشان دهید که برایتان جذابیت دارد و او را می خواهید و از بودن با او احساس خوش شانسی می کنید.

منبع : bartarinha.ir

گردآوری:مجله اینترنتی مفیدترینها

آیا شما همسرتان را دروغگو می‌کنید؟

زناشویی,روانشناسی,زن وشوهر,زندگی,خانواده ,همسر درغگو  ، شوهر درغگو  ، تاثیر دروغ در زندگی

آیا شما همسرتان را دروغگو می‌کنید؟

زناشویی,آیا شما همسرتان را دروغگو می‌کنید، ممکن است شما بارهای اول که دروغ می‌گوید چندان عکس‌العمل خاصی نشان ندهید اما بعد از مدتی، کم‌کم نسبت به او بی‌اعتماد می‌شوید یا گاهی با او به تندی و با عصبانیت برخورد کنید. بسیاری از زنان نمی‌توانند متوجه شوند چرا همسرشان به آن‌ها دروغ می‌گوید درحالی‌که آن‌ها با او با صداقت و درستی تمام رفتار می‌کنند و تمام زندگی‌شان را وقف او کرده‌اند. آن‌ها انتظار دارند که همسرشان فرد قابل اعتماد زندگی‌شان باشد.

چند راه مختلف برای برخورد و رفتار کردن با همسری که راست نمی‌گوید وجود دارد . اگر می‌خواهید او را اصلاح کنید قبل از اینکه زندگی‌تان را تلخ کنید این چند مورد را درنظر بگیرید.

خانم‌های زیادی هستند که وقتی همسرشان مدام به آن‌ها دروغ می‌گوید احساس می‌کنند که دیگر در ذهن‌شان احترامی برای او قائل نیستند، اگر شما هم جزو همین افراد هستید می‌توانید قبل از اینکه تمام احترام خود را نسبت به او از دست بدهید با خود فکر کنید، «به راستی چرا بعضی افراد دروغ می‌گویند» تا بتوانید با واقع‌بینی بیشتری او را درک کنید. دروغگفتن معمولا از سنین کم در کودکی آغاز می‌شود، حتی یک کودک ۲ ساله نیز می‌تواند به راحتی دروغ بگوید اما زمانی که کودک به اهمیت حرف‌ها و لغات پی می‌برد و می‌فهمد که بعضی از حرف‌ها می‌توانند چه تاثیر خارق‌العاده‌ای داشته باشند به‌طور آگاهانه شروع به دروغ گفتن می‌کنند.

دروغ گفتن همیشه به این معنا نیست که فرد می‌خواهد به کس دیگری آسیب برساند اما ممکن است گاهی این نتیجه نامطلوب پیش بیاید. بعضی از افراد دروغ می‌گویند چون می‌خواهند خودشان را ثابت کنند درواقع دروغ گفتن برای آن‌ها نوعی رفتار دفاعی است، کودک طی مراحل رشد، متوجه می‌شود که دروغ می‌تواند او را از بسیاری از عصبانیت‌هاو تنبیه‌های پدرو مادریا اطرافیان حفظ کند.

به عبارتی دروغ راهی است که می‌تواند نظر مثبت اطرافیان را به‌دست بیاورد وعمل ناشایست و بد خود را پنهان کند. همچنین اگر بخواهیم مثبت نگاه کنیم؛ با دروغمی‌توان دوستان را حفظ کرد یا حتی عزیزی را با هدیه غیرقابل پیش‌بینی غافلگیر کرد. همان‌طور که گفتیم دروغ گفتن از سنین خیلی کم شروع می‌شود و در همه ما وجود دارد، اینکه همه آدم‌بزرگ‌ها به نوعی دروغمی‌گویند چندان عجیب نیست و مهم است که این نکته را درنظر داشته باشیم بیشتر افراد وقتی دروغمی‌گویند به هیچ وجه دوست ندارند به فرد دیگری آسیبی برسانند. مثلا؛ ممکن است خیلی از ما درباره لباس دوست‌مان به دروغ بگوییم که زیباست درحالی‌که عقیده داریم آن لباس واقعا زشت است.

همچنین خیلی ازما در مصاحبه‌های شغلی نیز برای بالا بردن شانس استخدام‌مان دروغمی‌گوییم. ما به فرزندان‌مان هم دروغ می‌گوییم به آن‌ها قول می‌دهیم که اگر شام‌شان را بخورند یک بستنی جایزه می‌گیرند اما سپس کاری می‌کنید که کودک‌مان بستنی را فراموش کند چون برای به مغازه رفتن خیلی خسته هستیم.

دروغ گفتن یاد گرفتنی است

چگونگی شرایط و موقعیت در سال‌های کودکی می‌تواند روی رفتار ما در کل زندگی تاثیر بگذارد. ما تمایل داریم تا حدی همانند دیگران رفتار کنیم و وقتی در خانواده‌ای دروغ پذیرفته شده‌باشد و حتی در بعضی موارد، پنهان کردن واقعیت با تشویق همراه شود، کودکان آن خانواده یاد می‌گیرند که دروغ خیلی هم کار بدی نیست یا حتی می‌تواند عملی پذیرفته شده باشد.

حتی ممکن است بعضی‌ها در طول زندگی این تجربه را به‌دست بیاورند که دروغ راهی برای بقا و صیانت از نفس است. مثلا گاهی بعضی از افراد برای پیدا کردن شغل یا حفظ آن مجبور می‌شوند حقیقت را به‌گونه‌ای مبهم یا آمیخته با دروغبیان کنند و تا جایی که می‌توانند با لغات بازی کنند. بسیار از افراد مجبورند برای بالا بردن حقوق‌شان‌ پنهان‌کاری کنند و تا حد زیادی از لغات نادرست یا مبهم استفاده کنند.

اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم دنیای ما خیلی هم زیبا نیست و دروغ در واقع تبدیل شده ‌است به جزئی از کار و زندگی و گذشته ما. هرچند این رفتار در نظر اکثر افراد اصلا خوشایند و قبول‌شده نیست اما در زندگی تعدادی از زن و شوهرها وجود دارد. اگر چه ناپسنداست اما هستند همسرانی که نه تنها در موضوعات مهم به هم دروغ می‌گویند، حتی در موضوعات کوچک و بی‌اهمیت نیز حقیقت را نمی‌گویند مثلا درباره مکانی که هستند یا عقیده‌ای که دارند دروغ می‌گویند. همه ما در زندگی خود حد و حدودهایی داریم و خودمان هستیم که بسیاری از مسائل زندگی‌مان را تعیین می‌کنیم.

شاید ۲ طرف مقصر هستند

وابسته به ماست که مشخص کنیم در زندگی‌مان دروغ گفتن تا چه حد مجاز است و تا کجا نیست. مثلا یکی از حالت‌ها و اتفاق‌هایی که شاید در زندگی خیلی از زن و شوهرها پیش بیاید این است که مثلا شوهر می‌گوید تا یک ساعت دیگر خانه است ولی این یک ساعت کجا و خانه رسیدن او کجا! در این مواقع اگرچه همسر شما خودش متوجه می‌شود که زمان خانه ‌آمدن خود را خیلی درست نگفته اما از طرف دیگر او دوست دارد در همان زمانی که به شما گفته‌است به خانه برسد اما تلاش او برای عمل کردن به حرفش چندان کافی نیست و در نتیجه حرف و عمل او ۲ تا می‌شود.

در این حالت شما می‌توانید به این موضوع از ۲ زاویه نگاه کنید و از یک نظر می‌توانید فکر کنید که همسر شما توانایی چندانی در برنامه‌ریزی ندارد و نمی‌تواند کارهای خود را به درستی تنظیم کند و از نظر دیگر می‌توانید این طور به موضوع نگاه کنید که همسرتان فردی دروغگو است که بیش از حد سرش به کار گرم است. شما کدام را بیشتر می‌پسندید ؟ به‌نظرتان کدام برخورد مناسب‌تر است؟ این امر بسیار مهم است که بدانید در به‌وجود آمدن رفتاری چون دروغ در یک زندگی زناشویی ممکن است ۲ طرف مقصر باشند.

بعضی‌دروغ ها را می‌شود زیر سبیلی رد کرد

اگر همسر شما تا به حال بیش از چندبار به شما گفته ‌باشد برای ورزش به باشگاه می‌رود ولی در واقع به جای رفتن به باشگاه به خانه یکی از دوستانش برود، این امر ممکن است شما را کمی ناراحت کند اما احتمالا مشکل خیلی بزرگی در زندگی ایجاد نمی‌کند. زن و شوهرها باید قبول کنند گاهی دروغ گفتن یک نفر و انعطاف پذیری طرف دیگر درباره آن دروغ می‌تواند تنش کمتری در زندگی آن‌ها ایجاد کند و در نتیجه خانه آن‌ها آرامش بیشتری داشته ‌باشد. البته گاهی نیز این دروغ‌ها می‌تواند آنقدر بزرگ باشد که یکی از طرفین طاقت تحمل آن‌ها را از دست بدهد. در بعضی موارد دروغ گفتن می‌تواند تبدیل به یک مشکل کاملا پیچیده شود و طرفین را کاملا درگیرخود کند، بعضی از افراد وقتی دروغ می‌شنوند احساس می‌کنند دیگر نمی‌توانند با آن دروغ کنار بیایند و اعتماد آن‌ها کاملا از بین می‌رود. اگر شما نیز جزو چنین افرادی هستید باید به‌دنبال یک راه‌حل برای دروغگویی باشید. اینگونه راه‌حل‌ها به شما یاد می‌دهند که بهترین رفتار و ابراز احساسات در این موارد باید چگونه باشد.

پیش‌بینی کنید، بعد شروع کنید

قبل از این که بخواهید درباره دروغ گویی همسرتان با او حرف بزنید بسیار مهم است که حسابی فکر کنید و پاسخ‌های او را پیش‌بینی کنید. اگر به جواب‌های احتمالی او فکر نکنید به‌طور حتم نمی‌توانید به درستی با او صحبت کنید و گفت‌وگوی ثمربخشی نخواهید داشت. اول از همه سعی کنید، واکنش و تمام جواب‌های احتمالی او را با توجه به شرایط حدس بزنید، در این حالت وقتی با او شروع به صحبت می‌کنید و مثلا او در جواب شما می‌گوید الف، شما می‌دانید که در مقابل این جواب باید چه عکس‌العملی داشته‌باشید یا وقتی جواب او ب یا ج یا… است شما می‌دانید چه رفتاری باید نشان دهید و بهترین تصمیم چیست.

خودتان را آماده کنید که حقیقتی را به شما بگوید که شما دوست ندارید بشنوید. او ممکن است چیزهایی به شما بگوید که برای‌تان سخت است. خودتان را آماده‌سازید که حتی بتوانید تصمیم‌های سخت نیز بگیرید. این را درنظر داشته‌باشید که یک همسر دروغ گو می‌تواند چیزی به شما بگوید که غافلگیر شوید مثل این‌که او شغل دومی دارد که شما نمی‌دانید یا به خاطر انجام کاری از شما شرم دارد یا. . . در انتهای صحبت نیز باید کاملا تمام حدها را برای هم مشخص کنید و به او بگویید که در چه جاهایی اصلا مجاز نیست که دروغ بگوید. اگر بعضی از دلیل‌های همسرتان شما را قانع کرد، به‌طور روشن و واضح به او بگویید که‌حرف‌های او را قبول دارید. بهتر است چند بار به او فرصت دهید که خود را اصلاح کند.

آیا شما همسرتان را دروغگو می‌کنید؟

نمی‌توان گفت که یک شوهر دروغگو نسبت به احساسات همسرش بی‌اعتناست. در حقیقت ممکن است او به دلیل بعضی از رفتارهای همسرش تبدیل به یک فرد دروغگو شده. ممکن است برای یک مرد چند‌بار پیش بیاید که به خاطر گفتن یک جمله و کلمه یا به خاطر گفتن جایی که رفته یا به خاطر ملاقاتی که داشته مورد مواخذه قرار گرفته وکار به دعوا کشیده است. گاهی ممکن است وقتی مردی بعداز بیرون رفتن ـ با چند تا از دوستانش برای یک یا ۲ ساعت ـ به خانه برگشته از طرف همسرش بسیارسرزنش شده است و زن گفته که چقدر از دوستان او بدش می‌آید. ابراز عقیده‌ای صادقانه و ساده درباره خانواده زن یا یکی از ایرادهای او می‌تواند باعث دعوا و گریه و گفتن کلمات تلخ شود و چند ساعت وقت ۲ طرف را بگیرد و. . . .

در همین حالت‌هاست که دروغ گفتن برای مردان تبدیل می‌شود به راهی برای حفظ شخصیت، ایجاد آرامش و دوستی در خانواده. مرد می‌تواند اینگونه با خود فکر کند که من ترجیح می‌دهم، درباره کارهایم دروغ بگویم تا آنکه بخواهم کاری را که دوست دارم کنار بگذارم در همین حالت‌هاست که زن می‌تواند شوهرش را تبدیل به فردی دروغگو کند.

بنابراین بهترین راه‌حل برای اینکه شوهرتان دیگر دروغ نگوید این است که شرایطی را در خانه فراهم کنید که دیگر او مجبور به دروغ گفتن نشود. اگر زن و شوهر بتوانند کمی یکدیگر را آزاد بگذارند و هر کدام به دیگری اجازه دهد که آن‌طور زندگی کند که دوست دارد، به مرور تبدیل به ۲ دوست می‌شوند و دیگر لزومی ندارد به هم دروغ بگویند. به‌طور کلی باید گفت، هر فردی احتیاج دارد تا فضایی برای نفس کشیدن داشته‌باشد و وقتی این فضا فراهم شود، دروغ گفتن متوقف می‌شود.

وقتی زنی به شوهرش اعتماد کامل دارد و مطمئن است که شوهر به او دروغ نمی‌گوید، مسلما رفتار دیگری خواهد داشت و در مقابل مردی هم که احساس کند همسرش به او اطمینان و اعتماد دارد از هر کاری که آرامش زندگی را به هم بزند، پرهیز می‌کند.

اگر می‌خواهید رفتارتان را تغییر دهید باید بدانید، تغییر رفتار زمان‌بر و سخت است و تاثیربخشی این تغییر رفتارها نیز مدتی طول می‌کشد، شما نمی‌توانید در یک شب شوهر دروغگوی‌تان را تغییر دهید.

منبع : bartarinha.ir

گردآوری:مجله اینترنتی مفیدترینها

آیا شما یک زن قوی وجنگجو هستید؟

زن قوی,زن جنگجو,روانشناسی,شوهر,همسر,مسائل زناشویی,خانواده ,زندگی,زن قدرتمند,زن اعتماد به نفس بالا,دختروپسر

آیا شما یک زن قوی وجنگجو هستید؟

مفیدترینها : هرگز دوست ندارم زنی ضعیف باشم. شما هم همیشه مثل من مجذوب زنان قوی و قدرتمند می شوید؟ شما هم دوست دارید یک زن قوی باشید ؟ خوب پس حواستان باشد که قدرت شما هم می تواند الهام بخش باشد و هم ویرانگر !

 

این مقاله بر اساس کتاب fierce Woman (زنان قوی) نوشته خانم Kimberly Wagner است ، او به بررسی روابط بین زوجین و مشکل بزرگ روابط در حال حاضر می پردازد ، از نظر او مردان که رضایت خاطر ناشی از مراقبت از زنان و رهبری را از دست داده اند باید بیشتر مورد توجه خانم ها قرار بگیرند ، از نظر او زنان جنگجو باید یاد بگیرند در خانه جنگجویی مهربان باشند

زن قوی وجنگجو
چرخه ای مخرب
از شوهر خود سپاس گذاری کنید
شوهر خود را تشویق کنید
راه را برایش باز کنید

آیا شما یک زن قوی وجنگجو هستید ؟

ای زنان قدرتمند: این قدرت یک جنگجوی مهربان است که موجب شادی می شود!

هیچ چیزی او را آشفته نمی کند. زنی سرکش، مصمم و دارای نیرویی پرشور و پر حرارت است. وقتی وظیفه ای دشوار و پر از چالش به وی واگذار می شود مردانه به سراغش می رود و اجازه نمی دهد مانعی جلوی کارش را بگیرد. وی نمونه زنی قوی و قدرتمند است.
اما زود قضاوت نکنید. منظورم از این قدرت پرخاشگری نیست، پرخاشگری ای که بی پروا موجب رنجش مردم شود یا ریشه در خودبینی فرد داشته باشد؛ بلکه منظورم قدرتی است که موجب ترویج و اهدای عشق به سایرین باشد نه گرفتن عشق و محبت از آن ها.

چرخه ای مخرب

بیشتر ازدواج ها به دلیل رفتاری مخرب که مکررا هم تکرار می شود با شکست روبه رو می شوند؛ رفتاری که می توان آن را چرخه گریز نامید . چرخه ای تکراری که در آن قدرت زنان همواره موجب ترس و وحشت همسرانشان می شود. یک زن قوی می تواند الهام بخش شوهرش و یا بدترین کابوس همسرش باشد. شوهر چنین فردی، یا به شدت عصبانی می شود و یا با بی تفاوتی به خلوتگاه آرام خود پناه می برد.
من و شوهرم سال ها به خلوتگاه خود پناه برده بودیم، و مسلما این خلوتگاه، چیزی نبود که موجب شادی ما شود. اما بالاخره جلوی این چرخه تکراری را گرفتیم. شما هم می توانید جلوی این چرخه بایستید و مانع از تکرارش شوید. اما این اتفاق با داشتن شخصیتی ضعیف رخ نمی دهد، بلکه در این راه باید به شدت به شوهر خود عشق بورزید. چگونه؟ در ادامه روش هایی را به شما معرفی می کنم که ما را در این راه توانمند خواهد کرد.

با شور و حرارت از شوهر خود سپاس گذاری کنید

اگر زنی پر شور، قوی و خود محور باشید، این شدت در رفتارتان ممکن است موجب پایمال کردن احساسات همسرتان شود، ولی اگر این شور و هیجانتان را صرف تشویق، تمجید و سپاسگذاری از شوهرتان کنید می بینید که چگونه او را از خلوتگاه خود بیرون می کشید.

شوهر خود را تشویق کنید

گاهی تشویق ما آنقدر شدید و غیر واقعی می شود که بیشتر به نق زدن شباهت پیدا می کند تا دلگرمی. اگر مردان دور و بر ما، لذت مردانگی، حس رهبری و لذت مواظبت کردن از ما را از دست داده اند شاید به این دلیل باشد که آن ها را از لذت تشویق محروم کرده ایم. و برای جبران آن باید از آن ها حمایت کنیم تا بهترین خود باشند.

راه را برایش باز کنید

اگر دوست دارید شوهرتان رهبری با اعتماد به نفسی بیشتر باشد پس راه را برایش باز کنید! عامل اصلی بی تفاوتی مردان این است: هنگامی که می خواهند اوضاع را به گونه ای هدایت کنند ، همسرشان سعی می کند با سلطه جویی یا با رفتاری خوار کننده کنترل را از دست شوهرشان خارج کرده و خود اوضاع را در دست بگیرند

اگر حق انتخاب رستوران را به شوهرتان داده اید پس دیگر از انتخابش گلایه نکنید و نگویید که انتخابش شما را به هیجان نمی آورد چون شوهرتان حداقل آنقدر شجاع بوده است که این انتخاب را بکند! مسلما بعدازظهرتان بسیار لذت بخش خواهد بود وقتی با احترام به سلیقه شوهرتان موجب تقویت و تائید شخصیتش شوید.

او را بپذیرید

در ازدواج اولم، انتظار داشتم شوهرم بسیار رمانتیک باشد. اصرارم در به حقیقت تبدیل شدن این انتظار واهی موجب شد اصرار کنم، التماس کنم، وی را تحت فشار قرار دهم، فریبش دهم، وی را خوار کنم و قلدری کنم تا شاید با این کارها مرد ایده آل خودم را بسازم.

هر چقدر انرژی بیشتری برای تغییر او صرف می کردم می دیدم که بیشتر از هم فاصله می گیریم. شوهر خود را همانگونه که است بپذیرید، تلاش نکنید شوهر درون گرای خود را به فردی برون گرا یا برعکس تبدیل کنید. برای شوهر خود فضایی راحت و امن ایجاد کنید تا در کنار شما “خود واقعی اش “باشد.

شما زنان قدرتمند ، خود را به جنگجویانی لطیف و با احساس تبدیل کنید تا از شادی ای که این رفتار در زندگی و در میان اعضای خانوادتان پخش می کند متعجب شوید!

منبع:ibanoo.ir

گردآوری:مجله اینترنتی مفیدترینها

متلک های زن و شوهر به یکدیگر

متلک های زناشویی  ، متلک گویی زن وشوهر  ، متلک گویی زوجین

متلک های زن و شوهر به یکدیگر

باغچه:وقتی این لباس قرمزو می پوشی شبیه دلقکای سیرک می شی.

خواهشا این کفشای پاشه بلندتو نپوش باهاش کج کج راه می ری…

بابات همیشه این قدر بد غذا می خوره؟ چه قدر موقع غذا خوردن ملچ و مولوچ می کنه…

مادرت چرا مثل خدمتکارا هر جا می ره شروع می کنه به کار کردن؟ چرا یه ذره کلاس نداره؟…

متلک گویی یکی از انوع خشونت گفتاری علیه طرف مقابل است و عمدتا افراد متلک گو فاقد اعتماد به نفس بوده و دچار خود کم بینی و فاقد بهداشت روانی هستند.

عمدتا متلک گویی به معنای خروج واژه ها از استانداردهای منطقی و شرعی و عرفی و حسی است و عمدتا تهدید کننده عزت یک انسان دیگر است و موجب توهین به او می شود که متاسفانه در روابط برخی از زوجین بسیار شاهد ان هستیم.

بیان حقیقت مهارتی است که باید از طریق عشق و احساس روانه شود زیرا بدون عشق بی شک حقیقت می تواند آزاردهنده و رنج آور باشد. هیچ افتخاری در بیان آنچه رخ داده است و حقیقت به شمار می رود، به بهای جریحه دار شدن احساسات و عواطف همسرمان وجود ندارد.

شاید خیلی از مفاهیمی که در متلک گویی زوجین نسبت به هم رد و بدل می شود واقعیت داشته باشد اما طرز بیان و ادبیات به کار رفته شده ان قدر خشن و آزار دهنده است که تنها صدمات روحی برای طرف مقابل به همراه دارد. افراد متلک گو عمدتا عناوینی مثل رک گویی، صراحت و بی شیله پیله بودن را در مورد خود به کار می برند. اما تاثیراتی همچون پست و خوار کردن، تضعیف کردن یا صدمه زدن به قربانی خود را دارد.

عمدتا متلک گویی به معنای خروج واژه ها از استانداردهای منطقی و شرعی و عرفی و حسی است و عمدتا تهدید کننده عزت یک انسان دیگر است

البته هر کس دنیا را بر اساس تجارب قبلی خود به شکل متفاوتی درک می کند که به ان دنیای خصوصی شخص گفته می شود. بنا براین چون نحوه نگرش و دید ما نسبت به مسایل با یکدیگر فرق دارد رفتارمان نیز با هم متفاوت است، وجود تفاوت در باورهای ما نیز طبیعی است و گاها به خاطر همین تفاوتها با دیگران دچار اختلاف و تعارض می شویم. پس تعارض و اختلاف زناشویی نه تنها یک امر طبیعی و اجتناب ناپذیر است بلکه می تواند نقش مثبت و موثری در تثبیت رابطه داشته باشد. اما گاه این تعارضات باعث می شود که هر یک از زوجین به اشتباه رفتار اشتباهی را در پیش گرفته و لذا بر شدت ناکامی ها و تنشهای ارتباطی بیفزاید. عوامل زیادی می تواند سبب شود که این اختلافات و تعارضات طبیعی به آشفتگی تبدیل شود. یکی از این عوامل زمینه ساز در تبدیل اختلافات و تعارضات زناشویی، طرز تفکر و نگرش آنها و همچنین نوع برخوردشان به تعارضات زناشویی است.

یکی از تعارضات جدی میان زوجین در زندگی مشترک صحبت کردن در لفافه یا همان متلک اندازی یکی از زوجین یا هر دو آنها نسبت به دیگری است.

وقتی زن و شوهر صریح و شفاف در مورد مسایل و مشکلات ارتباطی با هم صحبت نکرده و با غلو کردنهای زیاد سعی دارند یک صفت منفی را در همسر خود بزرگتر جلوه داده و در کلام، وی را مورد خشونت قرار دهند، در اصطلاح متلک اندازی گفته می شود.

حال متلک اندازی زاییده چه نوع ارتباطی است؟

در ادامه انواع ارتباط میان زوجین مورد بررسی قرار گرفته و این سبک رفتاری هم بررسی می شود.

گفتگوی منفعلانه

در یک گفتگوی منفعلانه فرد نسبت به بیان افکار، احساسات و تمایلات و همچنین روراستی و صداقت بی میل است و در واقع این افکار و احساسات را نزد خودش نگه می دارد. این روش می تواند ناشی ازاعتماد به نفس پایین باشد و به طور مشخص و به منظور اجتناب از جریحه دار شدن احساسات دیگران یا جلوگیری از سرزنش به کار گرفته شود.

زوجهای منفعل به دلیل اینکه نیازهای عاطفی خود را بیان نمی کنند معمولا به انچه که می خواهند نمی رسند و در نتیجه ارتباطی بی روح و با حداقل صمیمیت خواهند داشت.

گفتگوی تهاجمی

فرد دارای چنین سبکی همیشه طرف مقابل را سرزنش و متهم می کند، اغلب از بیاناتی شبیه به”شما هرگز” یا ” شما همیشه” و .. استفاده می کند. عموما این روش هنگامی که یکی از طرفین احساس تهدید میکند و یا افکار و احساسات منفی دارد رخ می دهد.در این سبک ارتباطی عمدتا افراد قصد دارند که دیگران را مسئول احساست خود قلمداد کنند.
متلک های زناشویی,متلک گویی زن وشوهر,متلک گویی زوجین
گفتگوی منفعل- مهاجم

افراد دارای این سبک عمدتا به صورت نامشخص پرخاشگری می کنند و خشم خود را به صورت غیر مستقیم نسبت به دیگری بیان می کنند و انتظار دارند که دیگری بداند که برای چه این کار را می کند. البته این سبک ارتباطی هم می تواند رفتاری باشد و هم گفتاری.

در سبک رفتاری فرد سعی می کند حالات پرخاشگری را در عمل نشان دهد مثل خانمی که دوست دارد همسرش روزهای تعطیل بیشتر کنار او باشد اما همسر بیشتر دنبال خواب و استراحت است و لذا زن به طور منفعلانه با ایجاد سر و صدا سعی می کند مانع از خواب همسرش شود.

در این سبک گفتاری که همان متلک پراکنی است یکی از طرفین سعی دارد با بیان کلمات دو پهلو و نیش دار منظور و مقصود خود را به طرف مقابل بفهماند که در حقیقت مرتکب نوعی خشونت گفتاری می شود.البته گاه دیده می شود که برخی از زوجین هر دو نسبت به هم چنین سبک تعاملی داشته و کلا با کلمات دوپهلو و ازار دهنده با هم تعامل برقرار می کنند

گفتگوی صریح

فرد در این سبک بدون احساس ترس یا پرخاشجویانه رفتار کردن، احساسات،خواسته ها و افکار خود را بیان می کند. فرد نه از حق خود گذشته و نه به دیگری بی احترامی می کند و در واقع هم از یک سو حالت انفعالی ندارد و نمی گذارد دیگران از وی سواستفاده کنند و از طرف دیگر نیازهای دیگران را می شناسد و سعی می کند خود را به نحوی معقول با انها منطبق کند. چنین حسی به نوبه خود حس اعتماد به نفس و خود ارزشمندی را در ارتباط با دیگران بالا می برد.دراین گفتگو افراد خود را به روش سالم، غیر تواضعی و بدون سماجت نشان دهند و این به معنای عنوان کردن شفاف و مستقیم خواسته و مودب بودن در گفتگو است.

راه حل

وقتی رابطه زوجین درگیر متلک پراکنی می شود به طور خلاصه رعایت این اصول برای اصلاح طرز بیان توصیه می شود:

هرگاه از همسرتان انتقادی داشتید یا رفتاری از وی ازارتان داد این اصول را در گفتگوی صریح خود حتما رعایت کنید:

۱- خلاصه حرف بزنید: اغلب اوقات می توان همه گفتنی ها را در دوجمله بیان کرد. با این روش از صحبت درباره مطالب خارج از برنامه که اغلب ایجاد تنش می کند جلوگیری کنید. مثلا ” من از انجام کارهای زیاد خانه واقعا خسته میشم. دوست دارم شما هم قدری کمکم کنی”. به جای اینکه بگویید: خدا شانس بده. زنای مردم وقتی شوهرشون به منزل میاد اول استراحتشونه، من بیچاره اول کارگری و سرویس دادن….

۲- صریح و موجز حرف بزنید: از صحبت های مبهم و از کلی گویی بپرهیزید. مثلا به جای اینکه بگویید” آرزو به دلم موند یه دفعه تو رو صاف و صوف ببینم” بگویید” دلم می خواهد برای حضور در این مهمانی لباسهای مرتب تری بپوشی”.

۳- از توهین و تهمت خودداری کنید.

۴- از زدن برچسب مانند شلخته، خودخواه یا بی ملاحظه خودداری کنید.

۵- حرفتان را بزنید و از انتقاد خودداری کنید: مثلا به جای اینکه بگویید” تو هیچ وقت نفهمیدی کارهای این خانه چطور پیش می رود” بگویید” اگر در شستن ظرفها به من کمک کنی بسیار ممنون می شوم. یعنی کلی گویی نکنید و دقیقا انچه را که می خواهید بیان کنید.

منبع : tebyan.net

گردآوری :مجله اینترنتی باغچه

تاثیرات رفیق بازی زوجین در زندگی زناشویی

رفیق بازی  ، زوجین  ، بی مسولیتی زوجین  ، زناشویی

تاثیرات رفیق بازی زوجین در زندگی زناشویی

باغچه:با همسرتان صحبت کنید، ذکاوت بیشتری به خرج دهید و لذت هایی را که با دوستانش تجربه می کند شناسایی کنید.در صورتی که دوستان همسرتان افراد مطمئنی از نظر اخلاقی نیستند و شما را نگران می کنند ازمشاوران کمک بخواهید

بعضی ها به محض متاهل شدن دور همه رفقای گذشته را خط می کشند و بی خیال همه خاطرات قدیمی می شوند. برخی هم دوستان شان را تا اندازه ای به دنیای بعد از ازدواج شان راه می دهند که انگار آب از آب تکان نخورده و هیچ تغییری در زندگی شان ایجاد نشده است. درست است که رفقا پیراهنی نیستند که روز به روز عوض شان کنید اما به هر حال به قول سهراب سپهری همیشه «دوستانی بهتر از آب روان» نصیب تان نمی شود؛

به همین دلیل گاهی لازم است همراهان تان را پس از ازدواج غربال کنید و آنهایی که برای زندگی مشترک تان خطرناکند را کنار بگذارید. ما در این مطلب به ۸ گروه از دوستان خطرناکی اشاره کرده ایم که می توانند دوام زندگیمشترک تان را تهدید کنند و شما و همسرتان را به جان هم بیندازند اما شک نکنید این فهرست همیشه قابل گسترده شدن است.

دوستان اهل بازی «من از تو خوشبخت تر هستم»

می توانید حدس بزنید این دوستان چه جور آدم هایی هستند؟ آنها اصرار دارند با شما وارد رقابت بر سر دارایی های شان شوند؛ مثلا مدام از روابط عالی با همسرشان حرف بزنند و شرح بدهند شریک زندگی شان مثل یک بره مطیع است و آنقدر عاشق که جانش را کف دستش گذاشته و هر دم، آماده است آن را فدای شان کند. تصویری که آنها از زندگی شان می سازند، همیشه اغراق آمیز است. همه افتخارشان خلاصه می شود در مارک لباس ها، لوازم منزل شان، درآمد بالا، تفریحات اعیانی، خریدهای آنچنانی، سفرهای اعجاب انگیز و دوردور کردن در فروشگاه های گران قیمت.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

مهم ترین ضرر همنشینی با این دست آدم ها، مقایسه کردن زندگی خودتان با آنها و افزایش حس نارضایتی در شماست. نتیجه این بازی هم از همان اول معلوم است؛ زندگی مشترک تان هرقدر هم که خوب باشد آنها همیشه یک برگ برنده برای رو کردن دارند تا ثابت کنند اهمیتی ندارد چقدر برای خوشبختی دست و پا بزنید، آنها همیشه از شما خوشبخت تر هستند.

این گروه از دوستان، بی آنکه نظر شما را بپرسند، شما را به یک رقابت احمقانه بر سر بیشتر به دست آوردن و بیشتر داشتن وارد می کنند و انتظارات تان از زندگی مشترک و همسرتان را تا جایی بالا می برند که هیچ وقت به آنچه دارید، راضی نمی شوید.

دوستان اهل بازی «من چقدر بدبختم!»

رفتار این گروه دقیقا برعکس گروه قبلی است. کارشان فقط نق زدن است. آنها زندگی شما را با مال خودشان مقایسه می کنند و دائما غبطه می خورند و با حسرت تمام نشدنی شان تاثیری منفی بر زندگی مشترک تان می گذارند.

مهسا که دوستی با یکی از این آدم ها را تجربه کرده است، تعریف می کند در یک مهمانی خانوادگی همان دوست حسرت خور، مدت ها حرکات شوهر او را زیر نظر گرفته بود و همین که دور هم جمع شده بودند تا گپی بزنند، خطاب به شوهر مهسا گفته بود: «شما چه همسر مهربانی هستید. شوهر من هیچ وقت در کارهای خانه کمکم نمی کند. شوهرم می گوید، مرد واقعی نباید در خانه دست به سیاه و سفید بزند.

خوش به حال زن تان. واقعا شما با این همه کار بیرون از خانه چطور به کمک کردن در خانه هم می رسید؟» حسرت خوردن این دوست اما به همین جا ختم نشده بود. او در مهمانی بعدی، حسودی کرده بود که چرا شوهر مهسا او را «عزیزم» خطاب می کند اما شوهر خودش، اسمش را صدا می کند و بعد باز موضوع کمک کردن شوهر مهسا در امور خانه را پیش کشیده بود و با خنده ای از سر لج گفته بود: «شما مثل یک کدبانو کار می کنید!»

چه خطری تهدیدتان می کند؟

خودتان را جای مهسا بگذارید. احساس می کنید با نشان دادن این واکنش ها همسرتان چه احساسی پیدا می کند؟ دوستان حسرت خور گذشته از انرژی منفی ای که با خود به هر جمعی می آورند، می توانند در شما یا شریک زندگی تان احساس برتری کاذبی ایجاد کنند و شما دو نفر را در اوج خوشبختی به جان هم بیندازند.

دوستانی که زیادی صمیمی می شوند

این گروه از دوستان، حد و مرزی برای ارتباطات شان نمی شناسند. آنها دیگران را بیش از اندازه به حریم خصوصی شان وارد می کنند و به خود هم اجازه وارد شدن به خط قرمزهای زندگی دیگران را می دهند. چنین افرادی دعوای زن و شوهری شان را خیلی راحت به خانه شما می آورند، سرزده سراغ تان می آیند و برنامه های تان را به هم می زنند و از اینکه در مناسبات زندگی خصوصی تان دخالت کنند، ابایی ندارند.

آنها با همسرتان هم به اندازه شما صمیمی می شوند و مثل یک دوست قدیمی بی نیاز به حضور شما با او وارد ارتباط شده و حتی درددل می کنند و گاهی حتی دایه عزیز تر از مادر می شوند و همسر شما را به عنوان دوست صمیمی و قدیمی شان معرفی می کنند.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

بی تعارف و خیلی سریع، نام آن دوستانی را که در روابط با همسرتان حد و مرز نمی شناسند، از فهرست رفقای صمیمی تان حذف کنید.هر ارتباطی تعریفی دارد. رابطه همسر شما و دوستان تان هم از این قاعده مستثنا نیست. فراموش نکنید همیشه پس از ازدواج این امکان وجود دارد که برخی دوستان عمدی یا غیر عمدی تلاش کنند بیش از حد با همسرتان صمیمی شوند.

ممکن است تصور کنید شما جوان و برازنده هستید و همسرتان شما را برای زندگی مشترک انتخاب کرده است پس این بیش از حد صمیمی شدن ها، تاثیری در نظر همسرتان نسبت به شما ندارد اما در اشتباهید. به هرحال روابط تعریف نشده و خارج از عرف یک دوست، همیشه وسوسه ای دائم برای شریک زندگی شماست که راه لغزش را برایش هموار می کند. گاهی شنیدن درد دل های دیگران و همدردی با آنها می تواند ما را بیش از اندازه به آنها نزدیک کند.

رفیق بازی,زوجین,بی مسولیتی زوجین,زناشویی

به این سوال پاسخ دهید

در روابط انسانی باید مدام هدف ها را بسنجیم و از خود بپرسیم منظور اصلی مان از ارتباط با دیگری چیست. دوستانی که بلد نیستند به درستی به این سؤال جواب بدهند در ارتباط با آدم های دیگر از جمله همسر شما با چالش مواجه می شوند و چه بسا حتی دچار سوء برداشت شوند.

دوستان خیانتکار

این افراد یا از زندگی با شریکی که انتخاب کرده اند ناراضی اند و به همین دلیل در جای دیگری به دنبال خوشبختی می گردند یا اینکه خود را اهل تنوع یا قربانی یک عشق ناگهانی معرفی می کنند و رابطه ای موازی با زندگی مشترک شان را شکل می دهند. ممکن است این افراد از سر شرم یا به هر دلیل دیگری این رابطه را از شما و دیگران پنهان کنند یا اینکه برعکس شما را محرم رازهای مگوی شان تلقی کنند و خاطرات و اتفاق هایی که در این رابطه تجربه می کنند را با شما تقسیم کنند.

دوستانی که به همسرشان خیانت می کنند، عهدشکنی های شان را با آب و تاب برای تان تعریف می کنند، دست به دامن توجیه های مسخره می شوند، دلیل های عجیب و غریب می تراشند تا شما را قانع کنند که حق داشته اند عهدشان را در زندگی مشترک شان بشکنند و راه بیفتند پی هوس شان.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

رفت و آمد با آنها دو اشکال بزرگ دارد؛ اولا آهسته آهسته، زشتی عهدشکنی پس از ازدواج برای تان کمرنگ می شود و امکان دارد تغییر باورهای تان بی آنکه متوجه باشید به تغییر رفتار منجر شود. پژوهشگران می گویند بسیاری از رفتارهای ناخوشایند و واکنش های نادرست از طرف دیگران به ما منتقل می شوند. آنها می گویند رفتارهای مخرب به نوعی واگیردار هستند و بی آنکه بدانید می توانند زندگی شما را به تسخیر خود در بیاورند.

از طرف دیگر همسر شما هم خواسته یا ناخواسته بخاطر این معاشرت ها در معرض ویروس واگیردار خیانت قرار می گیرد.

ثانیا زندگی مشترک تان همیشه در خطر است چون کسی که به عهدش با نزدیک ترین شریکش یعنی همسرش وفا نکرده است می تواند در رفاقتش با شما هم بی وفا باشد و زندگی مشترک تان را به خطر بیندازد.

خطر دیگری هم در کمین تان است

شما محرم رازهایی می شوید که نه از عهده فاش کردن شان برمی آیید و نه توان نگه داشتن شان را دارید. هر زمان که همسر دوست خیانتکارتان را می بینید، احساس می کنید وظیفه نجات دادن زندگی اش را با گفتن چنین رازی دارید و از سوی دیگر در قبال حرفی که مجوز به زبان آوردنش را ندارید هم مسئولید و هم ممکن است با مطرح کردن این موضوع فاجعه ای را به بار بیاورید که توان تحمل عواقبش را ندارید.

دوستانی که ازدواج تان توی کت شان نمی رود

این گروه ارزشی برای وقت شما در زندگی مشترک قائل نیستند. آنها درک نمی کنند که پس از ازدواج بخشی از وقت و قلب شما متعلق به همسرتان است و شما را تمام و کمال می خواهند. اگر به این افراد بگویید نمی توانید همه روزتان را همراه شان در پاساژها دوردور کنید یا در کافی شاپ ها بنشینید و قهوه دوبل بخورید یا به درددل آنها گوش کنید، شما را به جوگیر بودن یا عوض شدن متهم می کنند و برای همیشه روی تان خط می کشند.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

اگر بخواهید این افراد را در کنار خود حفظ کنید، باید برخی مناسبات زندگی مشترک را زیر پا بگذارید. برای چنین دوستانی محدودیت های شما در مجردی سفر رفتن قابل درک نیست. آنها نمی پذیرند شما گذشته از همسرتان با خانواده او هم وصلت کرده اید و باید وقتی را برای بودن در کنار دوستان دیگر و فامیل ها هم در نظر بگیرید. برای این افراد پذیرفتنی نیست که شما مسئولیت رسیدگی به امور خانه را دارید و نمی توانید ۸ شب خسته و بی رمق به خانه بازگردید و قبل از آمدن به تنهایی شام تان را بخورید.

اگر بخواهید چنین دوستانی را حفظ کنید، احتمالا از سوی همسرتان انگ بی مسئولیتی می خورید و اگر هم بخواهید از زندگی مشترک تان محافظت کنید، احتمالا مدام باید طعنه ها و گلایه های آنها را تحمل کنید اما یادتان نرود دوستان واقعی باید به این شراکت جدید در زندگی تان احترام بگذارند و در غیر این صورت همراه های مناسبی برای ادامه مسیر دوستی نیستند.

دوستانی که عادت های بد دارند

دوستان وراج که ارزشی برای زمان قائل نیستند، دوستان اهل دود و دم، دوستان قانون شکن، دوستان فحاش و بددهن و خلاصه دوستانی که می دانید عادت های ناپسندشان در حدی خطرناک است که امکان دارد همنشینی با آنها به زندگی مشترک تان آسیب بزند، نباید در فهرست دوستان پس از ازدواج تان باقی بمانند.

چه خطری تهدیدتان می کند؟

در نظر داشته باشید که هر رفیقی نقاط ضعفی هم دارد اما گاهی برخی صفات ناپسند یک به اصطلاح دوست، بلای جان تان می شود. یادتان نرود بسیاری از صفات ناپسند واگیر دارند و زودتر از خصوصیات پسندیده اطرافیان تان به شما منتقل می شوند. شاید در آغاز فحاشی های یک دوست برای تان آزاردهنده شود اما به مرور گروه واژگان شما شبیه به هم می شود و حتی لحن و حالت حرف زدن تان هم به یکدیگر شباهت پیدا می کند حتی اگر احساس کنید توان ایستادگی در برابر این هجوم را دارید، نمی توانید از توانایی همسرتان در این مورد هم مطمئن باشید.

دوستانی که آتش بیار معرکه اند

همه می دانند آسمان هیچ زندگی مشترکی همیشه آفتابی نیست و گاهی وقت ها هم ابری می شود. این جور وقت ها دوستان واقعی تلاش می کنند به شما و همسرتان برای بازسازی زندگی تان کمک کنند اما دوستانی هم وجود دارند که به جای بازسازی روابط تان، آتش بیار معرکه می شوند و در لباس مشاوری امین، مدام تحریک تان می کنند که مبادا از خطای همسرتان بگذرید یا با جرات در حضور همسرتان به اشتباه های تان اعتراف و طلب بخشایش کنید.

حتی اگر قهرتان با وجود کارشکنی های شان، سرانجام به آشتی برسد آنها آرام نمی گیرند طوری که انگار دلخوری شان از مشکلات زندگی شما از خودتان هم بیشتر است به همین علت است که اگر همسرتان در جمع حضور نداشته باشد یا درباره اش بد می گویند یا آنقدر به ضعف های زندگی تان اشاره می کنند و از آنها می پرسند که دست آخر سردرددل شما هم باز شود.

بعد یک گوش خوب برای غیبت شنیدن می شوند و همه نکات منفی را به خاطر می سپرند و در گفت وگوهای بعدی با همان الفاظ و صفت ها درباره همسرتان حرف می زنند اما شما دیگر نمی توانید بابت توهین های شان به آنها گلایه کنید چون بخش عمده حرف های شان با استناد به گفته های شما در زمان آن درددل های دوستانه است!

چه خطری تهدیدتان می کند؟

چرا آنها نمی توانند زندگی آرام شما را تحمل کنند؟ جالب است بدانید گاهی رفتارهای جسورانه ای که این نوع دوستان برای برخورد با همسرتان به شما توصیه می کنند، آرزوهایی است که برای زندگی مشترک خودشان دارند؛ آرزوهایی که سرکوب شده است و نتوانسته اند عملی شان کنند چون می دانسته اند که این رفتارها زندگی مشترک شان را خراب می کند.

برای مثال مردی که در زندگی مشترکش همیشه از ترس رفتار پرخاشگرانه همسرش، ساکت و سر به زیر بوده است در اداره وقتی ماجرای مشاجره دوستش را با همسرش می شنود به او پیشنهاد می کند گاهی زنش را کتک بزند؛ رفتاری که او پیشنهاد می کند در واقع گرایش سرکوب شده ای در خودش است که نتوانسته در زندگی مشترک خودش اجرایی اش کند چون می داند که همسرش با پرخاشگری اش برخورد خواهد کرد.

گروه دیگری از دوستان «آتش بیار معرکه»، توصیه های بدی برای شما دارند چون خودشان، تجربه های بدی در زندگی مشترک داشته اند و بیشتر از آنچه به شما پیشنهاد می کنند از زندگی یاد نگرفته اند. برخی از آدم های این گروه زندگی هایی از هم پاشیده دارند و طبیعتا تجربه های شان از همان زندگی را به شما هم منتقل می کنند.

برای نمونه امکان دارد دوستی که زندگی اش به علت خیانت همسرش به طلاق رسیده است به محض اینکه درددل شما را درباره کم توجهی و حواس پرتی همسرتان بشنود به شما هشدار دهد که احتمالا شریک زندگی شما هم در حال خیانت کردن است.

در حقیقت این گروه تجربه های ناخوشایند خودشان را به زندگی دیگران «تعمیم» می دهند. «تعمیم دهی» یک «خطای شناختی» است و معمولا وقتی اتفاق می افتد که مهارت لازم برای تحلیل چالش ها را نداشته باشم.

آنها با تعمیم دهی های نابجا، محیطی تاریک، ترسناک و پر از گزند و بی اعتمادی را در زندگی مشترک برای تان توصیف می کنند در حالی که اگر بخواهید واقع گرایانه به زندگی نگاه کنید، می فهمید آنقدرها هم که این دوستان توصیف می کنند تلخ نیست مگر آنکه خودتان فقط دنبال ناخوشی هایش بگردید.

اما این دوستان گروه سومی هم دارند؛ کسانی که درکی از مشکل شما ندارند و توصیه هایی کلیشه ای و انتزاعی را برای تان سرهم می کنند. اگر شما با دوست مجردتان در مورد بدخلقی امروز همسرتان درددل کنید، احتمال اینکه فکر کند دعوا نمک زندگی شماست، بسیار کم خواهد بود.

او با شنیدن توصیف های شما، رفتار همسرتان را به موقعیت های دیگر تعمیم می دهد و از اینکه شما آنقدر ساده اید که حاضر به جدا شدن از چنین مردی نیستید، عذاب می کشد و البته این عذاب را به شما هم منتقل می کند. چنین دوستی نمی تواند بپذیرد زندگی زیر یک سقف با چالش هایی هم همراه است که گذر زمان و شناخت بیشتر شما و همسرتان از یکدیگر به کم شدن شان کمک می کند.

دوستانی از جنس مخالف

شاید بپرسید که تا کجا می توان با جنس مخالف دوستی کرد. ما می گوییم هر زمان، روابط دوستانه شما با چنین دوستی به حدی رسید که در حضور همسرتان مجبور شدید سطح ارتباط تان با او را پنهان کنید یا حس کردید حریم های تان در حال فراموشی است یا اگر شک کردید که شاید بخشی از وظایف همسرتان را روی دوش او انداخته اید؛ مثلا سنگ صبور یا مشاورتان شده است، باید نگران شوید و سطح ارتباط تان را با او اصلاح کنید. اگر دیر بجنبید، زندگی مشترک تان به خطر می افتد.

منبع : hidoctor.ir

گردآوری:مجله اینترنتی باغچه

چه دلایلی برای بچه دار شدن خوب است؟

بچه دار شدن  ، فرزند صالح  ، نوزاد  ، زوج های جوان,زندگی مشترک,رابطه زناشویی

چه دلایلی برای بچه دار شدن خوب است؟

باغچه :داشتن فرزند روابط، فعالیت های روزمره، شغل، وضعیت مالی و به طور کلی سبک زندگی شما را تغییر خواهد داد. به همین دلیل قبل از بچه دار شدن، باید برای آینده خود برنامه ریزی کنید و ببینید حضور فرزند در آن چه تغییراتی ایجاد می کند.

بسیاری از پدر و مادرهایی که دو سه تا بچه قد و نیم قد دارند، حتی همین حالا هم نمی توانند به یک سوال ساده جواب بدهند: «چرا بچه دار شدید؟» قدیم ها می شد بچه دار شدن را یک جور سرنوشت بیولوژیک دانست که هر ازدواجی را منجر به چند تا بچه می کرد، اما حالا دیگر اوضاع عوض شده است.

روش های پیشگیری از بارداری و آگاهی زنان و مردان جوان از مسئولیت های مادری و پدری باعث شده عملا بچه دار شدن یک فرآیند پیش بینی شده باشد. به همین دلیل است که والدین امروز فرصت مناسبی برای فکر کردن به جواب این سوال دارند: «چرا می خواهیم بچه دار شویم؟»

به جواب های خودتان فکر کنید و آن ها را با جواب های این صفحه چک کنید؛ اگر خدای نکرده، یکی از این بهانه ها، دلیل شما هم هست، در تصمیم تان تجدیدنظر کنید.

خلاصی از دست گیرهای فک و فامیل

اگر چند ماهی از ازدواج تان گذشته باشد و بچه دار نشده باشید، حتما چندتا از این جمله ها را شنیده اید: «شما هنوز بچه ندارین؟»، «بسه دیگه هر چی دونفری بودین، سه تا بشین!»، «یه کاری کنین تا ما زنده ایم نوه مون رو ببینیم!» و جملاتی شبیه این که می تواند از زبان مادر و پدر خودتان یا حتی دورترین فامیل و همسایه و دوست و همکار بیرون بیاید.

اغلب زوج های جوان چند ماه اول را استقامت به خرج می دهند و در مقابل این حرف ها لبخند می زنند و سر تکان می دهند. اما اگر کارتان به جایی رسیده که این حرف ها به شما برمی خورد و از دست شان خسته شده اید، مواظب تصمیمی که می گیرید، باشید.

مبادا به خاطر خلاص شدن از شر این حرف های خاله زنکی بخواهید یک بچه به دنیا بیاورید تا دهان آن ها را بسته باشید؟! برای بچه دار شدن به زمان مناسب و زمینه های آن فکر کنید. دهان این جور آدم ها هم هیچ وقت بسته نمی شود؛ مطمئن باشید!
بچه ها خیلی نازن!

بعضی ها از بدو تولد عاشق بچه اند! حتی پیش از ازدواج هم از دیدن یک بچه لپ گلی دل شان غش می رود و برای همه بچه های فامیل کادو می خرند و هر جا باشند، بچه ها از سر و کول شان بالا می روند. اگر هر یک از شما (زن یا شوهر) این طوری هستید، برای بچه دار شدن اصرار نکنید. بزرگ کردن بچه خود آدم، با بازی کردن و کشیدن لپ بچه های دیگران خیلی فرق دارد. بعدا نگویید نگفتیم!

داشتن یک پسر/ دختر

ممکن است شما عاشق دختر کوچولوهای تپلی باشید یا همسرتان به داشتن یک پسر قلدر افتخار کند، اما این اصلا بهانه خوبی برای بچه دار شدن نیست. ۵۰ درصد اصلا احتمال کمی نیست و هنوز هم هیچ راه عملی و قطعی برای انتخاب جنسیت بچه وجود ندارد. بنابراین اگر به این بهانه بخواهید بچه دار شوید، به احتمال ۵۰ درصد با کودکی مواجه می شوید که آن را نمی خواهید.

یک تجربه ناموفق

مرگ کودک بزرگ تر یا سقط جنین، هرچند ضربه عاطفی بسیار بزرگی است، اما به هیچ عنوان بهانه مناسبی برای به دنیا آوردن یک کودک دیگر نیست. این که فکر کنید یک بچه دیگر می تواند جای خالی کودک از دست رفته را پر کند، کاملا اشتباه است. از طرفی، هیچ چیز نمی تواند اندوه و جای خالی تجربه ناموفق قبلی را پر کند. از سوی دیگر، نباید به کودک به چشم جایگزین کودکی دیگر نگاه کرد.

بچه داشتن مد شده

بله، واقعا تعداد بچه ها در اطراف ما خیلی بیشتر شده و این به دلیل رسیدن خیل جمعیت دهه ۶۰ به سن باروری است؛ پس این را به حساب مد نگذارید. مطمئن باشید اگر زود بچه دار نشوید از هیچ چیز عقب نمی مانید!

داداشم اینا دارن بچه دار می شن!

چه به خاطر چشم و هم چشمی باشد و چه خوشحالی از این که کودک تان یک همبازی در فامیل دارد، این بهانه، دلیل مناسبی برای بچه دار شدن نیست. بچه دار شدن مسابقه نیست که بخواهید سریع خودتان را به جاری و خواهرشوهر و برادرزن تان برسانید! اگر چنین بهانه ای را برای بچه دار شدن انتخاب کرده اید، هنوز خیلی برای مادر و پدر شدن بچه اید!

خانه داری به جای شاغل بودن

اگر یک خانم شاغل هستید و حالا از چند سال کار مداوم خسته شده اید و دل تان یک تغییر در روش زندگی می خواهد، بچه را بهانه نکنید. درست است که بعد از زایمان ۶ ماه مرخصی دارید، اما برای استراحت روی آن اصلا حساب نکنید. بچه دار که شدید، می فهمید کار کردن در اداره در مقابل خانه داری و بچه داری یک جور استراحت به حساب می آید!

حل اختلافات خانوادگی

اگر با همسرتان دائم دعوا و بگومگو دارید، یکی از شما دو نفر عادت های زشت یا اعتیاد به سیگار یا مواد مخدر دارد، خانواده همسرتان تحقیرتان می کنند، از خانواده خودتان دور هستید یا مسائل دیگری شبیه این، به داشتن یک بچه برای پناه بردن به او از شر این اختلافات فکر نکنید. کودک، مسئول حل مشکلات روحی شما نیست. اتفاقا برای بچه دار شدن باید زمانی را انتخاب کنید که روابط تان با همسرتان به یک پایداری نسبی رسیده باشد.

بچه دار شدن,فرزند صالح,نوزاد,زوج های جوان
ما مشکل پزشکی نداریم

بعضی ها می گویند «حالا شما یه بچه رو بیارین، مطمئن شین که مشکلی ندارین، بعد اگر نخواستین، دومی رو نیارین!» این یکی از تئوری های شاهکار بزرگان فامیل است! برای رد فرضیه خاله خان باجی های فامیل در مورد این که چرا شما بچه دار نمی شوید و اشکال از کدام یکی تان است، لازم نیست یک بچه بیاورید. اجازه دهید آن ها هم موضوعی برای گردهمایی های شان داشته باشند!

لباس هایی که روی دست تان مانده اند

اگر کلی لباس بارداری و لباس های کوچک نوزادی از فرزند یکی دو ساله تان دارید، لزومی ندارد برای استفاده مجدد از آن ها به فکر یک بچه دیگر باشید. می توانید آن ها را به یک مادر باردار دیگر ببخشید یا برای سیسمونی افراد نیازمند، کنار بگذارید. برای به دنیا آوردن فرزند دوم دنبال بهانه های بهتری باشید!

چه دلایلی برای بچه دار شدن خوب است؟

عجیب نیست اگر با خواندن ۱۰ بهانه نادرست، این سوال به ذهن تان رسیده باشد «پس چه دلیلی برای بچه دار شدن خوب است؟» این دلایل را بخوانید، تا بدانید دلایل درست برای بچه دار شدن کدام ها هستند.

دلیل فردی: می خواهم نوع دیگری از عشق را تجربه کنم

همان قدر که ازدواج، دریچه ای تازه ای از عشق را روی شما گشوده است، بچه دار شدن می تواند دنیا را در نظر شما عوض کند. اگر فکر می کنید قلب تان گنجایش یک عشق عظیم و غیر قابل توصیف را دارد و می خواهید تمام این عشق را به کودک تان ببخشید، دلیل خوبی برای بچه دار شدن دارید.

دلیل خانوادگی: می خواهیم یک خانواده واقعی باشیم

این دلیل، کاملا عاقلانه است. تا وقتی که یک زوج جوان دو نفره باشید، هنوز خیلی هم «خانواده» به حساب نمی آیید. تعریف خانواده با وجود یک یا ۲ کودک شکل می گیرد. حضور بچه ها شما را بیشتر به بستگان و به همدیگر گره می زند و روابط انسانی پیچیده تری را تشکیل می دهد.

دلیل انسانی: می خواهیم به آدم های خوب دنیا یکی اضافه کنیم

این که بگوییم در این دنیای کثیف و ال و بل و جیمبل نمی شود بچه دار شد، لعنت فرستادن به تاریکی است. آن هایی که می خواهند به همین دنیای جیمبل یک آدم خوب اضافه کنند، شجاعت روشن کردن شمعی را داشته اند. این دلیل، یک دلیل عالی برای بچه دار شدن است، اما با بچه دار شدن تمام نمی شود. یادتان باشد آدم های بد و معمولی در این دنیا زیادند! تربیت یک آدم خوب، خیلی سخت تر از تصمیم برای به دنیا آوردنش است.

دلیل دینی: می خواهیم فرزند صالحی از خود به جا بگذاریم

باقیات صالحات تنها چیزی است که بعد از مرگ آدم روی زمین می ماند و می تواند اثرش را بعد از مرگ هم نشان بدهد. یکی از این باقیات، فرزند صالح است. با به دنیا آوردن یک فرزند و تربیت درست او، می توانید یک نسل صالح به جا بگذارید که تا دنیا باقی است، خیرشان (و خیرتان) در دنیا بماند.

منبع : hidoctor.ir

گردآوری:مجله اینترنتی باغچه

چراغ قرمزهای زوجین در زندگی زناشویی

 زناشویی  ، روابط زناشویی  ، عیوب زوجین  ، خوشبختی  ، زن و شوهر+چراغ قرمزهای زوجین در زندگی زناشویی

چراغ قرمزهای زوجین در زندگی زناشویی

باغچه :اگر می خواهید یک زندگی شاد و پر از عشق را در طول زندگی خود تجربه کنید ، از هیچ تلاشی برای رسیدن به آن کوتاهی نکنید.بنابراین از همین لحظه به بعد ، دیدتان را مثبت کرده و در تمام لحظات زندگی، غم و شادی، استرس و آرامش در کنار همسرتان باشید و پشت به پشت او مشکلات را حل کنید و به سمت یک زندگی ایده آل گام بردارید.

مگر می‌شود در زندگی مشترک به چراغ قرمز برنخورد؟ شما راننده‌ای را می‌شناسید که بتواند بگوید در طول رانندگی تمام چراغ‌ها برایش سبز بوده است؟

باید تا یک ربع دیگر ماشین را پارک کنم و به محل کار برسم. خیابان بهشتی مثل همیشه در این وقت صبح، شلوغ است و ماندن پشت چراغ قرمزهای طولانی عصبانی‌ام کرده است.

روزنامه با خشم به چراغ قرمز نگاه می‌کنم و ۴۰ ثانیه‌ای را که باید منتظر بمانم، می‌شمارم. ۳۹، ۳۸، ۳۷، ۳۶… برای چند لحظه فکر می‌کنم چه شباهت عجیبی است بین زندگی من و این چراغ قرمز و راه باقیمانده و خیابان‌ها و لحظه‌ها و همه چیزهایی که در نگاه اول چندان هم به یکدیگر مربوط نیستند. چراغ سبز می‌شود و من به راهم ادامه می‌دهم.

زندگی من و همسرم بی‌شباهت به قواعد راهنمایی و رانندگی نبوده است. انگار باید و نبایدهای جاده و خیابان، در خانه ما و رابطه ما هم وجود دارد. چقدر این خیابان‌ها و علائمش برایم آشناست. باید در اولین فرصت به کتاب آیین‌نامه رانندگی سری بزنم. امروز این خیابان‌های شلوغ و چهارراه‌هایی که همه چراغ‌شان قرمز است، مرا یاد شلوغی‌های جاده زندگی مشترکم انداخت. درست وقتی برای رسیدن عجله داشتم یا بهتر بگویم عجله داشتیم.

گاهی خیابان زندگی‌مان خلوت بود و پایمان را روی گاز می‌گذاشتیم و می‌رفتیم تا به مقصد می‌رسیدیم، اما گاهی که البته این گاهی زیاد هم اتفاق افتاده است، برای زندگی‌مان مقصدی تعیین کردیم، اما شلوغی و دست‌انداز و خیابان‌های ورود ممنوع و هزاران عامل دیگر مانع رسیدن ما به آن مقصد شد. در این مواقع مثل امروز من، تنها چیزی که به کمک‌مان آمد، صبر بود و ایمان به این‌که دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.

گاهی در مسیر رفتن تا هدف باید صبور بود. من امروز با دیدن خیابان شلوغ و این چراغ قرمز‌های خسته‌کننده، نایستادم، برنگشتم، ادامه دادم البته با دلخوری و بی‌طاقتی.

باید در زندگی مشترک هم اگر مشکلی دیدم، اگر دست‌اندازی بود، اگر چراغ قرمزی سر راهم سبز شد، از ادامه مسیر همراهی منصرف نشوم، نایستم و برنگردم. باید ادامه دهم، اما نه با بی‌طاقتی.

سر همین چهارراهی که ۴۰ ثانیه ایستادن در آن، مرا بی‌تاب کرد و زیر لب غرغر کردم، دخترک گل‌فروشی بود که می‌توانستم شاخه گلی از او بخرم! سینمای بزرگی بود که می‌توانستم عکس فیلم‌های آن را نگاه کنم. عابرانی از مقابل ماشین من رد می‌شدند که می‌توانستم با لبخند به آنها صبح بخیر بگویم. من که باید ۴۰ ثانیه صبر می‌کردم، چرا این زمان از عمر خودم را به بی‌طاقتی و نارضایتی گذراندم؟

امروز نگاه کوتاهی به زندگی مشترکم انداختم، به مواقعی که باید منتظر می‌ماندم. حال که از این فاصله زمانی نگاه می‌کنم، خیلی از این انتظارها، مانند همین چند ثانیه بود، اما من آن زمان فکر می‌کردم بسیار طولانیست. زیر لب غر می‌زدم و لحظات خوش باهم بودن از لای انگشتانم سر می‌خورد و پایین می‌ریخت! می‌توانستم آن زمان، برای خودم و همسرم دلخوشی‌های کوچکی درست کنم. می‌توانستم زمان این انتظار را با تراشیدن دلیل‌های کوچک برای شادمانی، کوتاه کنم.

واقعا سال‌هایی که این‌ طور در انتظار چراغ‌های سبز برای فردایی بهتر از دست دادم، قابل برگشت نیست و این بزرگ‌ترین افسوس زندگی من است. مگر می‌شود در زندگی مشترک به چراغ قرمز برنخورد؟ شما راننده‌ای را می‌شناسید که بتواند بگوید در طول رانندگی تمام چراغ‌ها برایش سبز بوده است؟

زناشویی,روابط زناشویی,عیوب زوجین,خوشبختی,زن و شوهر

البته گاهی در مسیر، راه را اشتباه رفته‌ام، دور زده و برگشته‌ام، اما همیشه حواسم بوده ‌‌که از جایی دور بزنم که دور زدن ممنوع نباشد. طوری دور بزنم که تصادف نکنم! در مسیر زندگی مشترک هم گاهی باید برگشت، اما بجا و بموقع. اگر مسیری اشتباه رفته شود، ادامه آن فقط ما را از هدف دور می‌کند. پذیرفتن اشتباه و شجاعت دور زدن برای هر زندگی زناشویی لازم است.

به مسیر ادامه می‌دهم، چیز زیادی تا رسیدن به محل کارم باقی نمانده! با خودم فکر می‌کنم خوب است هر بار که رانندگی می‌کنم، یکی از قوانین راهنمایی و رانندگی برای زندگی مشترک را از همین خیابان‌ها و کوچه‌های تکراری، پیدا کنم و بنویسم. یک آیین‌نامه زندگی مشترک که همیشه دم‌دستم باشد تا فرمان یک همسر خوب بودنم درست بچرخد.

امروز بعد از رسیدن به محل کار باید دو قانون طلایی را بنویسم، قانون اول صبر است البته نه صبر معمولی! صبر زیبا. صبر همراه با لذت بردن. توانایی تبدیل تهدید به فرصت. باید بتوانم هر وقت با مشکلی روبه‌رو شدم، دلیلی برای شاد بودن و لذت بردن پیدا کنم تا ادامه مسیر برایم راحت شود.

قانون دوم هم شجاعت پذیرفتن اشتباه است. باید در زندگی مشترک هرگاه اشتباه کردم، بایستم، قبول کنم، عذرخواهی کنم و درصدد جبران آن باشم. برخی لجبازی‌های مرسوم زیر یک سقف همانقدر خنده‌دار و نامعقول است که یک مسافر وقتی قصد دیدار دریای خزر را دارد، به سمت جنوب حرکت کند.

زندگی مشترک یعنی حرکت در یک جاده، با یک ماشین و البته دو سرنشین. باید هم‌هدف بود، همراه بود و برای رسیدن به مقصد، همدل بود. اگر هر کدام از این «هم»‌ها وجود نداشته باشد، یا ماشین به مقصد نمی‌رسد یا در میانه راه یکی پیاده خواهد شد.بالاخره به مقصد رسیدم، کمی دیر شد اما نه آنقدر که به کارم لطمه‌ای بزند. درس‌های آیین‌نامه امروز را مرور می‌کنم تا وقتی که بتوانم روی کاغذ بنویسم و شما هم آن را بخوانید. از این به بعد هر هفته با آیین‌نامه‌های زندگی مشترک به چاردیواری‌تان می‌آیم. شما هم می‌توانید از همین امروز وقتی ماشینتان را روشن می‌کنید، به دنبال شباهت‌های زندگی مشترک و رانندگی باشید. شما هم آیین‌نامه خود را بنویسید. گرفتن تصدیق همسرداری برای احساس خوشبختی لازم و ضروری است.

منبع : hidoctor.ir

گردآوری:مجله اینترنتی باغچه

بهترین زمان‌ها برای رابطه زناشویی

رابطه زناشویی ، زمان رابطه زناشویی ، بهترین زمان زناشویی ، رابطه مطلوب همسران ، تجربه‌ای هیجان‌انگیز ، بهترین زمان‌های زناشویی ، رابطه جنسی ، مشکلات زوج ها

بهترین زمان‌ها برای رابطه زناشویی

باغچه : در جامعه ما سخن‌ گفتن از رابطه زناشویی عموما کار بسیار دشواری است. متاسفانه این دشواری تنها به عرصه عمومی محدود نمانده است و بسیاری از همسران نیز حتی در خلوت خود از گفتن و شنیدن آن ابا دارند. گرچه این سکوت، مشکلات فراوانی در زندگی بسیاری از زوج‌ها پدید آورده، ولی مشکلات ناشی از آن، به‌آسانی حل‌شدنی و حتی قابل پیشگیری است، مشروط بر آن که جامعه ما ظرفیت و مهارت این گفت‌وگو را به دست آورد.

در ادامه گزارشی از مجله پریونشن می‌خوانید که به ما خواهد گفت بر اساس یافته‌های علمی گوناگون شرایط خاصی وجود دارد که اگر آنها را درست بشناسیم، از رابطه بسیار مطلوب‌تری برخوردار خواهیم بود.

صبحگاه

ساختار بدن انسان به گونه‌ای است که انگار واقعا برای رابطه صبحگاهی ساخته شده است. دکتر جسیکا اوریلی، کارشناس روابط زناشویی، می‌گوید: «نه‌تنها صبح هورمون تستوسترون (یکی از اصلی‌ترین هورمون‌هایی که وظایف جنسی را به​عهده دارد) و نیز میزان انرژی فرد بالاتر از سایر مواقع شبانه‌روز است، بلکه افزایش در مقادیر هورمون اکسی​توسین یا همان هورمون عشق، سبب تمایل چشمگیر همسران به هم می‌شود و در عین حال هورمون اندروفین سرخوشی آنان را افزایش می‌دهد.» به همین دلیل رابطه مطلوب شروع خوبی برای یک روز پرمشغله است.

هنگام ناخوش احوالی

تعجب نکنید! بر خلاف تصور عموم این توصیه چندان هم بی‌اساس نیست. پژوهش‌ها نشان​ می‌دهند رابطه زناشویی واقعا می‌تواند دستگاه ایمنی بدن را تقویت کند. درست است که مثلا وقتی تب دارید احتمالا تمایل چندانی برای این کار احساس نمی‌کنید؛ ولی مطمئن باشید یکی از راه‌های موثر برای آماده نگه‌داشتن بدن در فصل سرماخوردگی و آنفلوآنزا همین رابطه زناشویی است. پس به بهانه تب یا یک سرماخوردگی ساده خود را از این حامی دستگاه ایمنی محروم نکنید.

روز چهاردهم

مطالعه‌ای که بتازگی صورت گرفته نشان می‌دهد که حدود دو هفته پس از عادت ماهانه خانم‌ها، یکی از بهترین زمان‌های مبادرت به رابطه زناشویی است. بدن در این هنگام به بالاترین حد آمادگی می‌رسد و به همین دلیل انجام رابطه را بسیار تسهیل می‌کند. به عبارت دیگر، چون​حدود روز چهاردهم، تخمک‌گذاری انجام می‌شود، همه چیز برای بارداری نیز مهیاست.

پس از ورزش

رابطه زناشویی پس از یک تمرین ورزشی ملایم بسیار مطلوب‌تر و موثرتر است؛ به‌علاوه این کار سبب بهبود قابل‌توجه عملکرد همسران نیز خواهد شد. محققان طی پژوهشی در همین زمینه دریافته‌اند که پس از ۲۰ دقیقه رکاب‌زدن گردش خون در نواحی تناسلی بانوان حدود ۱۶۹ درصد افزایش می‌یابد و همین امر سبب بهبود عملکرد جنسی می‌شود. به‌علاوه، بدن شما هنگام انجام تمرینات ورزشی به میزان قابل توجهی تستوسترون ترشح می‌کند. به همین دلیل پس از انجام تمرین ورزشی حتی میل طبیعی شما به رابطه بیشتر نیز خواهد شد.

در پایان یک روز ناخوشایند

اگر می‌خواهید از شر استرس یک روز کاری وحشتناک خلاص شوید، مطمئن باشید رابطه زناشویی راه بسیار سالم و موثری است. این کار بسیار سالم‌تر از فرورفتن در خود، سیگار کشیدن یا غرق‌شدن در برنامه تلویزیونی است. دکتر اوریلی می‌گوید: «پژوهش‌ها نشان می‌دهد رابطه زناشویی و البته کنش‌های عاطفی دیگر، حتی صرفا دست در دست هم قدم زدن، می‌تواند تا چند روز میزان استرس فرد را پایین نگه دارد و حال خوشی را برایش به ارمغان بیاورد.»

پس از تجربه‌ای هیجان‌انگیز و ماجراجویانه

یکی از بهترین زمان‌ها برای مبادرت به رابطه زناشویی درست پس از تجربه‌ای هیجان‌انگیز یا ماجراجویانه است، خواه دیدن یک فیلم هیجان‌انگیز یا ترسناک باشد یا سوارشدن بر تله‌سیژ، بانجی جامپینگ (پرش با طناب)، تونل وحشت و… دکتر اوریلی می‌گوید: «وقتی آدرنالین خون تحت تاثیر این فعالیت‌ها بالا می‌رود، بدن آمادگی بسیار زیادی برای رابطه زناشویی دارد و طبعا در این کار عملکرد بسیار مطلوب‌تری از خود نشان خواهد داد.»

پیش از سخنرانی

پژوهش‌ها نشان می‌دهد رابطه زناشویی براحتی سبب آرامش اعصاب و کاهش فشار خون و کاهش استرس می‌شود. یافته‌های یکی از این پژوهش‌ها حتی حاکی از این است که رابطه جنسی ممکن است به آدم‌ها کمک کند بر ترس ناشی از حضور در یک جمع بزرگ و سخن گفتن در میان آن جمع غلبه کنند؛ زیرا تا حد ممکن از میزان استرس آنها خواهد کاست.

منبع :jamejamonline.ir

گردآوری:مجله اینترنتی باغچه

گام به گام تا حل مشکلات زندگی مشترک

مشکلات زوجین ، حل اختلافات زوجین ، زوجین ونوسی ، زوجین مریخی ، تفاوت فرهنگی در زوجین ، حل گام به گام مشکلات زوجین ، مهارت های حل مساله زوجین ، مواجهه با مشکل در زندگی زناشویی ، مشکلات زناشویی

گام به گام تا حل مشکلات زندگی مشترک

باغچه:گام به گام در جهت حل مسئله و مشکلات زندگی مشترک من از یک فرهنگ هستم، اما تو از یک شهر دیگر، من از یک محله ام ، اما تو از جایی دیگری هستی، من از ونوسم و تو از مریخ.

همیشه وقتی با خواهرم که هم خون و هم فرهنگ من بود و هر دو از یک پدر و مادر بودیم، دعوایمان می شد، مادرم می گفت: “شماها چجوری می خواین با همسر آیندتون که به اندازه یه دنیا با شما ها فرق داره بسازین؟!”

تفاوت فرهنگ و آداب و رسوم دو نفر که باهم ازدواج می کنند، آنقدر زیاد است که اگر نتوانند باهم به یک تفاهم و زبان مشترک برسند، شاید زنجیر های عشقشان به زودی به طناب نفرت تبدیل شود و کلبه ی زیبای آمال و آرزوهایشان به دخمه ی تاریک تنهایی منجر شود.

هنوز چند صباحی از زندگی مشترک زوجین نمی گذرد که اولین تفاوت سلیقه ها آغاز شده و شاید اولین دعواها و در آنجاست که احساس نیاز به آموزش در انسان شکل می گیرد، احساس نیاز به آموزش رفتار با همسر.

آگاهی و دانش مقابله با مسائل اجتماعی زوجین، سبب می شود که آنها در مواجهه با چالش های زندگی، از اقتدار و اعتماد بیشتری برخوردار باشند. آگاهی و تسلط به مهارت هایی همچون حل مساله و تصمیم گیری، شناخت ارتباطات بین فردی در روابط اجتماعی، مهارت گوش دادن، همدلی، تفکر انتقادی و خلاق ، برخورداری از مهارت های ابراز وجود، گفتگوی موثر و… نه تنها برای زندگی خانوادگی ضروری است، بلکه برای تمام افراد در کلیه مراحل زندگی، کاربرد دارد.

مسلح شدن زوجین به مهارت های فوق الذکر، خصوصاً مهارت ارتباط بین فردی و گفتگو و حل مساله، به نحو چشم گیری، روابط خانوادگی را بهبود می بخشد، بنابراین افزایش آگاهی از دانش فوق، به عنوان روش اساسی برای پیشگیری از کاهش اختلافات زناشویی و اجتماعی، کاربرد دارد.

مهارت های حل مساله

یکی از مهمترین مهارت های زندگی مهارت پذیرفتن مشکل، رویارویی با مشکل و سپس تلاش در جهت رفع آن است.

تمام زندگی ها با اختلاف نظر و سلیقه همراه است، پس در مواجه با مشکلات همیشه این شعر را زیر لب بخوانید :

در این دنیا دل بی غم نباشد اگر باشد بنی آدم نباشد.

این را بدانید که حل شدن مشکلات به بهتر شدن زندگیتان کمک می کند و آینده ای زیباتر برایتان رقم می زند،بیماری با دارو خوب می شود، لباس به وسیله شستشو تمیز می شود، نگذارید که مشکلتان آنقدر کهنه شود که با سخت ترین دارو ها هم مداوا نشود، مشکل باید حل شود و شما می توانید

زندگی را می توان روند پیاپی مواجه شدن با مسائل و تلاش برای حل آن ها دانست، حل موفقیت آمیز مسائل زندگی به اعتماد به نفس بیشتر و آرامش فرد منجر می شود در حالی که حل ناقص و برخورد غیر اصولی با مسائل و مشکلات زندگی، بهداشت روانی شخص و همسرش و دیگر اعضای خانواده و حتی همکاران را به طور جدی تهدید خواهد کرد.

حل مسأله فرد را قادر می سازد به طور سازنده با مشکلات زندگی خود مواجه شود. مواجه سازنده با مشکلات، مهارت فوق العاده ارزشمندی است که آموزش آن برای خانواده ها کاملاً ضرورت دارد.

اولین مرحله در مساله گشایی موفقیت آمیز، آن است که شخص این ادراک را در خود پرورش دهد که «تو می توانی مشکلات را حل کنی» همچنین برای ایجاد جهت گیری حل مساله در خودتان، باید بدانید که بخشی از زندگی، مواجه شدن با مشکلات است و آرام و خونسرد برای انتخاب بهترین راه حل ممکن، به توانایی خود اتکا کنید.

این را بدانید که حل شدن مشکلات به بهتر شدن زندگیتان کمک می کند و آینده ای زیباتر برایتان رقم می زند،بیماری با دارو خوب می شود، لباس به وسیله شستشو تمیز می شود، نگذارید که مشکلتان آنقدر کهنه شود که با سخت ترین دارو ها هم مداوا نشود، مشکل باید حل شود و شما می توانید.

مشکلات زوجین,حل اختلافات زوجین,زوجین ونوسی
مراحل حل مساله

– اتخاذ یک تصمیم کلی در مواجهه با مشکل (شناخت مسأله):

اولین قدم در مواجهه با مشکل، شناخت دقیق مسأله می باشد، یعنی باید بتوان مسأله و ابعاد آن را بررسی کرد و آن را به عنوان یک پدیده طبیعی قابل حل پذیرفت.

آیا مادر همسرتان در زندگیتان دخالت می کند؟

آیا همسرتان کارش را بیشتر از شما دوست دارد؟

آیا از برخی از رفتارهای همسرتان ناراحت هستید؟

مشکلتان را بشناسید.

همچنین دانستن این نکته که مسأله و مشکل، همه جا و برای همه کس وجود دارد و باید آن را همان طوری که وجود دارد مورد پذیرش قرار داد.آن را برای خودتان لاینحل نکنید و از آن برای خودتان غول بی شاخ و دم نسازید.

در این مرحله داشتن اعتماد به نفس و اراده محکم و قوی، انسان را در حل مسأله، کمک می کند.

شناسایی کامل مشکل

در این مرحله باید در مورد مشکل به تفکر پرداخت و دریافت که چه عواملی باعث ایجاد مشکل شده است. این مشکل از کی شروع شده و دلیل آن چه بوده است؟ باید ابتدا اطلاعات مربوط به مشکل را جمع آوری کرد و سپس مشکل را به طور دقیق تعریف کرد و مشخص کرد که مشکل کیست یا چیست؟، ساده است یا مرکب؟ چه ویژگی هایی دارد و…

مثلا اگر همسرتان دیر به منزل می آید و شما از این مسئله ناراحت هستید، ببینید از کی این اتفاق افتاده؟ آیا از روز اول ازدواجتان؟ از روزی که خواسته های شما بیشتر شده و مخارج بالا رفته؟ از روزی که خودش بیشتر از دخلش ، خرج می کند؟ از روزی که …

آیا خودش از این که دیر می آید ناراحت است؟ پاسخ شما را چه می دهد؟ هر شب دیر می آید و یا فقط چند شب در هفته؟

مشکل را برای خودتان آنالیز کنید و همه را مرقوم کنید، نوشتن به انسجام فکرتان کمک می کند.

منبع : tebyan.net

گردآوری:مجله اینترنتی باغچه

فواید تشکر از همسر در زندگی زناشویی

تشکر از همسر  ، فواید تشکر از همسر  ، محبت به همسر  ، روابط زناشویی  ، علل عدم تشکر از همسر  ، چگونه از همسر تشکر کنیم  ، ابراز محبت تشکر است

فواید تشکر از همسر در زندگی زناشویی

باغچه:انسان امروزی برای رسیدن به خوشبختی و سعادت، تلاش های زیادی را انجام می دهد، که گاها منجر به تحمل هزینه های سنگینی نیز می شود، این در حالی است که دین مبین اسلام روش های کم هزینه ای را برای رسیدن به خوشبختی و آرامش توصیه کرده است، و فقط کافیست انسان با استفاده از مطالعه و یا مشاوره با این روش ها آشنا گردد. یکی از مهم ترین و تأثیر گذارترین روش ها برای رسیدن به خوشبختی و آرامش ایجاد جو تشکر و قدردانی در خانواده می باشد.

یکی از علل عدم تشکر و قدردانی از همسر در زندگی نداشتن اطلاعات لازم در مورد آثار و برکات انجام این عمل می باشد. سپاسگذاری از افعال و گفتار طرف مقابل در زندگی می تواند رنگ و بوی نشاط و خوشبختی را به زندگی هر زوجی وارد نماید.

امام علی علیه السلام چنین می فرماید:

سپاسگزاری تو از کسی که از تو راضی است، رضایت و وفای او را می افزاید، و سپاسگزاری تو از کسی که بر تو خشمگین است، موجب صلاح و تمایل و عاطفه از سوی او نسبت به تو می گردد:

«شُکرک الرّاضی عَنْکَ یَزیدُهُ رضا و وفاءً، شُکرُکَ لِلسّاخِطِ عَلَیکَ یوجبُ لَکَ مِنه صَلاحا و تعطُّفا»

ابراز محبت تشکر است

توصیه به مردان:

یکی از سخت ترین کارها در منزل، اداره ی امور خانه و آشپزی و تربیت فرزندان است که خانم خانه با جان و دل به این امر مبادرت می ورزد، بدون این که چشم داشتی داشته باشد. در صورتی که در قوانین اسلام زن کارپرداز مرد نیست. لذا مقام معظم رهبری می فرمایند:

«زن کار پرداز شما نیست که همه ی کارهای زندگیتان را به دوش او بگذارید، بعد هم او را مواخذه کنید. این زن یک گل است در دست شما! هر کس هستید دانشمند یا سیاستمدار او یک گل است».

اگر مردی در خانه بماند و همه ی امور خانه داری و بچه داری را بر عهده بگیرد آن موقع متوجه خواهد شد که همسرش در خانه چه اندازه فداکاری می کند و چه زحمات طاقت فرسایی را متحمل می شود.
در نهج البلاغه است که: «لا یَزهدّنک فی المعروفِ مَنْ لا یَشْکُرُه لک» کسی که سپاسگزار نیکی های تو نیست، تو را در انجام کار معروف و شایسته، بی رغبت نسازد

اتفاقاً از نظر تفاوت های بین زن و مرد، زن ها چون جزئی نگرند، دوست دارند مردها به جزئیات در محیط خانواده توجه کنند. مثلاً نظافت خانه، تغییر دکراسیون، طبخ غذاهای باب طبع آقا، پوشش و آرایش زن. آرام بودن محیط خانواده. . . لذا تشکر از همسر عامل ایجاد رضایت درونی در زنان و انگیزه ای برای ادامه ی این نوع رفتارهاست.

تشکر از همسر,فواید تشکر از همسر
فایده ی تشکر از همسر

ایجاد انگیزه برای فعالیت های بعدی.

احساس رضایت درونی.

به همراه داشتن رضایت خدا.

احساس خوشحالی از قدردانی.

از بین رفتن کدورت ها.

یاد گرفتن فرزندان که تشکر کنند.

دیده نشدن کاستی ها و کمبودها.

رفع کینه و دشمنی.

عامل حسن تفاهم و درک متقابل.

بیرون رفتن خستگی از تن زن و مرد.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:

«کسی که از احسان مردم قدردانی نکند، شکر خدای را نیز به جای نمی آورد».

شکر نعمت، نعمتت افزون کند *** کفر، نعمت از کفت بیرون کند
مقام معظم رهبری می فرمایند: «زن کار پرداز شما نیست که همه ی کارهای زندگیتان را به دوش او بگذارید، بعد هم او را مواخذه کنید. این زن یک گل است در دست شما! هر کس هستید دانشمند یا سیاستمدار او یک گل است

توصیه به خانم ها

ناسپاسی از دیگران، موجب دلسردی و سلب انگیزه از آنان می شود. البته وظیفه کسی که احسان و نیکی به مردم می کند، آن است که به خاطر خدا خدمت کند و انتظار پاداش هم از خدا داشته باشد و قدر نشناسی انسان ها او را سرد نکند.

در نهج البلاغه است که: «لا یَزهدّنک فی المعروفِ مَنْ لا یَشْکُرُه لک» کسی که سپاسگزار نیکی های تو نیست، تو را در انجام کار معروف و شایسته، بی رغبت نسازد. این، یک سوی قضیه است، اما در سوی دیگر وظیفه کسانی قرار دارد که از خدمات و احسان ها برخوردار می شوند. انسان اگر با سپاس و تقدیر، اهلیت و شایستگی خود را نشان ندهد، موجب سلب نعمت و موجب منصرف شدن نیکوکاران از عمل خیر می گردند. و این نوعی «رهزنی» در کار خیر است که در روایات نیز آمده است.

منبع : tebyan.net

گردآوری:مجله اینترنتی باغچه