شنبه , ۱۰ اسفند ۱۳۹۸

بایگانی برچسب: زناشويي

همسر شما،تنها جسم نیست

زناشویی,زندگی مشترک,سکس,ارتباط زناشویی,همسر ,زن و شوهر,زندگی ,دختر و پسر ,ازدواج,خواستگاری,نامزدی,دوستی,دوستت دارم,عاشقانه,روانشناسی,روانشناختی
همسر شما،تنها جسم نیست

غفلت از نیازهای جسمانی قابل جبران است ولی بی توجهی به نیازهای روحی و اخلاقی تاثیر مستقیم بر روح و روان فرد دارد و جبران کردن این خدشه روحی بسیار مشکل است.
انسانها دارای دو نوع نیاز هستند یکی نیازهای جسمی و مادی و دیگری نیازهای روحی و اخلاقی . زمانی که زن و مرد با یکدیگر پیوند زناشویی می بندند توجه به این نیازها از جانب همسر بسیار اهمیت پیدا میکند. در این مورد توجه به نیازهای روحی و عاطفی بیشتر از نیازهای جسمانی اهمیت دارد ،زیرا غفلت از نیازهای جسمانی قابل جبران است ولی بی توجهی به نیازهای روحی و اخلاقی تاثیر مستقیم بر روح و روان فرد دارد و جبران کردن این خدشه روحی بسیار مشکل است.
با توجه به مطالب بالا میتوانیم به برخی از نیازهای روحی و اخلاقی به طور مختصر اشاره کنیم که توجه به این نیازها میتواند به بهتر شدن زندگی زناشویی کمک شایانی نماید.
عاشقانه
۱) شما باید بدانید که همسرتان در مقابل دیگران چه نوع رفتاری را نسبت به خودش دوست دارد. پس از آگاهی همان کار را بکنید،زیرا اگر غیر از این رفتار را انجام دهید، در روحیه همسرتان تاثیر سوء میگذارید. تکرار این آثار سوء نیز نتیجه اش معلوم است ،فاصله عمیقی میان شما و همسرتان ایجاد میکند.
۲) شما باید بدانید که همسرتان بیش از هر چیز کدام اخلاق و رفتار شما را در خانه دوست دارد. با آگاهی از آن ،همان رفتار را از خود نشان دهید چون در غیر این صورت همسرتان از لحاظ روحی از شما فاصله میگیرد و این فاصله به تدریج بیشتر میشود تا به جدایی منجر گردد.
۳) باید به این مطلب توجه داشته باشیم که قبل از ازدواج آزاد بودید به هر کجا می خواستید می رفتید و با هر کسی که مایل بودید معاشرت میکردید ،ولی حالا آزاد نیستید. همسرتان ساعت هاست که خانه را برای ورود شما آماده کرده و انتظار شما را میکشد ، لذا نباید به تنهایی مشغول به تفریح شوید. اگر لازم است که برای انجام کاری دیر به خانه بیاید از قبل دلیلش را به همسرتان بگویید ،چون انتظار مجهول روح را خسته میکند و اگر تکرار شود یک حالت یاس در زندگی زناشویی به وجود می آورد.
۴) همچنان زن باید بداند که نباید بدون اطلاع شوهرش مدت زیادی از خانه بیرون باشد . منظور از این کلمه این نیست که زن وقتی شوهرش در خانه نیست حتی برای انجام دادن کار ضروری بدون اطلاع شوهرش از خانه بیرون نرود.نه !این اجازه را شوهر یه طور کلی در اثر تبعیت از زندگی پیشاپیش به وی داده است .ولی اگر به خانه فامیلی دعوت شود از قبل جریان را به شوهرش بگوید اگر اجازه داد برود و گرنه ،عذر بخواهد.
۵) اگر برخوردی میان دو فامیل رخ بدهد ،مرد و زن نباید خود را داخل معرکه کنند و از یک طرف دعوا حمایت نمایند .حتی آن برخورد نباید تاثیری در رفتار زن و شوهر به جای بگذارد.
۶) زن نباید پس از به دنیا آمدن بچه ،همه محبت خود را معطوف او بکند و شوهر را فراموش نمایند ،بلکه باید به شوهر بفهماند که این فرزند را بدین جهت دوست دارد که پاره جگر شوهرش است و در غیاب او خاطرات شوهرش را برایش زنده میکند ،چون در غیر این صورت به مرد لطمه وارد میشود و به دنبال پیدا کردن محبت دیگری میرود که نتیجه این کار بسیار روشن و رنج آور است.
۷) از همه مهمتر این که نسبت به هم وفادار باشید چون این صفت وفاداری بزرگترین تکیه گاه زن و مرد در زندگی مشترکشان است .هر کدام از آنها با احساس این وفاداری مطمئن میشوند که تنها نیستند .در همه حال یار و مونس و غمخوار و دلسوزی دارند که در سلامتی و بیماری و خوشی ها و بدبختی ها و به خصوص در دوران پیری تنها نیستند.
۸)گذشت زمان ازدواج را در نظر شما یک امر عادی جلوه ندهد و نسبت به هم سرد نشوید بلکه سعی کنید همان اشتیاق و علاقه ای را که در اول ازدواج نسبت به هم داشتید، حفظ کنید ،چون اگر غیر از این باشد خانه کم کم در نظر شما زندان میشود و هر کدام سعی میکنند از این زندان نجات یابند ،ممکن است بعضی از زنان و شوهران جوان بگویند این کار چگونه امکان دارد؟در پاسخ آنان میگوییم شما میتوانید با زنده نگه داشتن خاطرات روزهای ازدواج آن اشتیاق و علاقه را در خود حفظ کنید . هر سال روز ازدواج خود را جشن ساده بگیرید البته در حضور فامیل و یا اعضای خانواده .بدین وسیله خاطرات خود را زنده نگه می دارید.
۹) از سختگیری های بی منطق دوری کنید. متاسفانه اغلب مردم (بخصوص مردان) در اثر یک سلسله اندیشه های واهی و غیر منطقی مراقبت از زن و فرزندان را با سختگیری و اعمال فشار اشتباه میکنند.درست است که مراقبت از فرزندان و همسر لازم است و یک عمل اخلاقی و عقلانی است لکن هیچ گونه رابطه ای با سختگیری و اعمال خشونت و استبداد ندارد ،چون آن مراقبت ها باید از روی عقل و تدبیر و احتیاط انجام شود تا طرف مقابل احساس نکند که تحت مراقبت و کنترل است ،چون بروز این احساس هم طرف را وادار به ستیزه جویی میکند و هم مقدمه دلسردی نسبت به طرف مقابل است.
۱۰) به حرف بدگویان ترتیب اثر ندهید .ممکن است کسی با شما دشمن باشد.حسادت و عیب جویی یک عادت طبیعی و خصلت زشتی است که متاسفانه در اغلب مردم وجود دارد بخصوص درمورد مشاهده سعادت و خوشبختی خانواده ها؛چون وقتی یک همسایه حسود و یا فامیل نزدیک حسود زندگی و رفاه شما زن و مرد را ببیند ناخود آگاه حس حسادت، آنها را وادار به اقدام علیه شما میکند.
از مجموع این مطالب چنین نتیجه می گیریم که مهمترین وظیفه برای زن و مرد در زندگی مشترک آن است که به نیازمندی های روحی و جسمی یکدیگر توجه داشته باشند و نگذارند هیچ کدام از عوامل خارجی در زندگی آنان موثر واقع شوند .در این جا گذشت و فداکاری و شهامت لازم است تا زوجین بتوانند از حریم زندگی خود دفاع کنند.
منبع: تبیان
گردآوری : مجله اینترنتی مفیدترینها

 ۱۰ راز ابراز عشق به همسر در دوران نامزدی

۱۰ راز ابراز عشق به همسر در دوران نامزدی

بخشی از خوشبختی در زندگی زناشویی با ابراز علاقه پدید می آید؛ پدید می آید زیرا از قبل وجود ندارد و باید ساخته و پرداخته شود. ساختن و پرداختن آن هم به روشهایی بستگی دارد که یکی از آنها آشنایی با شیوه بروز دادن علاقه است.
۱ – به جای آنکه از روی درماندگی رمانتیک باشید با چشمان باز و امیدوارانه رمانتیک باشید.

۲ – به خاطر داشته باشید خوشحالی و خوشبختی چیزی نیست که مالکش باشید.خوشبختی یک مهارت است. خوشبختی را نمی توانید به چنگ آورید. خوشبختی را هنگامی تجربه خواهید کرد که بیاموزید در هر لحظه چگونه زندگی کنید.

۳ – چنانچه خواهان آنید که عاشق باشید باید نخست عشق را درون خود جسته و یافته باشید. فقط در این هنگام است که عشق را در دیگری نیز خواهید یافت.

۴ – به ازدواج خود مانند راهی متحول کننده و سفری که در بردارنده رشد و تغییر شخصی است بنگرید. گام برداشتن در این مسیر برای شما و همسرتان نیرو، استحکام، پایداری و بردباری به همراه خواهد آورد تا بتوانید سفر عشق را دوشادوش یکدیگر بپیمایید.

۵ – به همسرتان توجه و علاقه نشان دهید و هرگز از یاد مبرید که چرا عاشق او شدید.

۶ – به همسرتان کمک کنید شما را بیشتر و بهتر دوست داشته باشد. با در میان گذاشتن خواسته‌های پنهان و نیز درونی ترین و عمیق ترین نیازهایتان با او، کمکش کنید تا شما را خوشحال کند.
زناشویی,نامزدی,وانشناختی

۱۰ راز ابراز عشق به همسر در دوران نامزدی

۷ – به بیان این نکته که عاشق همسرتانید اکتفا نکنید. به او بگویید چرا دوستش دارید و به او عشق می ورزید.

۸ – اعجاز و وفوری را که همسرتان با عشق خود به زندگیتان آورده شکر گزار باشید. همانا او کلید ورود شما به بهشت روی زمین است.

۹ – به خاطر داشته باشید ازدواج به شما کمک میکند تا هر آنچه را در شما دوست داشتنی نیست بهبود بخشید.

۱۰ – پایبندی خود را به ازدواجتان هر روز تمدید و تجدید کنید . آن را قویتر و عمیقتر از روز قبل سازید. این کار رابطه شما را از یک دوستی یا موانست ساده به یگانگی و الحاقی حقیقی و کم‌نظیر بدل می سازد که یکایک اعمال و حرکات شما را از معنا و مفهوم آکنده میسازد.
بد نیست که همواره مراقب این چهار نشانه هشداردهنده درباره ازدواج نیز باشید:
_ مقاومت، مخالفت، جبهه گرفتن
_ بی‌میلی، دلخوری، انزجار
_ طرد کردن، رد کردن، نپذیرفتن
_ واپس زدن، سرکوب کردن و سرخوردگی

منبع : جام جم آنلاین
گردآوری : مجله اینترنتی مفیدترینها

عشق تان را مومیایی کنید

زناشویی,زندگی مشترک,سکس,ارتباط زناشویی,همسر ,زن و شوهر,زندگی ,دختر و پسر ,ازدواج,خواستگاری,نامزدی,دوستی,دوستت دارم,عاشقانه,روانشناسی,روانشناختی

عشق تان را مومیایی کنید

هدیه هایی بی مناسبت از جذاب ترین ایده ها برای تحکیم عشق و مودت در زندگی است
یکی از شیرین ترین و معما برانگیز ترین تعاملات انسانی ازدواج و زیر یک سقف رفتن است. هم زیستی جذابی که هر دو سوی آن یعنی زن و شوهر در عین حال که به هم دلبستگی و وابستگی پیدا می کنند اما به لحاظ شناخت روحیات و خلقیات همدیگر ممکن است در هنگام برخوردهای مختلف در مناسبت ها و در طول روزهای زندگی ندانند چه واکنش هایی در مقالب کنش های طرف مقابل از خود بروز دهند.
بی شک شیرین ساختن زندگی یک تدبیر موفق و نشاط بخش به بستر زندگی است که بر مبنای آن زندگی از محور یکنواختی و تکراری بودن خارج شده و پویا و دوست داشتنی خواهد شد. هرچه تلاش برای شیرین سازی و عمیق نمودن عشق میان زن و شوهر بیشتر باشد لحظه های پر خاطره زندگی بیشتر و بیشتر خواهد شد و بر همین اساس زن و شوهر به جای آنکه وابسته همدیگر شوند عمیق تر دلبسته یکدیگر خواهند شد.
برای شیرین کردن روزهای زندگی و تحکیم عشق و علاقه پس از ازدواج کافی است تا به نکات ساده و راحتی دقت کنیم:

هدیه های بی مناسبت

شاید در هر زندگی تاریخ های خاصی مثل تولدها و سالگردها وجود داشته باشد که همیشه در دل تقویم ثابتند و افراد منتظر رخداد آنها هستند اما سورپرایز های یکباره با هدیه هایی بی مناسبت از جذاب ترین ایده ها برای تحکیم عشق و مودت در زندگی است که تاثیر عمیق و به سزایی در روند زندگی و محکم شدن پیوند عاطفی میان زن و شوهر دارد. هدیه هایی که هرچقدر هم کوچک و ساده باشند اما بیانگر علاقه بزرگی هستند که عامل محرکی برای خرید این هدیه بودند و زندگی به همین درک علاقه هاست که روز به روز طنابش محکم تر می شود و استوار تر جلو می رود.
شام های دو نفری
قطعا هیچ زن و شوهری نیستند که طعم خوش یک شام خارج از خانه را در جرگه خاطرات خوبشان نداشته باشند. نه اینکه شام های داخل خانه خوب نیستند! بلکه هدف اینجاست که وقتی خالی کنیم تا کنار هم بدون دغدغه پختن غذا و چیدن سفره داشته باشیم و تنوع کوچکی در زندگی ایجاد کنیم. زن و شوهر ها می توانند پس از بچه دار شدن هم این روال شام های دونفری را لا اقل برای یکبار در ماه داشته باشند و طبق این قانون مهم وقتی را برای تفریح دوتایی شان در نظر بگیرند.
محکم شدن پیوند عاطفی میان زن و شوهر
یکی از عوامل کم رنگ شدن عشق، مقایسه کردن است

بگذار نگاهت کنم
زندگی پستی های و بلندی های خاص خود را دارد که در برخی زندگی ها بیشتر و در برخی دیگر کمتر است. فراز و فرودهایی که گاهی باعث می شود اعضای خانواده شبانه روز در تلاش گذران زندگی باشند. در این میان دل چسب ترین جمله بگذار نگاهت کنم است. اینکه ابراز کنید دلتان برای هم تنگ شده و لحظه ای بر چهره همسرتان نگاه کنید و به او لبخند بزنید. هرچند کار ساده ایست اما بار معنایی و روحی ای که به زندگی می بخشد نشانگر میزان اهمیت همسرتان برای شماست. «بگذار نگاهت کنم» ها را با زیاد با هم به اشتراک بگذارید.
اهمیت دادن به علائق یکدیگر
خیلی طبییعی است که شما یک غذای خاص یا یک رنگ خاص و یا یک محل خاصی را دوست داشته باشید. آدم ها علاقه های مختلف و متناسب با روحیات خودشان را دارند .علاقه های خاص همسرتان را بشناسید و سعی کنید با پررنگ کردن آنها لحظات شادی را برای زندگی تان رقم بزنید. برای همسرتان همان رنگی که دوست دارد هدیه و لباس بگیرید. غذایی را که دوست دارد آماده کنید و با او برای قدم زدن یا تفریح به همان محلی بروید که علاقه دارد. توجه به علاقمندی های همسرتان باعث می شود او هم نسبت به شما همین میزان توجه و انعطاف را به خرج دهد و زندگی تان بیش از پیش شیرین شود.
مقایسه نکنید
یکی از عوامل کم رنگ شدن عشق و علاقه در خانواده به خصوص در میان زن و شوهر مقایسه بی مورد زندگی خودتان با دیگران است. زندگی دیگران را برای خودشان بگذارید و زیر و بم آنها را با شرایط خودتان مقایسه نکنید. مطمئن باشید که هیچ زندگی ای بدون دغدغه و بالا و پایین نیست اما شاید برخی از افراد کمتر شما را در جریان مشکلات زندگی شان بگذارند و همین باعث شود که شما گمان کنید آنها در رفاه و خوشبختی و شادی بیشتری هستند و مدام بر پیکره زندگی زناشویی خود با اینگونه مقایسه ها آسیب وارد کنید . خصوصیات اخلاقی همسر دوستتان را به هیچ عنوان با خصوصیات همسر خودتان مقایسه نکنید و به طور کلی در تمام مراحل زندگی تان از مهلکه مقایسه گریزان باشید.
به خاطر داشته باشید؛ آنچه که باعث تحکیم عشق و احساس خوشبختی در شما می شود فقط و فقط تلاش شماست و میزان عشق و علاقه شما به همسرتان نه به عناصر مادی ارتباطی دارد و نه به حرف و سخن های دیگران. فقط شمایید که باید همسرتان را دوست داشته باشید و با تلاش خودتان زندگی تان را سلامت نگهدارید و روزهای عاشقانه بیشتری را برای خود در دفترچه خاطرات زندگی تان ثبت کنید.
منبع: مهرخانه

گردآوری: مجله اینترنتی مفیدترینها

خشت اول ازدواج

زناشویی,زندگی مشترک,سکس,ارتباط زناشویی,همسر ,زن و شوهر,زندگی ,دختر و پسر ,ازدواج,خواستگاری,نامزدی,دوستی,دوستت دارم,عاشقانه,روانشناسی,روانشناختی

خشت اول ازدواج

همه ما آرزوی داشتن ازدواجی سالم و موفق را داریم. اما زوج های زیادی هستند که اولین قدم شان را برای چنین ازدواجی، اشتباه برمی دارند.
اولین گام برای یک ازدواج موفق، مناسب بودن نحوه آشنایی دختر و پسر است. آنها یکدیگر را می بینند، جذب هم می شوند، بیشتر و بیشتر هم را می شناسند و آنقدر به یکدیگر وابسته می شوند که ناخودآگاه در مسیر ازدواج می افتند. یعنی چون یکدیگر را دوست دارند، برای آینده بلند مدت با هم برنامه ریزی می کنند. در حالی که هنوز به قدر کافی یکدیگر را نشناخته، محک نزده و از موفقیت ازدواج شان مطمئن نیستند.
نحوه آشنایی پسر و دختر نباید به گونه ای باشد که هر دوی آن ها را درگیر وابستگی احساسی کند.
برخی از جوانان در همین مرحله یعنی نحوه آشنایی دچار اشتباه می شوند و خودشان را درگیر یک رابطه عاطفی می کنند. هر اندازه چنین رابطه هایی طولانی تر باشد، احساسات بیشتر بر آن ها حکم فرما می شود.
دختر و پسرهای جوان باید توجه داشته باشند که گاهی در همین رابطه ها متوجه می شوند که طرف مقابل شان خطاهای غیر قابل بخششی انجام می دهد اما به خاطر علاقه شدید، آن مشکلات را کم اهمیت می بینند که اگر به ازدواج ختم شود، در آینده باعث صدمات جبران ناپذیری در زندگی شان می شود. آنها امیدوارند آینده برگ های بهتری برایشان رو کند یا طرف مقابل را تغییر دهند تا زندگی به کامشان شود. امیدی که باید همین حالا بگوییم تقریبا محال است.
جذب جذاب ها می شویم
معمولا اولین عنصر محرک برای آشنایی با یک نفر «جذابیت» است و جذابیت ظاهری بیشترین تأثیر غیرمنطقی را بر بیشتر افراد دارد. در نگاه اول جذاب ترین افراد به احتمال زیاد افرادی خونگرم، با عاطفه، مهربان، زیبا و با کفایت هستند. جذابیت ظاهری در فرآیند آشنایی برای مردان از اهمیت بیشتری برخوردار است در حالی که برای زنان ویژگی های شخصیتی مهم تر است.
به یاد داشته باشید که جذابیت ظاهری می تواند فرد را درگیر فرآیند آشنایی کند، اما لزوما ارتباطی طولانی مدت و شاد را به همراه نخواهد داشت. اما به جز جذابیت ظاهری و شخصیتی، جذابیت اجتماعی فرد نیز مهم است. جذابیت اجتماعی شامل طبقه اجتماعی، تحصیلات، شغل و قومیت، زبان و فرهنگ است. اما دو منبع دیگر جذابیت که کمتر به آن ها پرداخته شده است، شباهت ها و تفاوت هاست.
شباهت ها بیشتر درباره اندیشه ها، باورها و نگرش هاست. هرچه شباهت ها بین دو نفر بیشتر باشد، جذابیت بیشتری به وجود می آید و منبع دیگر جذابیت «تضاد و تفاوت هایی» است که افراد با یکدیگر دارند. تضادها و تفاوت ها به صفات و شرایطی اشاره دارد که ما تجربه نکرده ایم و دوست داریم که صاحب آن صفت یا ویژگی بشویم به عنوان مثال ممکن است یک فرد درونگرا یک انسان برونگرا را جذاب بداند.
با این حال اگر صرفا به دنبال همسری جذاب هستید، بد نیست به این نکته هم توجه داشته باشید که داشتن جذابیت ظاهری زیاد در عین حال که یک مزیت است، می تواند یک نقطه ضعف هم محسوب شود چرا که جامعه معیارهای سخت گیرانه تری نسبت به این افراد دارد. بنابراین زنان و مردانی که جذابیت بالایی دارند، ممکن است مجبور باشند دائم وفاداری خود را به همسری که جذابیت کمتری دارد اثبات کنند.
خداحافظی با آنهایی که قصد ازدواج ندارند
معمولا دخترها و پسرها یک تفاوت عمده در زمینه آشنایی پیش از ازدواج با یکدیگر دارند و آن، این که برخی پسران بدون قصد ازدواج وارد فرآیند آشنایی با یک دختر می شوند و حتی این مسئله را از او پنهان نمی کنند!
برخی از دختران فکر می کنند که اگر پسری از ابتدا بگوید که قصد ازدواج ندارد، ممکن است بعدا نظرش تغییر کند در حالی که پسران این مطلب را نشانه صداقت خود می دانند و هنگام پایان دادن به رابطه کمتر احساس گناه می کنند!
دختران به اشتباه در تمام این مدت می کوشند تا با ابراز محبت بیشتر نظر طرف مقابل را تغییر دهند اما با وجود این، موفق نمی شوند و پس از شکست در رابطه، احساس می کنند که بازی خورده اند و حس حقارت، ناامیدی و نفرت پیدا می کنند.
اگر شما نیز دل به پسری سپرده اید که از ازدواج می ترسد، یا به هر دلیلی می گوید که قصد ازدواج با شما را ندارد، در شرایطی مشابه قمار قرار دارید؛ یعنی هرچه فرد در بازی بیشتر می بازد بیشتر قمار می کند (بیشتر پیش می رود) تا بلکه بتواند همه باخت ها را در یک برد جبران کند. پس در چنین وضعیتی بهترین کار، پایان دادن به این رابطه است.
اشتباه در نحوه آشنایی را تکرار نکنید
اگر فردی در رابطه ای احساسی شکست خورد، حداقل باید این را یاد بگیرد، زمانی که دوباره تصمیم به ازدواج گرفت این اشتباه در نحوه آشنایی را تکرار نکند. پیشنهاد ما برای نحوه آشنایی اصولی و درست این است که دختر و پسرها زیر نظر خانواده ها با هم آشنا شوند و مراقب باشند که این آشنایی خارج از ضابطه ها نباشد تا مجبور نشوند برای ازدواج شان احساسی تصمیم بگیرند. شناخت در فضاهای مناسب، دقیق تر خواهد بود و اگر دختر و پسر به این نتیجه برسند که به درد هم نمی خورند، خیلی راحت تر یکدیگر را فراموش می کنند.
به خودتان فرصت بدهید
با این حال، اگر فردی در چنین رابطه هایی به هدفش که ازدواج است، به هر دلیلی نرسید احساس ناکامی خواهد کرد. بهترین توصیه به چنین افرادی، این است که به هیچ وجه تصمیم به ازدواج سریع در این زمان نگیرند. وقتی هنوز وابستگی قبلی کمرنگ نشده است، ورود به یک رابطه احساسی دیگر اشتباه است.
منبع:خراسان، شبکه خبر، مجله خبری چه نیوز
گرداوری : مجله اینترنتی مفیدترینها

قوانین یک زندگی عاشقانه

زناشویی,زندگی مشترک,سکس,ارتباط زناشویی,همسر ,زن و شوهر,زندگی ,دختر و پسر ,ازدواج,خواستگاری,نامزدی,دوستی,دوستت دارم,عاشقانه,روانشناسی,روانشناختی
قوانین یک زندگی عاشقانه

زنان عمدتاً مجذوب مردانی میشوند که قدری از لحاظ احساسی غیر قابل دسترس، تودار و خوددار میباشند، چرا که آنها غیر قابل پیش بینی بوده، زنان را به چالش کشانده، و با نیازمند جلوه دادن بی اندازه خود زنان را تحت فشار قرار نمیدهند.
۱ – در یک رابطه، هر یک از دو طرف که کمتر عاشق باشد، بیشترین کنترل را بر رابطه دارد.
۲ – روابط موفق با یافتن یک فرد مناسب و شایسته آغاز نمیشوند، بلکه با مناسب و شایسته بودن خود فرد آغاز میشوند.
۳ – فردی که در آینده مجذوب وی میشویم، عمدتاً بر پایه ی چیزی است که ما در رابطه گذشته خود قادر به حل، کنار آمدن و یا دستیابی به آن نبوده ایم.
۴ – تنهایی و عزت نفس پایین دو عامل بسیار تاثیر گذار میباشند، که بسیاری را بر آن میدارد که در یک رابطه ناسالم وارد گردند. چراکه این افراد تصور میکنند یک رابطه ناسالم بهتراز فقدان رابطه و تنهایی است.
۵ – پول، قدرت، رابطه جنسی، مذهب، سیاست، مصرف سیگار و الکل، بستگان و خانواده از جمله مباحثی میباشند که مطرح کردنشان جنجال آفرین بوده و معمولاً به کشمکش و مشاجره می انجامند.
۶ – زنان عمدتاً مجذوب مردانی میشوند که قدری از لحاظ احساسی غیر قابل دسترس، تودار و خوددار میباشند، چرا که آنها غیر قابل پیش بینی بوده، زنان را به چالش کشانده، و با نیازمند جلوه دادن بی اندازه خود زنان را تحت فشار قرار نمیدهند. مردان خیلی مؤدب و دلپذیر اطلاعات را خیلی زود فاش میسازند، و اینگونه مینمایند که “اینکه تو چه کار میکنی و چگونه رفتار میکنی، برای من اهمیت ندارد، من کماکان در کنار تو هستم.”
۷ – افراد بطور ناخودآگاه وابسته فردی میشوند که نیازهای احساسی آنان را ارضا میکند.
۸ – افراد جذب کسانی میشوند که درجاتی از استقلال احساسی و فکری را از خود بروز میدهند. استقلال مالی و معیشتی نیز به همین منوال. در کل هر قدر وابستگی شما به دیگران در هر زمینه ای کمتر باشد نزد دیگران از احترام، مقبولیت و محبوبیت بیشتری برخوردار خواهید بود.
۹ – افراد خواهان چیزی می باشند که نمیتوانند داشته باشند. بنابراین خود را کاملاً در اختیار کسی قرار ندهید. در همان ابتدای آشنایی تمام اطلاعات شخصی، دانش، استعدادها و عشق خود را برای شریکتان آشکار نسازید. تمام وقت خود را به شریکتان اختصاص ندهید و یا خیلی زود به رابطه جنسی تن ندهید و آن را به بعد از ازدواج موکول کنید.
۱۰ – انسانها تصمیمات آگاهانه خود را بر اساس احساسات ناخودآگاه خود اتخاذ میکنند، سپس تصمیمات خود را با استدلالهای خوشایند توجیه میکنند.
۱۱ – شیفتگی و عاشقی یک نوع وابستگی است. بنابراین برای اینکه فردی را شیفته خود سازید، بکوشید نیازهای احساسی و معنوی وی را برآورده سازید، تا وی را وابسته خویش کنید.
۱۲ – به خاطر داشته باشید مردم از انسانهای فاقد اعتماد بنفس، وابسته، مردد، بدون برنامه، غیر ماجراجو و ترسو گریزانند.
۱۳ – رفتار دیگران براستی بازتاب نوع تفکر شما نسبت به آنان است.
۱۴ – ایجاد اعتماد در رابطه مستلزم آنست که شما به شریکتان اجازه برخورداری از آزادی را بدهید.
۱۵ – به یاد داشته باشید که کارهایی که انجامشان نمیدهید به همان اندازه ی کارهایی که انجامشان میدهید، حائز اهمیت و تاثیر گذار میباشند.
۱۶ – روابط یک نوع فرایند هستند و نه یک محصول. زندگی یک کلاس درس بزرگ است، و روابط معلمان آن. ما زنده هستیم تا پیوسته بیاموزیم، عشق بورزیم، شاد باشیم و به دیگران خدمت کنیم. هر تجربه ای که پشت سر میگذاریم فرصتی است تا بیش از پیش پذیرش خود و دیگران را تمرین کنیم، حس شوخ طبعی خود را حفظ کرده و دامنه خرد و دانش خود را گسترش دهیم. هدف از ازدواج صرفاً رسیدن به نتیجه غایی و یا ثمره زندگی نیست، بلکه هدف از ازدواج بهبود فرآیند‌ِ نحوه رفتار ما با دیگران، یادگیری، رشد و رسیدن به کمال میباشد. بحث کیفیت است و نه کمیت. ازدواج ابزاری است برای رشد معنوی و اجتماعی انسان.
۱۷ – شما جزء اصلی هر رابطه ای میباشید. بنابراین هرگاه میخواهید یک رابطه سالم و محبت آمیز با دیگران داشته باشید، نخست باید با خودتان رابطه ای سالم و محبت آمیز برقرار کنید. و این امر میسر نمیشود مگر با کشف و شناخت “خود اصیل” و “خود حقیقی” تان.
۱۸ – روابط و ازدواج به ما کمک میکنند تا صفاتی نظیر صداقت، دلسوزی، بخشایش، خدمت کردن، از خود گذشتگی، فداکاری، مسئولیت پذیری، تعهد، همکاری، همدلی، اعتماد و عشق غیر مشروط را در خود پرورش دهیم. ازدواج به ما کمک میکند تا مهارتهای رفع اختلاف، روابط اجتماعی و ارتباط موثر را بیاموزیم. روابط به ما کمک میکنند تا به بلوغ هیجانی و اجتماعی نایل آییم.
۱۹ – تعریف یک رابطه موفق فقدان تضادها، اختلاف سلیقه ها وعقاید متفاوت نیست، بلکه هنر تحمل پذیری، پذیرش، احترام گذاشتن و کنار آمدن با تفاوتها و تضادها است.
۲۰ – در رابطه خود را شکست ناپذیر بنمایید. اثری از نیازمند بودن، حالت تدافعی داشتن، ضعف، وابسته بودن از خود بروز ندهید. مردم افراد قوی، با صلابت و با استقامت را میستایند در حالی که از افراد ضعیف بیزارند. در صورت مواجهه با طرد و پاسخهای منفی هرگز حالت تدافعی به خود نگیرید و یا اصرار، پافشاری و یا خواهش نکنید.
منابع : پایگاه تنظیم خانواده- چه نیوز

گردآوری : مجله اینترنتی مفیدترینها

با ۱۲ مهارت زیر قلب شوهرتان را تسخیر کنید

زناشویی,زندگی مشترک,سکس,ارتباط زناشویی,همسر ,زن و شوهر,زندگی ,دختر و پسر ,ازدواج,خواستگاری,نامزدی,دوستی,دوستت دارم,عاشقانه,روانشناسی,روانشناختی

با ۱۲ مهارت زیر قلب شوهرتان را تسخیر کنید

با خودتان صادق باشید و از هیچ تلاشی برای عاشقانه تر شدن زندگی تان کوتاهی نکنید. عاشق شدن زمانی اتفاق می افتد که ترشح هورمون عشق (اکسی توسین) در افراد زیاد می شود.
_ خانمی هستم ۳۰ساله و شاغل، ۱۲سال است که ازدواج کرده ام. شوهرم را خیلی دوست دارم ولی به تازگی احساس می کنم علاقه اش نسبت به من کم شده است. لطفا راهنمایی ام کنید.
_ دختری ۱۸ساله هستم. سه ماه است که عقد کرده ام. اوایل زندگی مان عاشق همسرم بودم و هنوز هم هستم ولی انگار او به من توجهی ندارد. چه کار کنم که توجه و علاقه همسرم را به خودم بیش تر کنم؟
کارشناس و مشاور خانواده/ زوج های جوان باید به تفاوت های زن و مرد توجه داشته باشند و بدانند که همسرشان با یک سری رسم و رسوم و در شرایط متفاوتی نسبت به آن ها بزرگ شده است. واقعیت این است که زن و شوهرها فقط از نظر ظاهری با هم متفاوت نیستند بلکه از بسیاری جهات دیگر نیز با هم تفاوت دارند. برخی روان شناسان معتقدند که زندگی در جوامع امروزی به زنان در کسب مهارت هایی چون بیان احساسات، صمیمیت و عشق ورزیدن و … کمک کرده است حال آن که مردان را به کنترل و پنهان کردن احساسات، پیروزی در رقابت ها، کسب استقلال شخصی و … ترغیب می کند پس بیهوده است که در ابتدای زندگی مشترک تان از مرد زندگی تان انتظار داشته باشید در مهارت هایی که هیچ گونه آموزشی در آن ندیده است، استاد باشد. از سویی هرچند مردان نیز زندگی شان را دوست دارند و به آن اهمیت می دهند ولی ممکن است مدت بیشتری طول بکشد تا احساس خود را بیان کنند؛ زیرا می خواهند مطمئن شوند کاری که انجام می دهند، درست است در خور ذکر است که بیشتر مردان ترجیح می دهند درباره احساسات شان غیرمستقیم صحبت کنند و با کارهایی نظیر خرید کردن برای خانه، زیباسازی محیط، تعمیر وسایل منزل و … دوست داشتن شان را بیان کنند.
اما از آن جا که مردان به عشق، محبت، صبر و حمایت حقیقی زنان نیاز دارند به مرور زمان در سایه اطمینان و کمک همسران خود می توانند به آنان عشق بورزند؛ بنابراین شما وقتی بهتر درک کنید که همسرتان چه طور احساسات خود را پردازش می کند، سوء تفاهم های بین شما برطرف می شود و قادر به اداره بهتر روابط تان خواهید بود و با تلاش خود و به کارگیری مواردی که در ادامه گفته می شود می توانید ارتباطی خوب و عشقی زیبا را در زندگی مشترک تجربه کنید.
۱ – توجه بیشتر به ظاهر
با خودتان صادق باشید و از هیچ تلاشی برای عاشقانه تر شدن زندگی تان کوتاهی نکنید. عاشق شدن زمانی اتفاق می افتد که ترشح هورمون عشق (اکسی توسین) در افراد زیاد می شود. زمانی که همسرتان با شما احساس راحتی و آرامش کند، از دیدن شما لذت ببرد و شما را همواره مرتب و آراسته ببیند به قلمروی عاشقی نزدیک شده اید و ترشح هورمون اکسی توسین در شما و شوهرتان به میزان حداکثری خود خواهد رسید.
۲ – حفظ احترام همسر
به همسر خود احترام بگذارید و با او به گونه ای رفتار کنید و سخن بگویید که احساس کند برایش ارزش زیادی قائل هستید. در این صورت او هم ترغیب می شود که به صورت متقابل بیشتر به شما نزدیک شود و با شما احساس همدلی بیشتری خواهد کرد.
۳ – گفتن دوستت دارم
اعتماد به نفس او را با تایید تصورات مثبت او نسبت به خودش، تقویت کنید. اگر روزی یک بار به شوهرتان بگویید که «دوستش دارید» باعث می شود احساس خوبی در او ایجاد شود. با اطمینان خاطر به این که،او می تواند به درستی بسیاری از کارها را انجام دهد، کارها را به او بسپارید.
۴ – فرصت جبران دادن به شوهر
مردها در مواقع سختی به یک پشتیبان نیاز دارند؛ بنابراین در برابر او بی تفاوت نباشید و برای کمک به او تلاش کنید. همیشه به او برای کسب انرژی دوباره و متعهد بودن در کارهایش فرصت دهید.
۵ – قدردانی از شوهر
شوهرتان را تشویق کنید و وقتی برای رسیدن به هدف خاصی تلاش می کند، مشوق او باشید. بارها و بارها به او بگویید که به او کاملا ایمان دارید. اگر می توانید هر روز از همسرتان به خاطر تلاشی که برای موفقیت و آسایش در زندگی مشترک تان کرده است، قدردانی کنید.
۶ – احترام به حریم شخصی
به شوهرتان نشان دهید که نمی خواهید شخصیتش را تغییر دهید و او را همان طور که هست، قبول دارید. این نکته را هیچ گاه فراموش نکنید که باید برای خلوت و تنهایی او احترام قائل شوید، همان طور که شما هم گاهی به تنهایی و خلوت با خودتان نیاز دارید.
۷ – پیش قدم شدن برای ابراز محبت
برای محبت کردن، منتظر اقدام شوهرتان نباشید و خودتان پیش قدم شوید. نیازهای عاطفی او را درک کنید و به او قدرت دهید چرا که او عاشق قدرت است و از قدرتمندشدن لذت می برد و در چنین حالت هایی است که صمیمیتش به بیشترین میزان ممکن می رسد.
۸ – مقایسه نکردن با دیگران
هیچ گاه او را با فرد دیگری مقایسه نکنید و توانایی های او را زیرسوال نبرید؛ زیرا انتقاد غیرمنطقی و غیراصولی، دشمن صمیمیت است. پس با توجه به تفاوت های فردی، او را همان گونه که هست، بپذیرید و اگر هم ضعف هایی در شوهرتان می بینید در موقعیت های مناسب با او صحبت کنید تا با کمک شما، آن ها را برطرف کند.
۹ – سرزنش و تحقیر ممنوع
از هرگونه سرزنش و تحقیر شوهرتان در جمع های دوستانه و فامیلی به شدت بپرهیزید، سرزنش و تحقیر او موجب قطع ارتباط کلامی شوهرتان با شما خواهد شد. همواره او را تمجید کنید و نکات مثبت اخلاقی او را بر زبان بیاورید. توجه داشته باشید که بی عرضه خواندن او، آب سردی است بر صمیمیت و عشق متقابل او به شما.
۱۰ – حفظ آرامش در مواقع عصبانیت شوهر
در لحظه ای که همسرتان عصبانی یا ناراحت است، به همسرتان اندرز ندهید، او را نصیحت نکنید و سکوتش را نشکنید. احترام به سکوت شوهرتان در چنین مواقعی، خودش باعث صمیمیت بیشتر بین شما خواهد شد. در خور ذکر است که در یک موقعیت مناسب، شما می توانید با شوهرتان درباره علت عصبانیتش صحبت و در صورت لزوم، او را راهنمایی کنید.
۱۱ – برقراری تماس چشمی
هنگام پرسیدن سوالی از همسرتان حتما سوال را به صورت دقیق بپرسید چرا که مشخص تر شدن سوال به احتمال زیاد، باعث می شود که شوهرتان به سوال شما به طور جزئی و با دقت بیشتری پاسخ دهد. در ضمن مراقب اشاره های غیرکلامی تان باشید و برای بهتر شدن گفت و گو سعی کنید حالت چهره تان خنثی باشد، بدن تان آرام و لحن صدای تان نه بسیار بلند و نه بسیار آرام باشد. در هنگام صحبت با همسرتان سعی کنید بیشتر لحظات با او تماس چشمی برقرار کنید. همین تماس چشمی، در ارتباط موثرتر و ایجاد بیشتر صمیمیت تاثیر زیادی در زندگی مشترک تان خواهد داشت.
۱۲ – انتقاد کنید اما اصولی
مهارت های گوش فرادادن فعال را به کار ببرید. هنگام صحبت دائم با او مخالفت نکنید و وسط حرفش نپرید. منصفانه بحث کنید و از به کاربردن الفاظ منفی و جملاتی چون «تو هرگز مرا درک نمی کنی» یا «تو همیشه بی حوصله هستی» استفاده نکنید از ایجاد احساس گناه در وی و دوباره مطرح کردن اشتباهات گذشته اجتناب کنید. در زمان حال زندگی کنید و درباره این که اکنون چه احساسی نسبت به او دارید، با شوهرتان صحبت کنید.
منبع :khorasannews.com – chehnews.ir
گردآوری : مجله اینترنتی مفیدترینها

عشق در فرهنگ ازدواج ایرانی ها

زناشویی,زندگی مشترک,سکس,ارتباط زناشویی,همسر ,زن و شوهر,زندگی ,دختر و پسر ,ازدواج,خواستگاری,نامزدی,دوستی,دوستت دارم,عاشقانه,روانشناسی,روانشناختی
عشق در فرهنگ ازدواج ایرانی ها

دنیای مدرن پایاش را از حد خودش فراتر گذاشته! دیگر برای دیدن مظاهر این دنیای جدید نیازی نیست سری به فروشگاه های زنجیره ای زنیم یا فست فودهای سطح شهر را رصد کنیم یا گسترش شهرنشینی را ملاکی برای ظهور آن درنظر بگیریم. حالا این دنیای جدید با نفوذ در روابط شخصی و خصوصی نیز قدرتش را به رخ ما می کشد؛ رابطه هایی که از لحظه شروع، تا ادامه پیدا کردن و خاتمه یافتن شکل جدیدی به خود گرفته است.
دنیای مدرن، دنیای تحول و تغییر در حوزه خصوصی و عمومی انسان هاست. مدرنیته با دگرگونی ساختارهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، از مهم ترین عواملی است که ساختار خانواده، ازدواج و مفاهیم انسانی و اخلاقی وابسته به آن را تغییر داده است. به طوری که شاید هیچ کدام از تحولات دنیای امروز، به اندازه اتفاقاتی که در زندگی شخصی، ازدواج و خانواده درحال روی دادن است، نباشد.

یکی از مقولات مهمی که در دوران مدرن در زمینه ازدواج اهمیت یافته، مقوله «عشق» است. امروزه در جوامع مدرن تأکیدهای فرهنگی بسیاری روی عشق وجود دارد، به طوری که عشق از ضروریات ازدواج تلقی می شود، ولی آیا ازدواج ها همیشه با این نوع رابطه عاطفی آغاز می شده یا آن که عشق در ازدواج پدیده ای نو در دوران مدرن است؟

عشق در مفهوم عام، یعنی کشش و جاذبه میان دو نفر، که به تعبیر اریک فروم دارای ویژگی «دلسوزی»، «احساس مسئولیت»، «احترام» و «شناخت» باشد. عشق بیانگر دلبستگی فیزیکی و شخصی متقابلی است که دو نفر نسبت به یکدیگر احساس می کنند و معمولا همه ما فکر می کنیم که عاشق شدن از احساسات و عواطف عام انسانی ناشی می شود، بنابراین کاملا طبیعی به نظر می رسد زوجی که عاشق می شوند، بخواهند زندگی مشترکی را آغاز کنند، اما آنچه در این جا اهمیت دارد تغییرات اجتماعی است که نسبت به مقوله عشق در ازدواج رخ داده است.

اگر چه عشق یک حالت روانشناختی است، اما تحولات و ساختار اجتماعی بر عشق تاثیرگذار است. درواقع ساختار اجتماعی می تواند نوع و محتوای عشق را تعیین کند و بر آن اثر بگذارد. عشق یک پدیده اجتماعی است و نمی توان آن را به عنوان یک پدیده مستقل مورد بررسی قرار داد. اگر چه پژوهش های روانشناسی به انواع عشق و حالات مختلف عشق در زندگی زناشویی و تأثیرات آن اشاره داشتند، اما سیر تحول عشق در جامعه سنتی و مدرن در ایران با تأکید بر تحولات اجتماعی مورد بررسی قرار نگرفته است.

در سیر ادبیات نظری جامعه شناسی می توان اولین تفاوت های عشق در ازدواج دوران سنت و مدرن را، با دیدگاه دورکیم تحلیل کرد. در جامعه سنتی که همبستگی مکانیکی وجود دارد، عشق معنایی فرافردی دارد، اما با رفتن جامعه به مرحله ارگانیک، همبستگی های انسانی کمرنگ تر و عشق فردیت می یابد. در این جامعه تغییر کیفیت عشق، دیگر روابط انسانی را هم تحت تأثیر قرار می دهد. اما صورت بندی اجتماعی از مفهوم عشق به بهترین شکل در آرای آنتونی گیدنز مطرح می شود. او از نظریه پردازانی است که تطور مفهوم عشق و ازدواج را در جامعه سنتی و مدرن پی می گیرد.

از نظر گیدنز عشق به شکل عام و نه علاقه زوجین به یکدیگر، پدیده ایست که در چند قرن اخیر به وجود آمده است و تمرکز کنش متقابل گرم و صمیمانه در دایره تنگ خانواده هسته ای، زمینه ساز پیوند خوردن عشق و ازدواج بوده است. گیدنز با بررسی تغییرات تاریخی مفهوم صمیمیت در طول تاریخ، نشان می دهد که چگونه عشق و ازدواج در یک فرآیند تدریجی تاریخی بهم نزدیک می شوند. وی به این منظور سیر تحول مفهوم عشق را در سه دوره بررسی می کند:

الف) در دوره قرون وسطایی تنها قالب عشق، عشقی است که به «عشق شورانگیز» تعبیر می شود. این عشق به اشراف و خواص اختصاص داشته و ارتباطی میان آن و فرآیند ازدواج و زندگی خانوادگی و باروری وجود ندارد. این عشق از سویی به جنون و گسست از روابط عادی اجتماعی مربوط می شود و از سویی در قالب عشق عرفانی به مسیح اوجی استعلایی پیدا می کند. این عشق کاملا شخصی است که با خانواده و زناشویی بیگانه است. داستان های عامیانه قرون وسطایی مملو از روابط عاشقانه شهسواران، ملکه ها و شاهزاده هاست. در این دوران، در ارتباط زن و مرد با یکدیگر و حتی کودکان، جنبه عاطفی از اهمیت بالایی برخوردار نیست و در ازدواج، انتخاب و خواسته های شخصی اهمیتی نداشته، بلکه ازدواج با اراده دیگران صورت می گیرد و ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن اهمیتی ندارد.

ب) در قرن هجدهم این عشق شورانگیز، به شکل «عشق رمانتیک» تغییر ماهیت داد. عشق رمانتیک صورت بندی مفهوم عشق در شکلی عام و فراگیر را ممکن ساخت. این عشق چندان با رابطه جنسی تعریف نمی شد و بیشتر بر خاص بودگی و یگانگی معشوق در چشم عاشق دلالت داشت.

این بیان نوظهور از عشق، کنش متقابل میان زن و مرد را در جامعه صنعتی سازماندهی کرد و پیدایش خانواده های کوچک و مستحکم جدید را ممکن ساخت. فضاهای خانواده سنتی و حضور در شبکه ارتباطی خانواده بزرگتر، فرصتی برای ارتباط خصوصی زوجین نداشت و ابعاد روانی ازدواج از اولویت برخوردار نبودند. به دلیل همکاری زوج جوان در فرآیند تولید کشاورزی، دامداری در خانه و مزرعه در رابطه با خویشاوندان، روابط زوجین نمودی از روابط عاشقانه نداشت، اما گسترانده شدن عشق رمانتیک به خانه ها و پیوند خوردن مفاهیم محبت و ازدواج بود که بهره مندی های فردی از رابطه را از اولویت برخوردار کرد. اگر چه دیدگاه های فمینیستی شکل گیری این نوع عشق را نوعی توطئه و استثمار زنان می دانستند، اما از نظر گیدنز تولیدکنندگان و مصرف کنندگان عشق، زنان بوده اند.

سه پیامد اصلی عشق رمانتیک عبارت بود از: معرفی خانه به مثابه واحدی جغرافیایی برای تمرکز کنش متقابل صمیمانه، دگردیسی در روابط میان مادر، پدر و کودک و در نتیجه پیدایش دوران کودکی و صورت بندی و آرمانی شدن رفتار وسواس آمیز مادرانه.

ج) متأخرترین شکل عشق که مشخصه دوران مدرن است را گیدنز «عشق سیال» می نامد. جنبش های اجتماعی برابری خواهانه و ورود زنان به عرصه های تولید اقتصادی و اجتماعی شکل جدیدی از روابط زن و مرد را ایجاد کرد. این عشق تعهد سختگیرانه عشق رمانتیک را نداشت و منکر ضرورت پایداری روابط صمیمانه بود. این عشق نتیجه دستیابی زنان به جایگاه های اجتماعی مهم بوده و دیگر عشق تنها به یک زن و یک مرد منحصر نمی شد. بلکه این نوع عشق به دنبال تحقق برابری فرصت زن و مرد برای دسترسی به فرصت های اجتماعی و در نتیجه عاطفی است.

تفاوت های عشق در ازدواج دوران سنت و مدرن

عشق در مفهوم عام، یعنی کشش و جاذبه میان دو نفر

در عصر مدرن، از سویی به دلیل کوچک بودن اندازه خانواده هسته ای و پیدایش روش های کنترل جمعیت، پیوند میان رابطه جنسی و بارداری گسسته شد. از سوی دیگر به دلیل چروکیده شدن حجم خانوارها، همسر یعنی شریک جنسی رسمی به صورت مهم ترین شریک زندگی بازتعریف شد. باومن (١٣٨۴) نیز معتقد است که جهان مدرن، جهانی عقلانی شده، محاسبه گر و افسون زدایی شده است که در آن روابط عاشقانه به شکلی سست، موقتی، غیرقابل اعتماد و کالایی شده تعریف می شوند و نوعی ناپایداری در عشق، تحت پیامدهای مخرب مدرنیته بر انسان در جامعه کنونی مستولی است.
از آن جا که کشور ایران دوران گذار را پشت سر می گذارد، چالش های فراوانی را در حوزه خانواده تجربه می کند. در سال های اخیر تغییرات بسیاری در الگوی ازدواج دیده می شود که بخش عمده ای به فرآیند تحول سنت به مدرن و پسامدرن برمی گردد. مسأله عشق در ازدواج نیز از سویی تحت تأثیر شرایط فرهنگی و بومی و از سویی تحولات جهانی است.

به لحاظ تاریخی و فرهنگی عشق در ادبیات ایران نمود وسیع و برجسته ای، در دو صورت عشق جسمانی و عرفانی دارد، اما به طور متعارف از لحاظ سنتی عشق در ازدواج و همسرگزینی عنصر مهمی نبوده است، بلکه عوامل دیگری چون هم کفو بودن خانواده ها، مسائل اقتصادی و اجتماعی و … اهمیت بیشتری داشته است.

باتوجه به دیدگاه های مطرح شده در بالا، می توان در جامعه ایران، از سه نوع ازدواج سنتی، مدرن و پسامدرن سخن گفت که در هر کدام عشق بعد، شکل و معنای متفاوتی پیدا می کند. با گذار جامعه ایران از دوره سنت به مدرن، ماهیت عشق نیز در ازدواج تغییرات بسیاری کرده است. در فرهنگ سنتی ایران، به دلیل محدودیت روابط اجتماعی، خانواده محور بودن و الگوی ازدواج براساس خویشاوندی، ازدواج غالبا بدون رابطه عاشقانه بوده است. عشق هایی هم که گه گاه در جوامع سنتی رخ می داد، نوعی عشق رمانتیک بود که به دلیل محدودیت های ارتباطی بین دختران و پسران، با اولین مواجه دختر و پسر رخ می داد.

در دوران مدرن، ویژگی های ازدواج، به علت تأثیرپذیری جامعه از فرآیندهای صنعتی شدن و مدرنیزاسیون دچار تغییر شد. تغییرات شهرنشینی، فروپاشی خانواده گسترده و شبکه خویشاوندی، افزایش تحصیلات، اشتغال زنان، رواج تفکر عقلانی و… نگرش های شیوه همسرگزینی را تغییر داد. آزادی در روابط دختر و پسر قبل از ازدواج، کاهش ازدواج های خویشاوندی، اهمیت یافتن ابعاد روانی و عاطفی در ازدواج و… از تغییراتی است که در سبک ازدواج در دوران مدرن رخ داده است. هر چند ازدواج به شکل سنتی با پیوند به ارزش ها و قواعد زندگی سنتی کاستی ها و معایبی دارد، اما در دوران مدرن هم با چالش های فراوانی روبه روست.

اما با تأثیرات و تحولات جامعه مدرن، نگرش های جدیدی بر سبک ازدواج حاکم شده است که گاه ممکن است با باورها و اعتقادات سنتی مردم همخوانی نداشته باشد. یکی از این نگرش ها، انتخاب آزادانه همسر و تمایل به ازدواج براساس عشق است. افزایش تحصیلات، استقلال مالی و بالارفتن سن ازدواج موجب شده که جوانان برای عشق پیش از ازدواج، اولویت قایل شوند. ازدواج های از پیش تعیین شده دنیای سنت، امروزه جای خود را به همسرگزینی آزاد و انتخابی براساس عشق داده است. اگر چه هنوز در برخی مناطق ایران، ازدواج های عشیره ای و قبیله ای وجود دارد، اما در زندگی مدرن، به ویژه در بین جوانانی که انگیزه اقتصادی و اجتماعی آنان از ازدواج پایین تر است، دستیابی به مفهوم عشق در ازدواج، اهمیت ویژه ای دارد.

اما در دوران پست مدرن، از عشق راز زدایی و تقدس زدایی شده و به تعبیر باومن نوعی «سیالیت» در عشق پدیدار شده است. این سیالیت کم کم در فرهنگ ایران نیز نفوذ کرده و شکل ازدواج را تغییر داده که تا حدودی متاثر از فرآیندهای وسیع جهانی و بازنمایی های رسانه ای از خانواده غربی است.

ازدواج هایی که قبلا با معرفی و شناخت آغاز می شد، امروزه با بهانه «عشق» با میانجی گری اینترنت و دیگر فناوری های ارتباطی صورت می گیرد و حتی گاه به تشکیل خانواده هم نمی انجامد. این سبک عشق ورزی، ازدواج و خانواده را به تدریج از کانون اصلی جامعه کنار می زند. هر چند که اغلب این نوع عشق ورزی با عدم شناخت کافی، تشریفاتی، تظاهری و غیرحقیقی شدن، آسیب های بسیاری هم در پی دارد.

عشق موهبت بزرگ در جهت تکامل

به رغم گرمی عاطفه و احساس زوج ها در روزهای نخست آشنایی و زندگی مشترک، برخی پژوهش های جامعه شناسان یا گزارش های به دست آمده از دفترهای ازدواج و طلاق از تبدیل شدن زودهنگام این زوج ها به غریبگانی آشنا خبر می دهد.

«کارل گوستاو یونگ» روانشناس نام آشنای سوییسی (١٩۶١ ١٨٧۵ میلادی) درباره چرایی این رخداد در کتاب «ضمیر پنهان» نوشته است: هر انسانی باید تمامیت خودش را زندگی کند. انسان بخش کوچکی از این تمامیت را به صورت خودآگاه و هوشیار زندگی می کند و آگاهانه به دنبال علاقه ها و کشش های درونی خود می رود ولی بخش عمده وجودش را به صورت ناآگاه و از طریق فرافکنی (projection) به روی دنیا زندگی می کند. بر همین مبنا، عشق بر ٢ ویژگی همیشگی استوار می شود که یکی ناخودآگاه بودن و دومی ناپایداری است. دیر یا زود فرافکنی ها فرو می ریزد و فرد متوجه می شود کسی که عاشقش بوده کسی نیست که او از صمیم قلب می خواهد.

یونگ درباره چگونگی به وجود آمدن عشق واقعی و پایدار معتقد است: تا هنگامی که نقطه های تاریکی در ناخودآگاه انسان وجود دارد که به حوزه هوشیاری در نیامده است، امکان مبتلاشدن به عشق هم هست. انسان های فرزانه وقتی به دام عشق گرفتار می شوند بسیار متفاوت از افراد معمولی عمل می کنند. آنها تمام توجه و انرژی خود را معطوف این مسأله می کنند که ویژگی های درونی نهادینه شده خود را ببینند و به این ترتیب یک قدم دیگر به سمت هوشیاری و تمامیت درونی حرکت کنند تا درنهایت ازدواج مقدس انجام بگیرد.

برای این افراد، عشق موهبت بزرگ طبیعت در جهت شناخت و تکامل است درحالی که برای انسان های عادی، عشق فرصت دو روزه برای داشتن حال خوب است که بعدها با ریزش فرافکنی ها یک بار دیگر به جمله های نمایشنامه ای خود برسند و دوباره همان زندگی تکراری گذشته را ادامه دهند. حال با این تفسیرها از عشق، شاید دلیل همنشینی بی روح زوج ها زیر سقف کوتاه خودرو، خیال پردازی و فرو رفتن در رویایی باشد که اگر کنار هم نبودیم شاید چنین می شد و چنان.

بی توجهی به زیبایی های جاده زندگی سرمنشأ شکاف

باید گفت در طول زمان و گذران زندگی مسائلی میان زوج ها به وجود می آید که می تواند به جدایی یا یک زندگی مشترک بدون احساس، عشق و همراهی منجر شود؛ تحولی که نمود آن در فضای خارج از خانه هم قابل مشاهده است. به عنوان نمونه، وسیله نقلیه نمادی از همپیوندی ٢ زوج در مسیر زندگی است. البته در دنیای مدرن امروزی، راندن این وسیله گاه به مثابه ابزاری برای ابراز خشم و برون ریزی عاطفی عمل می کند و مسیر حرکت به بستر تعارض و درگیری تبدیل می شود. طبیعی است اگر در این سفر گله و شکایت هایی هم از سوی ٢ طرف مطرح شود و نیز هزار گره ناگشوده که خود نتیجه قطع تماس چشمی است. این قطع و وصل شدن تماس های چشمی نشانه نخستین شکاف ها است که گاهی فرد، بودن در خودروی کرایه یا تاکسی را به بودن درکنار یک غریبه آشنا ترجیح می دهد.

کارشناسان امور خانواده براین باورند کشش و جذابیت میان زوج ها یک شبه از بین نمی رود. حل نکردن مشکل های زناشویی، التیام ندادن دردها و نارضایتی ها در طول سال ها و تلنبار کردن آنها با بستن چشم روی رفتارهای نادرست طرف مقابل از عامل های تاثیرگذار بر کمرنگ شدن و به مرور از بین رفتن عشق است؛ تحولی که ممکن است زمانی گدازه های آن از دهانه آتشفشان درون زوج سر به آسمان کشد.

وسیله نقلیه از معدود مکان هایی است که در آن زوج ها برای رسیدن به مقصد نهایی لحظه هایی هر چند کوتاه را بدون درگیری های کاری و رسیدگی به امور خانه و فرزندان کنار هم هستند و فرصت دارند با هم ارتباط کلامی برقرار سازند اما در بیشتر موارد به علت وجود سایه خاطرات گذشته و اختلاف های تلنبار شده بر سر افراد، قرار گرفتن در این فضا خود به عامل به وجود آمدن قهرها و سردی میان زوج ها تبدیل می شود. البته در مواردی هم بروز دعوا میان زوج ها باعث تجربه هایی می شود که بهبود روابط را به دنبال دارد اما بیشتر این فضا به افزایش شکاف ها می انجامد.

تقویت لحظه ها و افکار عاشقانه در تداوم زندگی

کارشناسان امور خانواده همواره در تلاش برای یادآوری این موضوع هستند که ازدواج همه مشکل ها را حل نمی کند و باید با دیدی واقع بینانه نسبت به این کار و انتخاب شریک زندگی اقدام کرد که صد البته آموزش و برخورداری از مهارت های حفظ و ادامه رابطه، مهم تر از انتخاب همسر است. دانستن این موضوع که ازدواج مسأله مقدسی است که به تدریج با آن پرورش می یابیم و هر چقدر بالغ تر شویم، زندگی پایدارتری خواهیم داشت، کمک بسیاری به شکل گیری و تداوم پیوند عاشقانه خواهد کرد. اگر همسران در کنار داشتن لحظه هایی عاشقانه به فکر نزدیکی بیشتر افکار و روش زندگی مشترک خود نباشند، پس از مدتی که این احساس ها و نیازها فروکش کرد و جنبه منطقی بیشتری گرفت، مشکل ها نمایان تر می شوند چراکه زمانی که ٢ نفر نمی توانند ارتباط عاطفی خوبی با هم برقرار کنند، از هم فاصله می گیرند. یادمان باشد حفظ رابطه به بهترین وجه، ارزشمندترین هدیه ای است که به خود، همسر و فرزندانمان می دهیم.
روزنامه شهروند
گردآوری : مجله اینترنتی مفیدترینها

روش صحبت کردن درست و صحیح با شوهر

زناشویی,زندگی مشترک,سکس,ارتباط زناشویی,همسر ,زن و شوهر,زندگی ,دختر و پسر ,ازدواج,خواستگاری,نامزدی,دوستی,دوستت دارم,عاشقانه,روانشناسی,روانشناختی

روش صحبت کردن درست و صحیح با شوهر

با همسر خود هدف‌دار صحبت کنید
اغلب خانمها وقتی در مورد همسرشان صحبت میکنند گویی در خصوص نوع دیگری از انسان صحبت می‌کنند که هیچ شباهتی به آنها ندارد و نکته جالب اینجاست که اگر چند خانم در خصوص روحیات و رفتار مردها صحبت کنند قطعا شنونده مرد، موجود خارق‌العاده‌ای را می‌تواند تصور کند که این خانمها به سختی و به اجبار با او ارتباط برقرار می‌کنند، غافل از اینکه این توضیحات در خصوص شریک زندگی اصلا صحیح نیست یا دست کم ضعف خانم‌ها را در برقراری ارتباط با همسرشان به اثبات می‌رساند.
برای برقراری ارتباط مفید و صحیح با همسر چند نکته کلیدی را ارائه می‌کنیم :
– هرگز صحبت‌های همسر خود را قطع نکنید، چون مردها تفاوت‌های بسیاری با خانم‌ها دارند و یکی از تفاوت‌ها این است که در یک لحظه فقط می‌توانند یک کار را انجام دهند. پس وقتی یک مرد در حال صحبت است فقط می‌تواند صحبت کند و نمی‌تواند حرف‌های شما را گوش دهد.
– زن‌ها «فرایندمدار» هستند و باید حتما به نتیجه‌ای برسند و اصلا ناراحت نمی‌شوند اگر ندانند راجع به چه موضوعی می‌خواهند صحبت کنند یا که هدف از صحبت چیست. ۲زن می‌توانند به راحتی بنشینند و بگویند: «بیا با هم حرف بزنیم». آنها از فرایند ابراز کردن خودشان لذت می‌برند اما از نظر بسیاری از مردها، این فقدان ساختار، بسیار نگران‌کننده و آزاردهنده است.
– دقت کنید اگر همسر شما در حال رانندگی بوده و ضبط ماشین هم روشن باشد، به محض اینکه شما شروع به صحبت کنید او صدای ضبط را کم می‌کند. این نکته و بسیاری از مثال‌های دیگر بیان‌کننده آن است که آقایان در یک لحظه فقط یک کار را می‌توانند درست انجام دهند؛ برخلاف خانم‌ها که هم صحبت می‌کنند و هم گوش می‌کنند.
– با همسر خود هدف‌دار صحبت کنید چون آقایان وقتی با یکدیگر صحبت می‌کنند در طول زمان صحبت خود از مقدمه و نکات اصلی و در پایان از نتیجه‌گیری استفاده می‌کنند و کم اتفاق می‌افتد که بدون هدف شروع به صحبت کنند. در ارتباط کلامی آقایان، معمولا از این شاخه به شاخه دیگر پریدن کم دیده می‌شود؛ لذا به خانم‌ها پیشنهاد می‌کنم که قبل از صحبت با همسرتان یک مکالمه عادی و هدف‌دار را تمرین کنید تا همسر شما بتواند نتیجه صحبت کردن با شما را حدس بزند.
ارتباط مفید و صحیح با همسر
با همسر خود صریح و روشن صحبت کنید
– ممکن است همسرتان علاقه‌ای به تعقیب این نوع گفت‌وگوها از خود نشان ندهد؛ ممکن است در مقابل صحبت کردن با شما، از خود مقاومت نشان دهد؛ ممکن است در تلاش برای منصرف کردن شما از ادامه مکالمه، با شما مشاجره کند؛حتی این امکان وجود دارد که صحبت کردن با شما را مرتبا به تعویق بیندازد، البته گاهی اوقات هم ممکن است چنین فکر کند که «حواس پرت» هستید و نمی‌دانید چه می‌خواهید بگویید و زیاد جدی به صحبت‌هایتان گوش ندهد. اغلب آقایان از اینکه ندانند گوینده به چه منظوری در حال صحبت کردن است عصبی می‌شوند. با همسر خود صریح و روشن صحبت کنید چون همسر شما یک مرد است و آقایان از صریح صحبت کردن و عدم پیچیدگی در کلام لذت می‌برند و در تمام طول مدت صحبت خود با دیگر آقایان و حتی با خانم‌ها این انتظار را دارند که هیچ حرفی را در حالت کنایه و اشاره نشنوند و این دقیقا برخلاف روش خانم‌هاست که در صحبت کردن معمولا از اشارات استفاده می‌کنند.
لذا باید توجه داشت که اگر می‌خواهید از صحبت کردن با همسر خود نتیجه مطلوبی به دست آورید، سعی کنید مطلب خود را واضح و روشن به او بگویید.
– مردها هنگامی بهتر ارتباط برقرار می‌کنند که بتوانند روی مکالمه خود با شما تمرکز کنند. در واقع آنها هنگامی احساس عملکرد بهتری دارند که از قبل حدود مکالمه را بشناسند و اطلاعات کافی را در دست داشته باشند. به این ترتیب، احساس می‌کنند روی هر مورد رفتاری کنترل کافی دارند.به همین دلیل نیازمندند هنگام صحبت و گفت‌وگو با شما تمرکز کافی داشته باشند. آنان دوست دارند، بدانند هدف از این صحبت چیست و اینکه از آن چه می‌خواهید. این باعث می‌شود هنگامی که با شما صحبت می‌کنند، بدانند چه کار می‌کنند.
– درخواست‌های ما زن‌ها در بسیاری موارد واضح نبوده و حتی می‌توان گفت گنگ و مبهم هم هستند. به عنوان مثال می‌گوییم: بیا با هم درباره خانواده​ات حرف بزنیم / علی، فکر می‌کنم ما باید راجع به رابطه‌مان صحبت کنیم/ بیا کمک کن، ببینم در مورد شغلم باید چه کار کنم.چنین در خواست‌هایی بسیار گنگ و مبهم هستند و حالت‌های متفاوتی را می‌توان برای مفهوم آنها در نظر گرفت. این درخواست، هیچ جهت خاصی را به همسر شما ارائه نمی‌دهد، این حالت مردها را معذب می‌کند. گویی که باید حتما آنچه را که از آنها می‌خواهید (و نمی‌دانند چیست) به شما بدهند و باید هم درک کنند خواسته واقعی شما چیست و آن را نیز برآورده کنند! در اینگونه موارد، مرد احساس می‌کند، روی هیچ موردی کنترل ندارد و احساس اجبار و فشار می‌کند اما قوانین بازی را هم نمی‌داند و این برایش ناامنی و عدم اطمینان به وجود می‌آورد؛ اما زن‌ها این مشکل را ندارند.
– کلماتی مثل «تو» و «چرا» مردها را وارد وضعیت تدافعی می‌کند. مردها طبیعتا اهل رقابت هستند بنابراین ممکن است وقتی احساس چالش کنند با شما مبارزه کنند. بهتر است شکوه‌ها را به درخواست تبدیل کنید. سعی کنید با «دوستت دارم وقتی که …» یا «خیلی خوشحال می‌شوم وقتی که …» شروع کنید . همین کار به تنهایی باعث می‌شود او به حرف شما گوش کند.
گردآوری:بخش زناشویی بیتوته
منابع:
bartarinha.ir
irannaz.com

گردآوری : مجله اینترنتی مفیدترینها

بابهترین شیوه های تعامل با همسر آشنا شوید

زناشویی,زندگی مشترک,سکس,ارتباط زناشویی,همسر ,زن و شوهر,زندگی ,دختر و پسر ,ازدواج,خواستگاری,نامزدی,دوستی,دوستت دارم,عاشقانه,روانشناسی,روانشناختی

بابهترین شیوه های تعامل با همسر آشنا شوید

۱- همسرتان را نزدیک‏ترین و محرم‏ترین فرد برای خود بدانید و او را حامى و پشتیبان خود تلقى کنید .
۲- با یادگیرى مهارت‏هاى ارتباطى نظیر فعالانه به حرف‏هاى یکدیگر گوش کردن، احترام به نظرها و عقاید یکدیگر و تشریک مساعى و مشورت کردن روابط خود را بهبود ببخشید .
۳- سعی کنید با ایجاد کانونى گرم و صمیمى، مسؤولیت رسیدن به تفاهم را پذیرا شوید .
۴- مواقع اختلاف نظر یا سوء تفاهم، به جاى سرزنش کردن یکدیگر یا تفسیر نادرست، به شناسایى مساله و یافتن راه حل آن بپردازید و در صورت لزوم کمک و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب کنید .
۵- براى رسیدن به امنیت روانى وعاطفى در روابط زناشویى داشتن صداقت، پذیرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهید .
۶- در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در اولین فرصت ممکن به حل و فصل آن بپردازید تا به فرآیندى مخرب و پیشرونده تبدیل نشود .
۷- به هر طریق ممکن رفتارهاى مطلوب همسرتان را مورد توجه و تایید قرار دهید به گونه ‏اى که همسرتان بفهمد برایش ارزش قائل هستید .
تعامل با همسر ,شیوه های تعامل با همسر,روابط زناشویى
۸- تشویق و تاییدتان و بیان نکات مثبت ‏به طور آشکار یا در جمع باشد و تذکر نکات منفى و انتقاد به طور محرمانه و در تنهایى صورت بگیرد .
۹- براى خصوصیات و نیازمندى‏هاى ایشان ارزش قائل شوید و در روابط کلامى، عاطفى، اقدام‏ها و تصمیم‏ گیرى‏ها به افکار و خواسته‏ هاى همسرتان توجه کنید .
۱۰- خشونت همسرتان را با خشونت پاسخ ندهید . خشونت را با سکوت پاسخ گویید و در موقعیتى مناسب درباره مساله مورد نظر به بحث و گفت و گو بپردازید .
۱۱- بکوشید در سراسر زندگى، به خصوص در روابط بین خود و همسرتان، به جاى هر گونه پیش ‏داورى یا مشاهده اشکالات و ضعف‏ها نقاط مثبت و قوت را ببینید. به جاى توجه به نیمه خالى لیوان به نیمه پر آن توجه کنید .
۱۲- سعى کنید در برنامه ریزى براى فعالیت‏هاى اجتماعى، اوقات فراغت، دید و بازدیدهاى خانوادگى و نظایر آن به مشورت کردن با یکدیگر بپردازید و از یک جانبه نگرى بپرهیزید .
۱۳- در هر فرصتى که پیش مى ‏آید، با همسر تان ارتباط کلامى و عاطفى برقرار کنید . خانم ها از صحبت کردن با همسرشان بیش‏تر لذت مى‏برند . برای همین مردها باید فعالانه به سخنان همسرانشان گوش کنند و واکنش مناسب نشان دهند .
تعامل با همسر ,شیوه های تعامل با همسر,روابط زناشویى
۱۴- اگر هر یک از زوجین در شرایط خاصى نمى‏تواند به سخنان همسرش گوش کند، باید صادقانه و صمیمانه این موضوع را به او انتقال بدهید و تقاضا کنید صحبت کردن درباره آن موضوع را به فرصتى دیگر موکول کند.
۱۵- هر از چند گاهى در فضایى محرمانه، محبت ‏آمیز و صمیمانه به ارزیابى رفتار و روابط یکدیگر بپردازید و از یکدیگر بپرسید، چه باید کرد تا روابطمان بهتر و بانشاطتر شود؟
۱۶- همیشه، در رویارویى با مسائل و مشکلات خانوادگى، خود را در وضعیت طرف همسرتان قرار بدهید و با قبول مسؤولیت‏ خود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روى آورید .
۱۷- ارتباط زوجین باید از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست وغیر واقع بینانه دور باشد . اگر موضوع و مساله‏ اى ذهن یکى از زوجین را به خود مشغول کرده است، باید آن را به صراحت و صادقانه مطرح کند و درستى و نادرستى اش را با همسرش مورد بررسى قرار دهد .
۱۸- هر یک از زوجین باید زمینه‏ هاى بروز سوء تفاهم‏ ها و سوء ظن ها را از بین ببرد و از رفتارهایى که موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن مى‏شود، خوددارى کند .
۱۹- با روان‏شناسى همسرتان آشنا شوید تا بدانید ایشان به چه امورى بها مى‏ دهد و نظام ارزشى‏ اش چگونه است. براى مثال معمولا زن به وابسته بودن، کسب امنیت عاطفى و مورد حمایت واقع شدن اهمیت مى‏دهد .
۲۰- از مسخره کردن ایشان و گفتن سخنان طعنه ‏آمیز و دو پهلو جدا پرهیز کنید .
تعامل با همسر ,شیوه های تعامل با همسر,روابط زناشویى
۲۱- بایادآورى برخى ایام مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظایر آن و دادن هدیه‏ هایى هر چند کوچک (مثل یک شاخه گل) به طور نمادین یا سمبلیک عشق و علاقه خود را به همسرتان اعلام کنید .
۲۲- خود را در برابر همسرتان آراسته و پاکیزه و جالب توجه نگه دارید از پریشانى و وضع نامرتب بپرهیزید .
۲۳- در انتخاب دوست و برقرارى روابط دوستانه و معاشرت‏هاى خانوادگى با زوج‏هاى دیگر دقت کنید و این امور را با توافق یکدیگر انجام دهید .
۲۴- هرگز همسرتان را با خانم های دیگر مقایسه نکنید .
۲۵- از رفتارهاى مطلوب همسرتان تشکر کرده، او را تشویق کنید و انگیزه تکرار آن رفتار را بیش‏تر کنید .
۲۶- حتى ‏المقدور به قول‏هایى که به همسرتان داده ‏اید عمل کنید تا به سلب اعتماد و احساس فریب خوردگى نینجامد.
تعامل با همسر ,شیوه های تعامل با همسر,روابط زناشویى
۲۷- از نسبت دادن القاب و زدن برچسب‏هاى ناگوار و نامطلوب مانند بدقول، شلخته، کله‏ شق، یک دنده، لجباز و خودخواه به یکدیگر پرهیز کنید .
منبع:chehnews.ir – madarclub.com

گردآوری: مجله اینترنتی مفیدترینها

انتقاد جنسی از شریک زندگیتان

زناشویی,زندگی مشترک,سکس,ارتباط زناشویی,همسر ,زن و شوهر,زندگی ,دختر و پسر ,ازدواج,خواستگاری,نامزدی,دوستی,دوستت دارم,عاشقانه,روانشناسی,روانشناختی

انتقاد جنسی از شریک زندگیتان

انتقاد را بسنجید، ابتدا ببینید که آیا منظور او را به خوبی درک کرده اید و آیا پیام آن را تشخیص می دهید؟ و به این منظور، همه ذکاوت و درک خود را به کار اندازید . از همسرتان بپرسید که منظورش از گفتن آن حرف ها یا انجام آن کارها چه بوده است. هیچ وقت فرض نکنید که منظور او را می دانید، در صورت لزوم، دریافت خود را از انتقاد مطرح شده تکرار کنید.

انتقاد جنسی
پیش از آن که شتاب زده در مورد مفهوم انتقاد نتیجه گیری کنید، آن را تفسیر کنید، : “در این مورد بیشتر برایم توضیح بده”

مقصود اصلی همسرتان از بیان انتقاد را با چنین جملاتی بپرسید: “میتوانی موضوع را بیشتر باز کنی؟”
“دلم می خواست می دانستم این انتقاد چه احساسی در تو ایجاد میکند”

اگر انتقاد حالت کلی دارد، مثل “روابط زناشویی دارد کسل کننده میشود ” ازاو بخواهید که بگوید از چه چیز مشخصی شکایت دارد، و پیشنهادش برای تغییر چیست؟به همسرتان پیشنهاد کنید که نیاز و خواسته هایش را به طور مشخص بیان کند.
“تو بعد از عشق ورزی مهربان نیستی ,من در این موقع به توجه بیشتری نیاز دارم دلم میخواهد در این موقع مدتی بغلم کنی ”
برای این که انتقادی را به شکل سازنده بپذیرید ، باید انگیزه ، همسرتان را از گفتن آن انتقاد بدانید.

هر قدر هم که رنجیده باشید و یا در آن لحظه حالت دفاع به خود گرفته باشید، فراموش نکنید که باید هر چه زودتر علت انتقاد را پید ا کنید .

باز هم باید سوالاتی مطرح کنید:
« آیا این حرف را برای این گفتی که مرا ناراحت کنی؟ یا برای این که خودت ناراحت بودی ؟ »
“آیا انتقاد تو واکنشی بود به حرفی که من زدم، یا کاری که کردم باعث شد ، ناراحت شوی و احساس سر خوردگی کنی ”

“آیا این انتقاد را مدت هاست در سرت می پرورانی؟ اگر این طور است چرا حالا آن را بروز دادی. چه اتفاقی افتاد که سبب شد آن را بگویی ؟”
“فکر می کنی انجام چیزی که از آن انتقاد می کنی، واقعاً در کنترل من است ، و موردی است که میتوانم تغییرش بدهم ؟ ”
سعی کنید، انتقاد کننده را به جست وجوی انگیزه های ناخودآگاه خویش ترغیب کنید.
اعتماد، مهم ترین عامل در پذیرش یک انتقاد سازنده است. به عبارت دیگر اگر حرف همسرتان نسنجیده یا حتی غیر منصفانه هم باشد، باور داشته باشید که او صمیمانه برای حفظ رابطه اش با شما تلاش می کند.

انتقاد جنسی

در بسیاری از موارد اعتماد نادیده گرفته می شود، زیرا طرفین از تأثیر عاطفی انتقاد جنسی آگاهی ندارند. در یکی از جلسات مشاوره، پزشک از زنی پرسید، اظهار نارضایتی شوهرش چه احساسی در او بر انگیخت ؟ زن گفت : “عصبانی شدم و احساس حقارت کردم”

پزشک یاد آوری کرد:
“اما عصبانیت و احساس حقارت که فقط دو بر چسب هستند و چه بسا اصلا جنبه واقعی نداشته باشند. واکنش عاطفی شما چه بود”
زن جواب داد « گمان می کنم گریه را سردادم. احساس می کردم که نفسم تنگ شده »
پزشک به طرف شوهر برگشت و گفت :”آیا عمد اً آن حرف ها را زدی که همسرت را ناراحت کنی ؟”
شوهر بی درنگ جواب داد:” نه، به خدا! نه، نمی خواستم ناراحتش کنم، من واقعاً دوستش دارم ”

انتقاد جنسی از شریک زندگیتان

بدون اعتماد و تفاهم متقابل، روند انتقاد می تواند به شرطی شدن انتقاد جنسی منفی منتهی شود .
پزشک دیگری حکایت زن و شوهری را تعریف می کرد که زندگی جنسی لذت بخش آنها به سردی
گرایید؛ زیرا هر دوی آنها نسبت به انتقادات طرف مقابل، (اعم از واقعی یا واهی) واکنش بدی نشان می دادند:
“هر بار که یکی از آنها می رنجید، دفعه بعد با رد کردن پیشنهاد طرف مقابل از او انتقام می گرفت . پس از چندی، اختلافات آنها به حوزه روابط جنسی نیز سرایت کرد و روابط جنسی آنها که زمانی از حالت فعالی برخوردار بود محدود و متوقف شد.

آنها به جای آن که صادقانه به بیان رنجش های خود بپردازند، باخودداری از برقراری رابطه جنسی، ناراحتی خود را ابراز می کردند .

منبع: دلگرم

گردآوری: مجله اینترنتی مفیدترینها

به فکر چاره برای همسران متوهم باشید!

زناشویی,زندگی مشترک,سکس,ارتباط زناشویی,همسر ,زن و شوهر,زندگی ,دختر و پسر ,ازدواج,خواستگاری,نامزدی,دوستی,دوستت دارم,عاشقانه,روانشناسی,روانشناختی

به فکر چاره برای همسران متوهم باشید!

برخی همسران در مورد همسرانشان دچار شک و تردید و توهم خیانت هستند و همیشه احساس می کنند در معرض خیانت همسرشان قرار دارند و احساس ترس و تهدید می کنند

متخصص اعصاب و روان هشدار داد: تجسس و کنجکاوی های همسران نسبت به یکدیگر موجب ایجاد نگرانی های دائمی،اضطراب و به تدریج منجر به خشم و نفرت خواهد شد.
دکتر فربد فدائی تأکید کرد: در مورد تجسس همسران در احوال یکدیگر، تمایل به این که فرد از همه مسائل اطرافیان سر در آورد و این احساس که شاید دیگران موضوعاتی را از وی پنهان می کنند یا دروغ می گویند و به وی خیانت می ورزند گفتنی بسیار است.
عامل اول/ فرافکنی
وی ادامه داد: مهم تر از همه آن که وقتی افراد عادی درباره دیگری صحبت می کنند، عمومأ بیش از آن که درباره فرد دیگر اطلاعاتی به دست دهند در مورد خود به صورت نا دانسته اطلاعاتی در اختیار دیگری می گذارند و این همان وضعیتی است که در علوم رفتاری “فرافکنی” نامیده می شود.
مدیرگروه روانپزشکی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی خاطرنشان کرد: یعنی فرد دیدگاه ها، خواسته ها و یا ترس هایی را که خودش دارد و برای خود و دیگری ناپسندیدنی و نامطلوب را به صورت ناخودآگاه به دیگری نسبت می دهد.
وی همچنین افزود: حال به دنبال آن فردی که تمایل به خیانت به همسرش را دارد با فرافکنی احساس می کند زنش هم قصد خیانت به او را دارد.
دکتر فدائی برای درک بیشتر این موضوع یادآور شد: همچنین پدری که نسبت به فرزند خود با خشونت و بی ادبی رفتار می کند بالطبع فرزندش را متهم می کند که نسبت به پدر بی ادب و پرخاشگر است.
وی تصریح کرد: حال به دنبال چنین مسائلی اضطراب فرد در مورد بد بودن خود فرد از بین می رود و با متهم کردن طرف مقابل، به خود اجازه می دهد که چون همسرم قصد خیانت به من را دارد پس من هم مجاز به خیانت هستم.
این روانپزشک تأکید کرد: در واقع این یکی از ساز و کارهای است که منجر به تجسس در احوال دیگران می شود.
عامل دوم/ احساس ترس، ضعف و نداشتن اعتماد بنفس
وی اظهار کرد: فردی که گمان می کند موجود ضعیف، نامطلوب و به در نخوری است، می کوشد تا با متهم کردن دیگران بر آنها برتری یابد و اصولأ گمان می کند که چون انسان ضعیفی است لابد دیگران دوستش ندارند و با او بد رفتاری می کنند.

به فکر چاره برای همسران متوهم باشید!

عامل سوم/ یادیگری و آموزش
عضو هیئت مدیره انجمن روانپزشکان ایران، گفت: برای نمونه کودکی که با والدین بد گمان زندگی می کند نادانسته تحت تأثیر دیدگاه و ذهنیت آنها قرار می گیرد و فکر می کند همان طور که پدرم می گوید لابد همه زن ها بی وفا هستند. یا همان طور که مادرم می گوید لابد همه مردها می خواهند سر زن ها کلاه بگذارند.

همسران متوهم

وی خاطرنشان کرد: گذشته از این موارد که در افراد به ظاهر سالم عامل شک و بدگمانی به همسر و اطرفیان است، گاهی اوقات در بیماری های شدید روانی یعنی روان پریشی ها دیده می شود بدون هیچ علت قبلی شخص احساس می کند همسرش به وی خیانت می کند در حالی که هیچ گونه شواهدی دال بر این موضوع وجود ندارد و او هیچ دلیلی را هم نمی پذیرد.
توهمات شنوایی
دکتر فدائی اظهار کرد: گاهی اوقات علت این قبیل هذیان ها توهمات شنوایی است،یعنی بیمار صداهایی می شنود که می گوید همسرت به تو خیانت می کند و یا همسرت می خواهد اموال تو را به نام خودش کند و… که به طبع بیمار هم تحت تأثیر این توهمات شنوایی دچار هذیان می شود.
وی درمان موارد خفیف این قبیل مشکلات را روش های مشاوره و روان درمانی و موارد شدید را فقط با درمان دارویی نیز امکان پذیر اعلام کرد.
وی اذعان کرد: به دنبال تجسس و کنجکاوی های بی رویه برخی همسران در احوال هم بسیاری از آنها دیگر قادر به ادامه زندگی مشترک نخواهند بود.

زناشویی,زندگی مشترک,سکس,ارتباط زناشویی,همسر ,زن و شوهر,زندگی ,دختر و پسر ,ازدواج,خواستگاری,نامزدی,دوستی,دوستت دارم,عاشقانه,روانشناسی,روانشناختی

عضو هیئت مدیره انجمن روانپزشکان ایران هشدار داد: در موارد روان پریشی درمان زیر نظر روانپزشک از اهمیت بسزایی برخوردار است و در غیر این صورت وقوع مسائل کیفری، ضرب و جرح و حتی قتل نیز امکان پذیر است.

وی همچنین توصیه کرد: باید دانست که تجسس و سوء ظن در احوال شریک زندگی یک مسئله عادی نیست و زمانی که زوجین با این موضوع برخورد کردند باید خیلی سریع به فکر چاره باشند.

منبع:دلگرم

گردآوری : مجله اینترنتی مفیدترینها

 

اهمیت آشنایی با خانواده همسر

زناشویی,زندگی مشترک,سکس,ارتباط زناشویی,همسر ,زن و شوهر,زندگی ,دختر و پسر ,ازدواج,خواستگاری,نامزدی,دوستی,دوستت دارم,عاشقانه,روانشناسی,روانشناختی

اهمیت آشنایی با خانواده همسر

همیشه می گویند شناخت خانواده همسر و دقت در انتخاب فردی که خانواده خوب دارد، یک اصل مهم ازدواج است. چرا این طور است؟ اگر قرار است با خود دختر یا پسر زندگی کنید چرا باید روی خانواده او حساس باشید؟

 

معمولا ازدواج در دو سطح به انجام می رسد یکی در سطح خانواده و دیگری در سطح فرد. وقتی خانواده برای ازدواج فرزندی تصمیم می گیرد به مسایلی توجه دارد که فرد به آنها کمتر توجه دارد و زمانی که خود فرد برای ازدواج تصمیم می گیرد. به مسایلی دیگر توجه دارد که خانواده به آنها کمتر توجه دارد.

خانواده ها به ارزش ها، اصالت، طبقه اجتماعی و مسایل منطقی ازدواج توجه دارند. اما افراد به جذابیت ها ،علاقه، عشق و موارد بین فردی توجه دارند. ازدواجی موفق است که منطق و عشق با هم تداخل کند. اگر ازدواج فقط عاقلانه و منطقی باشد ازدواج مناسبی نیست و اگر یک ازدواج فقط عاشقانه و عاطفی باشد باز هم ازدواج مناسبی نیست.

یک ازدواج مناسب ازدواجی است که منطق و عشق یا به عبارتی عقل و عشق با هم حضور داشته باشند یا حداقل با هم کنار آمده باشند. اگر خانواده نماد ازدواج منطقی و عاقلانه باشد و فرد نماد ازدواج عاشقانه و عاطفی باشد تضارب نظر فرد و خانواده باعث می شود که یک ازدواج عاقلانه / عاشقانه روی دهد.

بنابراین تصمیم خانواده در کنار تصمیم فرد اهمیت بسیار زیادی دارد. حذف هر کدام از این دو سطح تصمیم گیری زیان های زیادی را می تواند موجب شود.

یکی از بهترین شیوه ها برای شناخت فرد مشاهده او در زمانی است که با خانواده اش در تعامل است. نحوه برخورد فرد با اعضای خانواده و پدر و مادر شاخصی از رفتار آینده او در یک ارتباط صمیمانه است .

اهمیت آشنایی با خانواده همسر

رفتار با خانواده چه اهمیتی دارد؟
یکی از راه های شناسایی فرد مقابل شناخت خانواده اوست. خانواده ای که فرد در آن رشد کرده نشان می دهد که او چه تفکراتی دارد و در طول زمان چطور عمل می کند.

هر کدام از ما هر قدر هم که روی رفتار خود تسلط داشته باشیم و شیوه های رفتاری خود را اصلاح کنیم باز در نهایت گرایش هایی به تربیت کودکی مان داریم و در ناخودآگاهمان الگویی از پدر و مادر گرفته ایم که در مواقعی از آن تبعیت می کنیم.

درست مثل افرادی که در وضعیت های معمول لهجه ندارند اما وقتی عصبانی یا غمگین می شوند، لهجه یا گویش شهر مادری شان را به کار می برند. تسلط ما بر رفتارمان هم همیشه صد در صدی نیست و گاهی ممکن است آن را از دست بدهیم و مطابق با الگوهایی که از کودکی آموخته ایم رفتار کنیم.

از سوی دیگر یکی از بهترین شیوه ها برای شناخت فرد مشاهده او در زمانی است که با خانواده اش در تعامل است. نحوه برخورد فرد با اعضای خانواده و پدر و مادر شاخصی از رفتار آینده او در یک ارتباط صمیمانه است نوع برخورد و رفتار فرد در خانواده اطلاعات بسیار زیادی به ما می دهدتا پیش بینی کنیم که بعد از ازدواج این فرد چگونه برخورد خواهد کرد.

اهمیت آشنایی با خانواده همسر
چرا باید خانواده ها را بشناسیم؟
مشاهده متفاوت بودن افراد با یکدیگر و آشنا شدن با افراد مختلف به ما کمک می کند تا گستره تفاوت ها را در افراد جامعه خود مشاهده کنیم.

همه ما به واقع منحصر به فرد هستیم و با وجود شباهت های فراوانی که با هم داریم. تفاوت های خاص خودمان را هم داریم. آشنایی با گستره ای از افراد به ما کمک می کند که این تفاوت ها را از نزدیک ببینیم.

تعامل با افراد دیگر به ما کمک می کند تا خود را بهتر بشناسیم. مردم به شیوه های گوناگون فکر می کنند و رفتار می کنند. آگاهی بیشتر از این تفاوت ها به ما در شناخت تفاوت های خود با دیگران و نیز شباهت های خود با دیگران کمک می کند و نهایتا ما را در شناخت بهتر آنچه که هستیم و انچه که دوست داریم باشیم یاری می کند.

زمانی که با افراد بسیار متفاوتی روبرو می شویم که به لحاظ پیشینه خانواده و شخصیت با ما تفاوت های زیادی دارند در باره خود بیشتر و بیشتر می آموزیم. آشنایی بستری است برای شناخت بهتر خود.

اهمیت آشنایی با خانواده همسر

هشدارهای آشنایی
در فرایند آشنایی دو نفر و دو خانواده تلاش می کنند تا فقط جنبه های مثبت خودرا بیان کنند. مشکل اینجاست که در این فرایند افراد تصویر تحریف شده و غیر واقع بینانه ای از یکدیگر خواهند داشت.

بعد از ازدواج زمانی که چهره واقعی فرد و وجوه منفی او آشکار شود همسر دچار تعارض خواهد شد که چگونه او به این میزان متفاوت فکر می کند رفتار می کند و حتی صحبت می کند.
یکی از مواردی که در زمان آشنایی از آن اجتناب می شود بیان مسایل مرتبط با آنچه که در حال رخ دادن است و مسایل مربوط به ارتباط فعلی است. ما در زمان آشنایی باید به مشکلات و مسایل همین دوره نیز بپردازیم یا حداقل در این جهت گام برداریم.

احتمالا برای حفظ شور و شوق و جذابیت ارتباط از کنار این مسایل می گذاریم و آنها را سربسته رها می کنیم اما این مسایل نابود نخواهند شد و مانند آتش زیر خاکستر پنهان خواهند بود تا زمان آن فرا برسد و سر بر کشند.

منبع:دلگرم

گردآوری : مجله اینترنتی مفیدترینها

دلیل دروغ گفتن در خواستگاری و دانستنی آن

زناشویی,زندگی مشترک,سکس,ارتباط زناشویی,همسر ,زن و شوهر,زندگی ,دختر و پسر ,ازدواج,خواستگاری,نامزدی,دوستی,دوستت دارم,عاشقانه,روانشناسی,روانشناختی

دلیل دروغ گفتن در خواستگاری و دانستنی آن

از قدیم الایام یکی از مسئله های بزرگ جوانان این بود که چطور می تواند در همان جلسات محدود آشنایی قبل از ازدواج، به شناخت کافی رسید و به حرف های طرف مقابل اعتماد کرد. خب، ظاهرا این روزها علم به قدر کافی پیشرفت کرده است که به ما در کشف دروغ طرف مقابل کمک کند اگرچه همیشه فرض ما آن است که او راست می گوید؛ مگر اینکه خلافش ثابت شود.اینجاست که تکنیک های کشف پنهان کاری به کمک می آیند؛ البته اغلب اوقات کشف دروغ زیاد هم کار سختی نیست. در این نوشتار نشانه هایی را می خوانید که اگر مکررا دیده شوند، باید در باور آنچه می شنوید، بیشتر تامل کنید.

۱- ناهماهنگی
ما انسان ها می توانیم زبانمان را وادار به دروغ گویی کنیم، اما بدنمان را نه؛ چون وقتی دروغ می گوییم، بدنمان با گفته هایمان هماهنگ نمی شود. درواقع بدن ما همیشه راست می گوید؛ مثلا وقتی کسی بخواهد به دروغ به چیزی پاسخ مثبت بدهد، ممکن است سرش هم زمان کمی به عقب برود که این حرکت به معنی «خیر» است.

درحقیقت مغز ما طوری طراحی شده است که تمام واکنش های طبیعی بدن را با هم هماهنگ می کند؛ مثلا اگر کسی به شما گفت که «از دیدنت خیلی خوشحالم»، اما لحظه ای اخم هایش درهم رفت یا بر روی بینی اش چین افتاد، بدانید راست نمی گوید و یا اگر کسی نگاه معنی داری به شما کرد، مجبور نیستید حرفش را باور کنید! یادتان باشد به چشمتان بیشتر از گوشتان اطمینان کنید؛ چون زبان بدن ناخودآگاه اما کلام، خودآگاه است.

همچنین، این ناهماهنگی را می توان میان گفته های خود فرد در زمان های مختلف یا صحبت های او با دیگران، مثلا خانواده اش، مشاهده کرد. حتما شنیده اید که می گویند دروغ گو کم حافظه است؛ چون فردی که راستش را نمی گوید، مسلما داستانی را از خودش سر هم می کند که ممکن است بعضی قسمت هایش با هم جور نباشند؛ مثلا هیچ کس نمی تواند هر روز عصر به باشگاه ورزشی برود؛ در حالی که ساعت کاری اش ۸ تا ۲۱ است!

۲- آسمان ریسمان بافتن
وقتی کسی در برابر پرسش های حساس شما از پاسخ های رک و صریح طفره می رود، اجازه دارید به حرفش شک کنید. طفره رفتن می تواند به شکل جواب دادن سوال با سوالی دیگر باشد؛ مثلا در جواب سوال «شما سیگار می کشید؟» می گوید: «این چه سوالی است؟!» یا مثلا در جواب «آیا شما اهل عبادت هستید؟»، می گوید: «چه سوال خوبی پرسیدی! بگذار برایت داستانی را تعریف کنم…». فلسفه بافی هم نوعی طفره رفتن است.

شما فقط یک سوال پرسیدید و او نیم ساعت از این در و آن در می گوید. دست خودش نیست، او می خواهد موضوع اصلی را بپوشاند و ناخواسته آن قدر پرحرفی می کند که موضوع بین حرف ها گم شود. جواب های دروغ معمولا بسیار طولانی تر از حد طبیعی است و در نهایت هم نمی فهمید بالاخره پاسخ طرف مثبت بود یا منفی؛ مثلا وقتی از طرف مقابلتان درباره وابستگی او به والدینش سوال می کنید و او از مزایای عدم وابستگی می گوید، محترمانه حرفش را قطع کنید، دوباره سوالتان را مطرح کنید و از او جواب مستقیم بخواهید؛ برای مثال بگویید: «فکر کنم منظورم را درست بیان نکردم. منظورم این بود که…»

۳- اضطراب و واکنش غیرعادی
اضطراب نشانه های زیادی دارد. اگرچه این مورد در جلسه آشنایی کاملا طبیعی است، اما وقتی علائم اضطراب فقط زمانی بروز می کند که شما موضوع حساسی را پیش می کشید، خوب چشم و گوشتان را باز کنید. یادتان باشد دروغ گویی با پنهان کاری برای هیچ کس آسان نیست و او هرقدر بخواهد این نشانه ها را پنهان کند، قادر نیست علائم ناخودآگاه نظیر عرق کردن، سرخ شدن یا پریدن رنگ چهره، خشک کردن عرق بالای ابرو قبل از شروع و حین صحبت و… را از نظرها دور کند.

برای فهمیدن این موضوع می توانید بحث و موضوع حساس را به درازا بکشانید و علائم اضطراب و واکنش های جانبی دیگر را بررسی کنید. ممکن است یک پرسش خاص فرد را دچار چنان اضطرابی کند که او دچار خشکی گلو شده و مجبور شود مرتبا آب دهانش را قورت دهد، زیادی لب هایش را زبان بزند و یا دستانش را به هم بمالد.

واکنش شدید هیجانی هم از جمله نشانه های عدم صداقت است؛ مثلا وقتی شما می پرسید «شما قبلا ازدواج نکرده اید؟» و او ناگهان از جا می پرد و با خشم و اعتراض می گوید: «واقعا در مورد من چه فکری کرده اید؟» و بعد شما را به بی ملاحظگی و بی احترامی متهم می کند، بدانید که حتما مسئله ای را پنهان می کند؛ چون می داند که موضوع اصلی تحقیقات محلی پیدا شده است؛ در حالی که شخص صادق از سوال شما فقط می رنجد؛ چرا که به هر حال مطرح کردن این پرسش به این شکل کار جالبی نیست!

۴- پنهان شدن
پشت راست، سربالا، نگاه مستقیم و حالت بدن باز و راحت از نشانه های صداقت است؛ بنابراین اگر خواستگار شما طوری نشسته است که احساس می کنید می خواهد در زمین فرو برود، یعنی حالت بدنش کاملا بسته، دست ها به بدن چپسبیده، پاها قلاب شده، پشت خمیده و سر پایین است، احتمالا یا دارد از خجالت آب می شود یا دروغ می گوید،

البته خجالت تا حدی طبیعی است اما برای کشف بی صداقتی طرف مقابل نیاز به نشانه های بیشتری دارید: فرد دروغ گو شاید ناخودآگاه موانعی را بین خود و شما بگذارد؛ مثلا گوشی، خودکار، کتاب، ظرف میوه یا هر چیز دیگری که دم دستش باشد؛ چرا که این حفاظ نمادین به او احساس امنیت بیشتری می دهد.

اگر می خواهید صداقت یا بی صداقتی او را بفهمید، موانع را بردارید. با او رودررو شوید و واکنش هایش را زیرنظر بگیرید. کف دست مورد دیگری است که می تواند برای شما نشانه صداقت باشد؛ زیرا شما هرگز کف دست فردی را که در حال دروغ گفتن است، نمی بینید. اگر به محض پرسیدن سوالی، دست های شخص به پشت برگردد یا در جیب یا در پشتش پنهان شود،

بدانید این همان لحظه حساسی است که شاید سرنوشتتان را عوض کند. یکی از نشانه های فرد دروغ گو، پایین رفتن لحن صداست. او عادی حرف می زند، اما در یکی دو جمله خاص صدایش انگار از ته گلو در می آید؛ نگته را گرفتید؟ ما انسان ها به ندرت می توانیم با صدای بلند و اعتماد به نفس بالا دروغ ببافیم.
خواستگاری و گفتگوهای بعد از آن، یکی از تعیین کننده ترین و مهم ترین جلسات قبل از ازدواج و عروسی است. این جلسات در واقع یک فرصت است که می‌توانید از آن بهترین استفاده را بکنید. اما بسیاری از افراد دقیقا نمی‌دانند که چگونه از این جلسات گفتگو و آشنایی قبل از ازدواج، بهترین بهره برداری را بکنند.

هنوز هم دیده می‌شود که سوالات خواستگاری محدود می‌شود به مسایل کوچکی مثل: رنگ مورد علاقه، موسیقی مورد علاقه و… در اینجا سعی کرده‌ایم ۵ سوال اساسی و مهم را که می‌تواند نقش تعیین کننده ای در شناخت دو طرف از یکدیگر داشته باشد مطرح کنیم. اگر شما هم یک جلسه خواستگاری و آشنایی قبل از ازدواج در پیش دارید، این مطلب می‌تواند کمک زیادی به شما بکند.

۱ – قبل از هرچیز، شباهت‌ها و تفاوت‌های فرهنگی خانواده‌های دو طرف را در نظر بگیرید

فراموش نکنید که ازدواج یعنی پیوند دو خانواده و چه بسا دو خاندان. اولین شرط موفق بودن این پیوند این است که زبان، فرهنگ و آداب و رسوم دو خانواده به یکدیگر نزدیک باشد. تصور کنید خانواده شما با خانواده همسر آینده تان در یک مهمانی دور هم جمع باشند. آیا حرفی برای گفتن دارند؟ یا اینکه حتی زبان یکدیگر را هم نمی‌دانند؟ تشابه فرهنگی دو خانواده هرچقدر بیشتر باشد، می‌تواند تضمین بیشتری بر پایداری آن ازدواج باشد. برعکس این موضوع هم صادق است. هرچقدر تفاوت‌های فرهنگی دو طرف بیشتر باشد، می‌تواند باعث ایجاد اختلافات بیشتری شود.

۲ – درباره جهان بینی طرف مقابل سوال کنید

تفسیر شما و همسر آینده شما از زندگی چیست؟ منظورم تعریف کلان شما از زندگی است. این موضوع بسیار مهمی است. نگاه شما و کسی که قصد ازدواج با او را دارید، به زندگی، باید حداکثر هماهنگی را داشته باشد. فرض کنید تعریف شما از زندگی این است: زندگی موهبتی است که نصیب انسان شده و می‌بایست حداکثر استفاده را از آن بکنید و تعریف طرف مقابل شما این است:

زندگی مسیری سراسر درد و رنج است که در انتهای آن عفریت مرگ به انتظار انسان نشسته است! به نظر شما ازدواج و تشکیل زندگی مشترک با چنین شخصی برای شما ممکن است؟ در باره نگاه مثبت یا منفی شخص مقابل به اطراف سوال کنید. سعی کنید سوالاتی را مطرح کنید که روحیات طرف مقابل را بهتر بشناسید. شما که نمی‌خواهید تا آخر عمر با یک فرد پوچ گرا و افسرده سر و کله بزنید!

۳ – درباره باورها و اعتقادات مذهبی یکدیگر صحبت کنید

از نظر اعتقادی و مذهبی یکدیگر را ارزیابی کنید. نباید شما و همسر‌ آینده تان از نظر مذهبی تفاوت‌های آشکار و فاحش با هم داشته باشید. این موضوع باعث ایجاد اختلافات جدی در زندگی مشترک شما خواهد شد. خیلی از افرادی که از کنار این مسئله به سادگی عبور کرده اند، در آینده با مشکلات جدی مواجه شده اند. فراموش نکنید که اطلاعات قبلی و به اصطلاح شناخت دورادور کافی نیست، حتما باید در این باره با هم حرف بزنید و بحث کنید.

۴ – درباره اهداف یکدیگر در زندگی بحث کنید

اهداف میان مدت و بلند مدت دو نفر که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند معیار بسیار مهمی در تصمیم گیری است. هدف شما و همسرآینده شما از ازدواج چیست؟ آیا ازدواج را راهی برای تکامل می‌دانید؟ یا ازدواج می‌کنید که به اهداف مالی خود برسید؟ این دو نگاه بسیار با هم متفاوت است. اهداف بلند مدت شما در زندگی و انتظاراتتان از زندگی چیست؟ تمام اینها اگر تفاوت فاحش با یکدیگر داشته باشند، بعد از ازدواج می‌توانند باعث ایجاد اختلافات جدی بین شما شوند. می‌توانید با طرح سوالاتی که از طرف مقابل می‌کنید، به طور غیر مستقیم اهداف بلند مدت او را بسنجید.

اجازه بدهید یک مثال بزنم: فرض کنید یکی از اهداف مهم طرف مقابل شما، مهاجرت به یک کشور دیگر و زندگی کردن در آنجا باشد.شاید اکنون برای آن برنامه جدی نداشته باشد. اما همواره به صورت یک هدف به آن فکر می‌کند. در حالی که شما قصد دارید در کشور زادگاه خود بمانید و زندگی کنید. اگر از قبل در باره این موضع اطلاع داشته باشید شاید تصمیم شما برای ازدواج با این فرد تغییر کند.

۵ – درباره علایق و سرگرمی‌های یکدیگر بپرسید

زندگی شما پر از اوقات فراغت و زمان‌های خالی است که قرار است آن را با یک نفر دیگر شریک شوید. بنابراین بسیار مهم است نظر شما دونفر در باره نحوه گذراندن اوقات فراغت، سبک مسافرت، تفریح و… به هم نزدیک باشد. شاید در نگاه اول این موضوع چندان مهم نباشد، اما همین مسئله کوچک باعث ایجاد اختلافات زیادی در زندگی زناشویی می‌شود. می‌توانید با طرح چند سوال ساده و یا تعریف کردن

چند خاطره از علایق و سلایق طرف مقابل در باره تفریحات و سرگرمی هایش مطلع شوید.نکات بسیار زیاد دیگری هم هستند که به شما کمک می‌کنند که شناخت دقیق تری از یکدیگر به دست بیاورید. در اینجا تلاش کردیم که مهم ترین نکات را یادآوری کنیم. اکنون شما به خوبی می‌دانید که چه سوالاتی را در جلسه خواستگاری و آشنایی پیش از ازدواج مطرح کنید تا به شما و طرف مقابلتان در شناخت بهتر از یکدیگر کمک کند.

منبع: مجله اینترنتی دلگرم

گردآوری : مجله اینترنتی مفیدترینها