جمعه , 22 ژانویه 2021

بایگانی برچسب: سلامتی کودکان

هرگز این هفت قول را به فرزندانتان ندهید !

هرگز این هفت قول را به فرزندانتان ندهید

برای رشوه دادن به فرزند جهت انجام کاری که خودشان می خواهند، اجتناب از برخورد احتمالی با فرزندشان، ناامید نکردن فرزند و ایجاد امید در او.
والدین از وعده و وعید دادن به فرزندان خود به چند دلیل استفاده می کنند: برای رشوه دادن به فرزند جهت انجام کاری که خودشان می خواهند، اجتناب از برخورد احتمالی با فرزندشان، ناامید نکردن فرزند و ایجاد امید در او. ولی بچه ها وقتی نوبت به قول می رسد بسیار سمج می شوند و شکستن قول و عهدتان با آنها در واقع اعتماد او به شما را از بین می برد. در اینجا به چند قول و وعده و وعید که معمولاً والدین می دهند (و آنها را می شکنند!) اشاره می کنیم و توصیه هایی برای والدین می آوریم.

1. “قول میدم درد نداشته باشه.”

باید بدانید که درد یک امر درونی است، پس وقتی بانداژ شما را برمی دارند زیاد برایتان مهم نیست، ولی فرزندتان حس دیگری دارد. بجای آنکه قول بدهید که اصلاً درد ندارد، بگویید که ممکن است کمی درد داشته باشد، ولی خیلی زود تمام می شود.

2. “قول میدم قبل از اینکه خوابت ببره بیام خونه.”

در مورد موقعیت ها و شرایطی که خارج از کنترل شما هستند – مانند ترافیک و جلسات دقیقه نودی – مراقب باشید. بجای آن بگویید: “قول میدم تمام تلاشمو بکنم و قبل از اینکه بخوابی خونه باشم.”

3. “قول میدم هفته دیگه ببرمت پارک با دوستت بازی کنی، ولی امروز نه.”

بچه ها همیشه جزئیات را به یاد دارند. اگر بگویید هفته دیگر، یادشان می ماند. سعی کنید گزینه واقع گرایانه تری بدهید: “بذار با مامان دوستت حرف بزنم و قرار بذاریم بریم پارک.”

4. “قول میدم اگه اتاقتو مرتب کنی، ببرمت بیرون بستنی بخرم برات.”

رشوه دادن به فرزندتان به او خودکفایی را یاد نمی دهد. قول دادن و رشوه دادن را فراموش کنید و در عوض به او کمک کنید عواقب موضوع را درک کند. مثلاً چنین چیزی بگویید: “اسباب بازی هاتو جمع کن تا کسی روشون نیفته خراب بشن.”

5. “قول میدم اگه مشقاتو انجام بدی، باهوش ترین بچه کلاس بشی.”

به او کمک کنید تا ارزش یادگیری را بفهمد، نه اینکه تمرکز او را به سمت بهترین بودن جلب کنید. بهتر است بگویید: “انجام دادن تکلیف شب باعث می شه که رشد کنی و چیزای زیادی یاد بگیری.”

6. “قول میدم که فردا روز بهتری باشه.”

والدین می خواهند همه چیز را برای فرزندانشان بهتر کنند، ولی گاهی آنچه بچه ها بیش از همه به آن نیاز دارند، این است که احساساتشان درک و پذیرفته شود. جمله بهتر این است: “به نظر می رسه که امروز روز سختی برات بوده.”

7. “قول میدم که دفعه دیگه برای تولدت بریم مسافرت.”

فرزندتان ناامیدانه چیز خاص و ویژه ای از شما می خواهد و شما ناامیدانه می خواهد آن را به او بدهید، ولی چیزهای بزرگ و گرانی مانند سفر نیاز به پول و برنامه ریزی دارد. فرزندتان را در برنامه ریزی ها دخالت دهید تا بهتر وسعت آن را درک کند. مثلاً بگویید: “منم فکر می کنم تو این مسافرت بهمون خیلی خوش بگذره. پس بذار براش پول پس انداز کنیم.”

پایان.

پرحرفی در دنیای کودکانه !

پرحرفی در دنیای کودکانه

آیا می‌دانید كه روند منطقی و درست رشد كودكان از لحاظ دستیابی به مهارت‌های ارتباطی چگونه طی می‌شود؟ كودكان تا قبل از سه سالگی، فقط از طریق حسی ـ حركتی و لامسه نسبت به جهان اطراف خود آگاهی كسب می‌كنند، اما همین كودك پس از سه سالگی می‌تواند جمله بسازد و مفاهیم را متوجه شود و شروع به صحبت كردن كند.
اما در این میان، بسیاری از والدین، نگران زیاد صحبت كردن كودكانشان هستند، در حالی كه زبان به عنوان یكی از عوامل رشد شناختی كودكان محسوب می‌شود. می‌توان از این واكنش رفتاری، نقطه قوتی برای رشد مهارت‌های ارتباطی كودك به وجود آورد.
یكی از اصول تشخیص كودكان باهوش، تسلط سریع‌تر بر تكلم است، یعنی رشد شناختی بچه‌هایی كه دیرتر از سه تا 3.5 سالگی صحبت می‌كنند، با تاخیر صورت می‌گیرد، اما زیاد صحبت كردن كودكان، در بسیاری موارد نیز با هدف جلب توجه والدین قابل بررسی است.
حرف زدن كودك، نشانه هوشیاری
روانشناسان كودك تاكید می‌كنند پرورش توان حرف زدن در سنین پایین، بر مهارت‌های رفتاری یا توانایی گفتاری و شنیداری و تقویت حس كنجكاوی كودك تاثیر می‌گذارد.
بر این اساس بهتر است كه والدین هنگام حرف زدن كودك، دست بزنند یا به طریق دیگری شادی خود را نسبت به توانایی كه در او در حال شكل‌گیری است، نشان دهند. به بیان دیگر هر چقدر كودكی زودتر به حرف بیفتد در پرورش استعداد‌های شناختی و ارتباطی‌اش سریع‌تر رشد خواهد كرد.
یكی از نشانه‌های ارزیابی كودكان باهوش، توانایی آنها در تكلم است، چراكه دیر حرف زدن كودكان یعنی صحبت كردن آنها پس از سه تا 3.5 سالگی، رشد مهارت‌های ارتباطی و شناختی كودك را با تاخیر مواجه می‌كند.
روان‌شناسان كنجكاوی را نیز یكی از اصلی‌ترین دلایل پرحرفی بچه‌ها تلقی می‌كنند؛ حس كنجكاوی كودكانه‌ای كه از سوی والدین گاه مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد.
به من توجه كن!
شاید تاكنون بارها توجه كرده باشید زمانی كه مادران با تلفن به مدت طولانی صحبت می‌كنند یا در جمعی مشغول صحبت هستند و از كودكشان غافل می‌شوند، كودك با صحبت كردن طولانی یا پرسش‌های مكرر سعی می‌كند كه توجه مادر را به خود جلب كند. روان‌شناسان ریشه این نوع واكنش‌های رفتاری كودك را جلب توجه والدین می‌دانند.
این اتفاق بویژه در سنین پایین و برای كودكانی كه شب‌ها از تنها خوابیدن در اتاق خود می‌ترسند، اتفاق می‌افتد. چنین كودكانی از والدینشان می‌خواهند كه كنار آنها بمانند تا با آنها صحبت كنند. حسادت نیز بخصوص پس از به دنیا آمدن فرزند جدید در خانواده، برای كودكان بالای سه سال، می‌تواند عاملی برای زیاد صحبت كردن و جلب توجه والدین محسوب شود.
این روان‌شناس تاكید می‌كند: در بسیاری موارد، زیاد حرف زدن حتی در بزرگسالان نیز وسیله‌ای برای پوشش پریشان احوالی روحی یا نگرانی‌های درونی است. اگر والدین به فرزندشان به اندازه كافی توجه كنند و برایش به طور اختصاصی وقت بگذارند، اما باز هم فرزندشان به طور غیرعادی صحبت كند، باید به دنبال ریشه‌های روانی قضیه بگردند. نباید فراموش كرد كه گاهی نیز كم حرف زدن كودكان می‌تواند نشانه‌ای از بروز افسردگی در آنها باشد.
برای كودك وقت بگذارید
آنچه والدین یا پرستاران كودك باید توجه داشته باشند این است كه روزانه به مدت یك ساعت، زمانی را به كودك اختصاص بدهند و در آن زمان، كودك را در انتخاب نوع بازی یا سرگرمی دلخواهش آزاد بگذارند، با كودك نقاشی كنند، كتاب بخوانند، بازی كنند، كارتون ببینند یا به پارك بروند.
اختصاص زمانی حدود یك ساعت در روز برای كودك، نه‌تنها باعث می‌شود كه او احساس كند كه مورد توجه است، بلكه نیاز او برای بروز كنجكاوی از طریق بازی، نقاشی و قصه‌گویی مرتفع می‌شود. همچنین از لحاظ عاطفی به والدین‌اش نزدیك‌تر و از نظر شناختی غنی‌تر می‌شود و به رشد خلاقیت و تكامل اجتماعی‌اش كمك می‌شود.
نتیجه بررسی‌های روان‌شناسان و تجربیات شخصی بیشتر والدین نشان داده است كه انگیزه برای صحبت كردن زیاد كودكان با هدف جلب توجه، زمانی كه پدر و مادرها به طور اختصاصی زمانی را برای بازی یا سرگرمی آنها اختصاص داده‌اند، به حداقل رسیده است؛ یعنی اختصاص چنین زمانی، فرصتی را فراهم می‌كند تا به بسیاری از پرسش‌های كودك، پاسخ‌های منطبق با سطح دركش داده شود.
اگر والدین چنین زمانی را هر روز به فرزندشان اختصاص دهند، می‌توانند بدون نگرانی به پرسش ‌های كودكانه آنها پاسخ دهند و فرصتی را برای ایجاد حس عاطفی مطلوب از طریق صحبت كردن با فرزندشان فراهم كنند.
چند توصیه دیگر به والدین کودکان پرحرف
* به او بیاموزید که هرگاه احساس می‏کندمی‏خواهد بیش از حد معمول سخن بگوید، زبان خود را به مدت 30 ثانیه به دندان‏های فک پایین بفشارد.
* ارزش سکوت از دیدگاه اسلام را برایش تبیین کنید. امام صادق علیه‏السلام فرمود:
لقمان به فرزندش گفت: پسرم! اگر گمان کردی سخن گفتن ازنقره است،[بدان که]سکوت از طلا است.
* فرزند خود را با زیان‏های پر حرفی آشناسازید. امام صادق علیه‏السلام فرمود:
بنده‏ی مۆمن تا هنگامی که ساکت باشد، نیکوکار نوشته می‏شود و زمانی که سخن می‏گوید، نیکوکار یا بدکار به شمارمی‏رود.
* زمینه رفتارهای متفکرانه را برایش فراهم سازید. ورزش‏های فکری مانند شطرنج، سرگرمی‏های نیازمند تفکر مانند کیت (مدارهای الکترونیکی ساده) و بازی‏های فکری، از پر حرفی او می‏کاهد.
* در صورت کم شدن رفتار، از تشویق و تحسین اوغفلت نورزید.

پایان.

۵رفتار درست و ۵ رفتار نادرست والدین در مواجهه با کودکان بدغذا !

۵رفتار درست و ۵ رفتار نادرست والدین در مواجهه با کودکان بدغذا

مشکلات غذا خوردن در کودکان اغلب از سنین نوزادی آغاز می شود چنانچه این موضوع به دلایل جسمانی مانند مشکلات گوارشی و… به وجود نیامده باشد معمولاً به رابطه مادر و فرزند یا مشکلات روان شناختی کودک مرتبط است.

در واقع همانگونه که شیوه های فرزندپروری والدین در دیگر رفتارهای کودک موثر است در تمایل او به خوردن غذا نیز تاثیر دارد.

علت را بیابید

در بسیاری از مواقع رویدادهای روزمره می تواند تمایل کودک به غذاخوردن را تحت تاثیر قرار دهد. مشکلاتی همانند مشاجره والدین، چالش در روابط با همسالان، قرار گرفتن در موقعیتی ترسناک یا اضطراب برانگیز و … با این حال همان گونه که در ابتدا گفته شد تاکید می کنیم که معمولاً بی اشتهایی کودک به دلیل وجود مشکل در روابط او با والدین و به ویژه مادر است. بنابراین در گام اول توجه به علل زمینه ساز بدغذایی کودک می تواند مشکلات تغذیه ای او را کاهش دهد. پس باید روابط در خانواده را مورد توجه قرار دهید و به اصلاح محیط کودک بپردازید.

رفتارهایی که گرایش به کم اشتهایی را در کودک افزایش می دهد

۱ – زمانی که مادر یا دیگر مراقبین کودک به دفعات از غذا به عنوان ابزاری برای تنبیه کودک استفاده می کنند مثلاً او را مجبور می کنند غذایی را که دوست ندارد بخورد کودک نیز این عمل را می آموزد و لجبازی خود را از طریق غذا نخوردن نشان می دهد. همچنین کودکان به ویژه از سنین ۲ تا ۴ سالگی که تمایل به استقلال در آن ها افزایش می یابد معمولا با دستورات والدین مخالفت می کنند و چنانچه والدین نیز با تاکید و رفتاری خصمانه با کودک برخورد کنند این ویژگی در او تثبیت می شود و در نتیجه در امور روزمره مانند تغذیه نیز بروز می کند.

۲ -رعایت دقیق ساعت غذاخوردن و داشتن برنامه غذایی، به کودک اهمیت خوردن غذا را نشان می دهد. والدینی که خود ساعات غذایی منظمی ندارند و آداب معمولی تغذیه مانند دور میز یا سرسفره نشستن، شستن دست ها، چیدن ظرف و … را مورد توجه قرار نمی دهند، نمی توانند به کودکان خود نیز آداب غذا خوردن را بیاموزند. زیرا این مسائل با توصیه و سخنرانی برای کودک قابل آموزش نیست بلکه آموزش باید از طریق مشاهده در رفتار والدین انجام گیرد.

۳ -سخت گیری بیش از حد در آداب تغذیه نیز غذا خوردن رادر ذهن کودک تبدیل به یک عمل ملال آور می سازد. تا حدودی طبیعی است که غذا از قاشق کودک بریزد یا تمایل داشته باشد که از غذایی بیشتر و از غذایی دیگر کمتر بخورد، بنابراین نباید حتماً اصرار داشت که هر آنچه و به هرگونه که والدین می پسندند کودک نیز به همان طریق عمل کند.

۴ -زمانی که غذاخوردن در جوی به دور از آرامش و همراه با کشمکش والدین با یکدیگر انجام شود نمی توان انتظار داشت که کودک به حضور در این موقعیت تمایلی نشان دهد. زیرا وقت غذا خوردن، برای او همیشه تداعی کننده مشاجرات والدین خواهد بود. عادت به مواخذه کودک به علت رفتارهای اشتباهش در طول روز به هنگام خوردن غذا نیز او را دلزده می کند.

۵ -در بسیاری از خانواده ها مادران به صورت افراطی نسبت به تغذیه کامل کودک اظهار نگرانی می کنند. آن ها معمولاً با قاشق و ظرف غذا به دنبال کودکان راه می افتند و تصور می کنند با این عمل تغذیه کامل و مورد نظرشان امکان پذیر است حال آن که اصرار بیش از حد به غذا خوردن اشتیاق کودک را از میان می برد.

با کودک بد غذا چه باید کرد؟

۱ -جذاب کردن غذا و اهمیت قائل شدن برای سلیقه کودک، گرایش او به خوردن غذا را افزایش می دهد.مسئولیت دادن و شرکت دادن کودک در پخت غذا (البته انجام کارهایی که دوست دارد نه کارهای خسته کننده و طولانی)و تمجید از کارهای مثبت او به مرور علاقه اورا به خوردن غذا افزایش می دهد، چیدن میز یا سفره نیز به شرط آن که با اجبار همراه نباشد کار مناسبی برای خردسالان است.

۲ – طوری رفتار نکنید که انگار غذا خوردن یا نخوردن کودک برای شما امری خیلی حیاتی است. او می آموزد که از این طریق می تواند شما را کنترل کند و به خواسته هایش برسد! پس دایم نشان ندهید که نگران این موضوع هستید.

۳ – هنگام غذا خوردن محیط آرامی فراهم کنید که عاری از تنش، دعوا و مواخذه یکدیگر باشد. بهتر است محیط تغذیه را به جوی شاد تبدیل کنید

۴ – نظم در ساعات و برنامه غذایی علاوه بر آن که اشتهای کودک را منظم می سازد او را عادت می دهد که در این ساعت فعالیت های دیگرش را کنار بگذارد. آداب غذا خوردن برای مثال شستن دست ها، استفاده از قاشق و چنگال و نشستن کنار اعضای خانواده و… را با محبت و تشویق به کودک بیاموزید و با جر و بحث بر سر این موضوعات او را نسبت به غذا خوردن دلسرد نکنید.

۵- تنوع غذایی داشته باشید تا غذای هر روز جذابیت خاص خودش را از دست ندهد.فراموش نکنید زیاد خوردن اهمیت ندارد بلکه رسیدن مواد ضروری به بدن کودک کافی است. پس ظرف کودک را پر از غذا نکنید و مجبورش نکنید که آن را تا انتها تمام کند . باقی مانده غذایش را هم بدون چالش از جلویش بردارید. همچنین وعده های غذایی را به تعداد بیشتر و حجم کمتر در اختیارش قرار دهید. همچنین استفاده از تنقلات مفید در جبران کمبود های غذایی بدن مفید است.

پایان.

خطر لاک برای بچه‌ها !

خطر لاک برای بچه‌ها

متاسفانه بعضی مادران روی ناخن‌های کوچک و زیبای دختربچه‌های کم سن‌وسال خود لاک‌های رنگی مختلف می‌زنند اما لاک‌های ناخن حاوی مقادیری مواد شیمیایی هستند که فقط بافت نسبتا محکم ناخن‌ها می‌توانند آنها را تحمل کنند. در اثر تماس با این مواد، دچار تحریک و حساسیت شود. این تحریک و حساسیت برای مخاط دهان به مراتب شدیدتر و بدتر اتفاق خواهد افتاد.

از آنجا که برخی بچه‌های کوچک، عادت به جویدن ناخن‌های خود یا در دهان کردن انگشت و ناخن‌ها دارند، ممکن است در صورت آغشته بودن ناخن‌ها به لاک، مقداری از لاک را بجوند و با بلعیدن مواد شیمیایی موجود در آن، دچار واکنش‌های دهانی یا ناراحتی‌های گوارشی بشوند. از سوی دیگر، وجود ماده بسیار مضر سرب در لاک‌های رنگی دور از انتظار نیست. به همین دلیل والدین برای پیشگیری از ابتلا به ناراحتی‌های مخاطی یا عوارض گوارشی، بهتر است از خیر استفاده از لاک روی ناخن‌های فرزندشان بگذرند.

 

پایان.
 

سردرد کودکان با بزرگسالان متفاوت است

سردرد کودکان با بزرگسالان متفاوت است

 سردرد کودکان با بزرگسالان متفاوت است

سردرد کودکان با بزرگسالان متفاوت است

محمد حسین سلطان زاده در گفت‌و‌گو با خبرنگار  فارس، اظهار داشت: سردرد از مشکلات شایع در طب کودکان و بزرگسالان است چرا که سردرد می‌تواند اثراتی بر توان یادگیری کودک، خاطرات، شخصیت ، فعالیتهای اجتماعی و تحصیلی او بگذارد.

متخصص کودکان و نوزادان ادامه داد: علت، شدت و دفعات حمله سردرد، قابل توجه است چرا که در بیشتر موارد علت مراجعه والدین به پزشک بیش از آن که به منظور تخفیف سردرد باشد برای کسب اطمینان از این مسئله است که  آیا عامل خطرناکی فرزندشان را تهدید می‌کند یا خیر؟

استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی گفت: بنابراین افتراق موارد خطرناک سردرد از یکدیگر از اصول رویکرد بالینی این شکایت است و در مواردی که سردرد با حملات شدید و غیر معمول همراه است ارزیابی دقیق بیمار و رد مسائل ارگانیک از جمله ضایعات فضاگیر درون جمجمه ضروری است.

متخصص کودکان و نوزادان تصریح کرد: نکته قابل توجه در کودکان، عدم توانایی اطفال در بیان مسئله و علائم است و پاسخ آنها نسبت به سردرد الگوی قابل پیش بینی ندارد و ممکن است حالت هایی چون بیقراری، کج خلقی و استفراغ داشته باشند.

وی ادامه داد: کودکان در مواجهه با چنین حالتی یک اتاق تاریک را ترجیح دهد یا مکرراً سر و چشم خود را می مالند.

استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به مهمترین علت سردرد در کودکان اشاره داشت و افزود: سردردهای حاد موضعی یا منتشر، حاد راجعه، مزمن پیشرونده، مزمن غیر پیشرونده و مختلط -میکس – در این دسته جای دارند.

متخصص کودکان و نوزادان گفت: سردرد حادی که برای اولین بار در بیمار اتفاق می‌افتد ممکن است سردرد موضعی یا منتشر باشد که در این موارد باید یک فوریت پزشکی تلقی شود و اقدامات تشخیصی در اسرع وقت انجام گیرد چرا که شاید عفونتهای سیستم اعصاب مرکزی مننژیت، آنسفالیت، خونریزی های ساب اراکنوئید، ضربه های مغزی، بیماریهای سیستمیک و فشار خون از دلایل ابتلا به آن باشند.

پایان.