جمعه , 15 ژانویه 2021

بایگانی برچسب: شقایق ها و ریحانها و گلهای عجب مارا

اگر بی عشق شمس الدین گذشتی روز و شب مارا

اگر بی عشق شمس الدین گذشتی روز و شب مارا

 

اگر بی عشق شمس الدین گذشتی روز و شب مارا

فراغت ها کجا بودی ز دام هر سبب مارا

تب شهوت برآوردی دمار از ما  زتاب خود

اگر از تابش عشقش نبودی تاب و تب ما را

نوازشهای عشق او, لطافت های مهر او

رهانید و فراغت داد از رنج و نصب مارا

زهی این کیمیای حق هست از مهرجان او

که عین ذوق و راحت شد همه رنج و تعب مارا

عنایت های ربانی از بحر خدمت آن شه

برویانید و هستی داد از عین ادب مارا

بهار حسن آن دلبر بما بنمود ناگاهان

شقایق ها و ریحانها و گلهای عجب مارا

زهی دولت زهی رفعت زهی بخت و زهی اختر

که مطلوب همه جانها کند از جان طلب مارا

گزید او لب که هی مستی برو پیدا بکن مستی

چو جام جان لبالب شد از آن مینای لب مارا

عجب بختی که رو بنمود ناگاهان هزاران شکر

ز معشوق لطیف اوصاف خوب بوالعجب مارا

در آن مجلس که گردان کرد لطف او صراحیها

گرانقدر و سبکدل شد دل و جان از طرب مارا

بسوی خطه تبریز چشمه آبحیوان است

کشاند دل بدان جانب بعشقش روز و شب مارا.