یکشنبه , 17 ژانویه 2021

بایگانی برچسب: شکست، ناکامی و رانده شدن

معایب تک فرزندی

تک فرزندی و نداشتن رقیب

یکی از معایب تک فرزند بودن، تاثیر آن بر مراحل رشد کودک است. این کودکان کسی را ندارند تا با او رقابت یا بازی کنند و یا دعوا کنند. بنابراین دوست و همدمی در منزل ندارند و نمی توانند برخی از احساسات را تجربه کنند و در نتیجه فرصتی را هم برای کنترل و مدیریت این شرایط نخواهند یافت.

بلوغ روحی و روانی مواردی هم چون شناخت خود، میزان واقع بینی و انتخاب موثر را شامل می شود که به راحتی به دست نمی آید و باید با تجربه های سخت و طاقت فرسا توام باشد.

اما کودکی که تک فرزند است، کمتر با مشکلات مواجه می شود و در معرض تجربه کردن، شکست، ناکامی و رانده شدن و دیگر تجربیات قرار نمی گیرد و در نتیجه شرایطی را که لازمه بلوغ روحی و روانی است را تجربه نمی کند. اگر والدین مراقبتی افراطی از تک فرزند خود داشته باشند و او را به فردی ضعیف و کم تحمل تبدیل کنند، فرزندشان از آن ها انتظار دارد با او چنین رفتاری داشته باشند که این موضوع ناتوانی او را شدن خواهد بخشید.

تک فرزندی و فرزند سالاری

دکتر فرزانه تاج نیا فرزند سالاری را تا حدود زیادی حاصل پدیده تک فرزندی می داند و برای ما می گوید: در چنین خانواده هایی بچه می خواهد حرف و عمل او در خانواده حاکم باشد و این در فرهنگ ما که احترام به بزرگتر را در راس تمام رفتارهای اجتماعی اش میداند، مطلوب نیست و می تواند زمینه ساز بسیاری از آسیب های اجتماعی مانند طلاق، اعتیاد، خودکشی، فرار از خانه و دیگر معضلات شود.

تک فرزندی و نقش والدین

والدین باید به فرزند خود کمک کنند تا او بتواند با کودکان هم سن و سالش بازی کند. مدرسه یکی از مکان هایی است که چنین فرصتی را در اختیار کودکان قرار می دهد. ولی این فرصت کافی نیست و باید فرصت های دیگری را نیز مهیا کرد تا کودک بتواند با دوستان و هم سن و سالان خود ارتباط برقرار کند و به بلوغ و عاقلانه شدن احساسات خود کمک کند. مهد کودک و آمادگی مکانی است که در آن کودک می تواند احساسات نابهنجار را در بازی با کودکان هم سن و سال خود تجربه کند.

دعوت دوستان به منزل و رفتن به منزل دوستان یا داشتن همبازی هایی در همسایگی از دیگر فرصت های مناسب است. یکی از مسئولیت های والدین تک فرزند این است که دنیای پیرامون را برای فرزند خود تشریح می کنند. در محیط خانواده، والدین می توانند کودک را تشویق کنند که احساسات خود را بروز دهد و به دیگران بگوید، والدین باید به فرزند خود بیاموزند که از درگیری نگریزد و با  صراحت و اطمینان با مشکلات و اختلافات روبرو شود.

حمایت افراطی از کودکان اجازه نمی دهد آنان خود را برای رشد و بلوغ احساسات تقویت کنند. والدین باید بدانند تربیت فرزندان یک روند آماده سازی و حمایت کردن فرزندان یک نوع اقدام پیشگیرانه است و اگر والدین نگذارند فرزندشان با احساسات سخت و ناراحت کننده روبه رو شود یا امکان آشکار کردن این نوع احساسات را برای او فراهم نکنند، تحمل او را برای تحمل این نوع احساسات تا همیشه ضعیف خواهند کرد. نقش والدین در تربیت تک فرزندان به توجه به شرایط جامعه نقش کلیدی است که با توجه به رهکارهای ارائه شده، می تواند موثر واقع شود

پایان.