شنبه , 16 ژانویه 2021

بایگانی برچسب: شیوه های خنده دار چیره شدن بر ترس

چگونه ترسمان را برطرف کنیم.

به مشکلاتمان بخندیم تا ترسمان بر طرف شود!

 

 
راه های تازه برای مقابله با انواع هراسها
همه هراس دارند
کمتر کسی است که به یک یا چند نوع فوبیا دچار نباشد. در عین حال کسانی هم که به فکر چاره می افتند چندان زیاد نیستند. یک علتش آن است که باورشان نمی شود می توان این ترس ها را به راحتی برطرف کرد. بعضی ها هم خجالت می کشند که اعتراف کنند از سوسک یا موش یا زنبور و امثال آن می ترسند. برای این که متوجه شویم این گونه ترس ها چه قدر فراوان است، فرض کنید شبی در یک روستای کوچک دورافتاده هستید در منزل شما یک نفر مرده است و برای دفن او ناچارید تا صبح صبر کنید اما برق قطع شدهاست و امکان تماس تلفنی هم وجود ندارد.
سوال اینجاست: آیا حاضرید در چنین شب تاریکی با یک مرده در یک اتاق بخوابید؟  اگر پاسختان منفی ست، حداقل به یکی از این سه نوع هراس : ترس از تاریکی، ترس از مرده، ترس از تنهایی دچار هستید. اما حتی اگر هم بدون احساس ناراحتی حاضر باشید در چنین اتاقی بخوابید ، باز معنی اش این نیست که هیچ نوع هراسی ندارید، چون ممکن است دچار ترس از جانواران ارتفاع، سخن گفتن در جمع و نظایر این ها باشید. این پرسش را در جمع مطرح کنید تا متوجه شوید فوبیاها تا چه حد شایع هستند.
آقای ریچارد بندلر مبتکر روش بر طرف کردن هراس، درباره رفع هراس ها راهی را پیشنهاد کرده اند: می گوید: «از سی و پنج سال پیش تاکنون بسیاری از افراد به دفتر من آمدند، در حالی که دچار فوبیا بوده اند، ولی وقتی دفتر مرا ترک کردند، یک نفرشان هم فوبیا نداشتند».
شاید در بیان این مطلب کمی مبالغه وجود داشته باشد. شواهدی در دست است که نشان می دهد ایشان صد در صد موفق نبوده اند، ولی من به طور قطع می توانم بگویم که اگر این شیوه به شکل صحیح به کار گرفته شود بسیار مقوی و موثر است و حتی اگر روی صد در صد افراد هم اثر نکند، حداقل روی نود درصد افراد تاثیر قوی فوری و قطعی دارد.
شیوه های تازه آقای بندلر
آقای ریچارد بندلر به حق بنیان گذار اصلی ان، ال، پی و در حال حاضر معروف به بزرگترین متخصص هیپنوتیزم در جهان هستند. در اوایل دهه 1970 که ایشان کار  تحقیق در این زمینه را آغاز کردن، هیچ کس از کیفیت های اصلی و فرعی تصویر ذهنی و نحوه تغییر آن ها اطلاعی نداشت و کسی نمی دانست  که با تغییر کیفیت های فرعی می توان چنین تغییرهای عظیمی در رفتار انسان ها پدید آورد. او حرکتی را در روان شناسی بالینی پدید آورد که امواج آن یقیناً دهه های آینده را فرا خواهد گرفت.
در آخرین کتاب آقای بندلر «زندگی دلخواه» که در سال 2008 منتشر شده است، چند روش تازه برای رفع فوبیا دیده می شود. یکی از این شیوه ها «آستانه بسندگی» نام دارد. مبنای فکر این روش چنین است که برای افراد، هر چیزی تا حد معینی قابل تحمل است. اگر از آن حدود بگذرد، ضمیر ناآگاه راهی برای خروج از آن حالت پیدا می کند.
با استفاده از این اصل، آقای بندلر ابتدا شخص را در ترانس هینوتیک خفیفی فرو می برد و آن گاه با او شروع به صحبت می کند:
1- به زمانی که دچار این نوع هراس شده اید فکر کنید و 5 مورد را به یادآورید.
2- در سینمای ذهن خود اولین مورد را تماشا کنید. سپس بیدرنگ موارد دوم ، سوم ، چهارم و پنجم را به یادآورید.
3- فرض کنید که هر پنج مورد به شکل مضحکی پشت سرهم قرار گرفته اند و مانند یک فیلم واحد نشان داده می شوند. خودتان را در فیلم ببینید که به شکل مسخره ای ترسیدید.
4- این فیلم را چندین بار ببینید و هر بار آن را درشت تر و روشن تر مجسم کنید. این کار باعث می شود که کم کم از تماشای آن ناراحت شوید.
5- این تکرارها را تا جایی ادامه دهید که در نظرتان مسخره جلوه کند و با خودتان بگوید: «بسه دیگه»!
اگر این پنج مورد را ابتدا تا انتها ببینید و سپس فیلم را به اول  برگردانید و هر بار سرعت آنرا کمی بیشتر کنید، کم کم با افزایش سرعت به جایی می رسید که تحملش سخت می شود.
این همان آستانه بسندگی است.
شیوه های خنده دار
آقای بندلر، روان شناس و پژوهشگر 58 ساله معتقد است که می توان از خنده نیز استفاده مثبت کرد. او غالبا مراجعه کننده را وا می دارد که به مشکلات خود بخندد. در اغلب شیوه های ایشان نوع شوخ طبعی و خنده ملاحظه می شود. در نظر ایشان اگر بتواند به رفتار خودش بخندد و در همان حال بگوید : «سوسک، من از سوسک می ترسیدم؟!» یا «خنده داره! آسانسور هم ترس داره!» ترس او برطرف می شود. در واقع وقتی به گذشته خو د اشتباهاتی که مرتکب شده ایم فکر می کنیم، معمولا خنده مان می گیرد. او می گوید: «چرا صبر کنیم و منتظر آینده شویم؟ از همین حالا می توانیم به مشکلاتمان بخندیم»
در مورد کسانی که از ارتفاع می ترسند، اتفاق افتاده است  که وی آن ها را به بالای برج بلندی برده و به خنده واداشته است (حتی به زور غلغلک) و سپس بلافاصله مجبورشان می کرده که از بالای پرتگاه به پایین نگاه کنند. او معتقد است که در اثر خنده اندروفین درونی (مورفین درونی) در بدن ایجاد می شود و این ماده ذهن را برای تغییر رفتار آماده می کند.
در نظر آقای بندلر هر چه بیشتر به عامل ترس خود بخندید (و لو به زور) مقدار این ماده شیمیایی افزایش می یابد. پس از آن به طور ذهنی ()یا در عالم واقع با عامل ترس روبه رو می شوید، و نترسید، آمادگی بیشتری برای غلبه بر ترس پیدا می کنید.
یکی از راه های پیشنهادی او برای رفع هراس ها چنین است:
1- زمانی را به خاطر آورید که موضوع شما را به خنده انداخته و از ته دل به آن خندیده اید. زمانی که نمی توانستید خودداری کنید و جلو خنده تان را بگیرید. در آن هنگام چه احساسی داشتید؟ سعی کنید آن را به روشنی مجسم سازید و خود را در آن موقعیت فرض کنید.
2- به خودتان بخندید و سعی کنید بر شدت خنده بیفزاید و به صورت مداوم در اید.
3- همان طور که در حال خندیدن هستید، چیزی را که از آن می ترسیدید در نظر مجسم کنید و ببینید که خنده چگونه حالت ترس را تغییر می دهد. به کیفیت های فرعی موضوع ترس دقت کنید و ببینید چگونه تغییر می کنند.
آقای بندلر عقیده دارد که از این شیوه نه تنها برای مقابله با فوبیا، بلکه برای رفع اضطراب نیز می توان استفاده کرد. وی بارها از این شیوه برای کاهش ترس از سخن گفتن در جمع استفاده کرده است. او معتقد است که این ترس را بعضی معلمان در شاگردان ایجاد می کنند. زیرا شاگرد را برای پس دادن درس جلوی کلاس می آورند و سپس اشتباه های او را تذکر می دهند و با این کار، گاهی باعث می شوند که سایر شاگردان به او بخندند. کسانی را می  شناسم که از ترس تکرار این عمل حتی تحصیل در دانشگاه  را نیمه رها کرده اند.
بسیاری از کودکان و نوجوانان از سخن گفتن در اجتماعات لذت می برند، آن ها دوست دارند در بحث ها و مناظره ها شرکت کنند. این کودکان ممکن است بعدها حقوق دان شوند و یا به مشاغل سیاسی روی آورند.

اما بعضی از کودکان هم از جمع هراس دارند وقتی در اجتماعی حضور پیدا می کنند، بیشتر به درون خود توجه دارند تا آن چه که در بیرون می گذرد.

پایان.