یکشنبه , 17 ژانویه 2021

بایگانی برچسب: روانشناسی

روانشناسی افراد پررو و پرتوقع

شخصیت شناسی+زناشويي,زندگي مشترک,سکس,ارتباط زناشويي,همسر ,زن و شوهر,زندگي ,دختر و پسر ,ازدواج,خواستگاري,نامزدي,دوستي,دوستت دارم,عاشقانه,روانشناسي,روانشناختي

روانشناسی افراد پررو و پرتوقع

روانشناسی،روانشناسی افراد پرروی و پرتوقع،پررویی و پرتوقع بودن انواع گوناگون دارد که می خواهیم شما را با انواع این عارضه آشنا کنیم.

به بازی بچه‌ ها نگاه کرده اید؟ همیشه در بین آنها کسی پیدا می‌شود که به بقیه زور می گوید و با پررویی تمام رهبری آنها را به دست می گیرد.

*پررویی نسبی است!

هر شخصی درباره پررویی دیدگاه متفاوتی دارد، ممکن است شخصی از دید ما پررو باشد که از دید افرادی دیگر پر رو نیست.

امید 26 ساله فروشنده در این‌باره می‌گوید: ما دو تا برادر هستیم که در یک مغازه کار می‌کنیم، ممکن است یکی از مشتری ها از دید من پرو باشد ولی از نظر برادرم پرو نیست و بالعکس این نیز پیش آمده است.

دکتر اصغر مهاجری جامعه‌شناس پر رویی را نسبی می‌داند و در این باره می‌گوید: براساس فرهنگ‌های مختلف پررویی در جا و مکان‌ متفاوت است و ممکن است هر کسی از دید خود به پررویی نگاه کند.

*از کم رویی تا پر رویی

پررویی در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است و بر همین اساس در خانواده‌ها هم می تواند تفاوت داشته باشد، هر کسی درون خود از نوعی پررویی برخوردار است که با توحه به نوع تربیت آن کم و زیاد می‌شود.

کیومرث 51 ساله بازنشسته در این باره می گوید: هر کسی از نوعی پررویی برخوردار است اما اگر بیش‌ از حد شود تبدیل به رفتار ناپسند می‌شود و مردم را آزار می دهد که ما به لفظ خودمان می‌گویم “پاشو از گلیم خودش دراز کرده است”.

این جامعه شناس درباره اندازه پررویی می‌گوید: پررویی یا کم رو بر روی یک پیوستار یا طیف قرار دارد.

هر شخصی کمتر یا بیشتر پررواست که بستگی به نوع جامعه ، دوستان و تربیت در خانواده‌ها متفاوت است.

*پررویی مثبت و منفی

زمانی که افرادی از پررویی بیشتری نسبت به دیگران برخوردار باشند می‌توانند از این خصلت در جهت مثبت یا منفی استفاده کنند.

کیومرث در اینباره می‌گوید: زمانی که پررویی باعث پیشرفت افراد می‌شود ، خوب و مثبت است، اما زمانی که به مزاحمت مردم تبدیل شد رفتاری بد و ناپسند می‌شود و همچنین در نقطه مقابل آن کسی که کم رو باشد نمی تواند از حق خود دفاع کرده و مورد مظلومیت واقع می‌شود.

حسین 47 ساله راننده تاکسی می‌گوید: من فردی کم رو هستم و افراد زیادی را دیدم که با این رفتار موفقند و از نظرم با منطق هر کسی می تواند به هر جایی که می خواهد برسد.

دکتر مهاجری پررویی را در دو جنبه مثبت و منفی می‌داند و درباره آن می‌گوید:مردم برخی کشورها ، پررویی را خصلت بدی می دانند چرا که فردی که متکبر است به اشتباه پررو می دانند اما پررویی جنبه مثبت نیز دارد ؛ وقتی کسی بتواند حق خودش را بگیرد و از آن در جهت مثبت استفاده کند ، مشکلی که ندارد حتی خوب هم هست.

*پررویی یا جسارت

زمانی که افراد از جنبه مثبت پررویی استفاده کنند می تواند مفید باشد، اما پررویی با جسارت یا حتی حماقت متفاوت است که بیشتر مواقع ما برای آن تفاوتی قایل نیستیم.

میلاد 35 ساله در این‌باره معتقد است: برخی افراد پررو ممکن است جسارت و شجاعت نداشته باشند، جسارت معانی متفاوتی دارد، حتی جسارت و حماقت نیز دو مفهوم متفاوت است، اشخاص جسور کارهای محول شده را پیگیری می‌کنند و به سرانجام می‌رسانند اما افرادی که حماقت دارند دست به کارهایی می‌زنند که از عقل و منطقه به دور است.

دکتر محسن ایمانی روان‌شناس ، جسارت‌ را با پررویی متفاوت می داند و در اینباره معتقد است : هر کسی در خانواده براساس تربیتی که داشته است، جسارت متفاوتی دارد اما کسی که خصلت پررویی را دارد حتی نباید جسارت داشته باشد، جسارت معنی پیگیری و شهامت می‌دهد.

*روابط عمومی یا پررویی

بیشتر افراد فکر می‌کنند، اشخاصی که جسارت و پیگیری در کار دارند و از روابط عمومی بالایی برخوردارند آدم‌های پررویی هستند و یا بالعکس آن کسی که پر رو است روابط عمومی بالایی دارد.

علی 28 ساله می گوید: روابط عمومی با پررویی متفاوت است و افرادی که روابط عمومی بالایی دارند مودب هستند چرا که ادب یکی از الزامات روابط عمومی است.

زهرا 50 ساله می‌گوید: افرادی که روابط عمومی بالایی دارند و پیگیر کار خودشان هستند در ارتباط با مردم قرار دارند مودب بوده و با پررویی فاصله زیادی دارند.

دکتر ایمانی روابط عمومی را با پررویی متفاوت می‌داند و در اینباره می‌گوید: روابط عمومی رفتار سازگارانه و مشتری مدارانه است که سعی در ارتباط صحیح با افراد دارد و بعضی اوقات ، بی احترامی به مشتری باعث عدم موفقیت در کار آنان می‌شود.

دکتر اصغر مهاجری در خصوص روابط عمومی و پررویی می‌گوید: روابط عمومی بر اخلاق انسانی متکی است و پررویی منفی بر پایه هوس و زیاده خواهی است که به نظام اجتماعی آسیب می زند و با این خصوصیات نمی‌تواند با مردم ارتباط خوبی برقرار کند.

پررویی اگر با زیاده‌خواهی، بی‌ادبی و پرتوقعی همراه شود ، هیچ خواهانی ندارد . کسی که تنها خود را ببیند در آخر تنها می ماند حتی اگر اطرافش پر از آدم باشد ؛ او از درون احساس بی‌کسی می‌کند چرا که جامعه افراد پرتوقع را از خود ترد می‌کند.

منبع :hidoctor.ir

گردآوری : مجله اینترنتی مفیدترینها

 

آیین های عاشقانه ‌کاملا مردانه

زناشویی,زندگی,خانواده ,زن وشوهر,همسر,روانشناسی,عشق وعاشقی,همسر,عشقولانه

آیین های عاشقانه ‌کاملا مردانه

زناشویی,آیین های عاشقانه کاملا مردانه،روان‌شناسان معتقدند گرچه زنان فطرتا خواهان عشق و محبت هستند، اما دوام این محبت و عشق زنانه، وابستگی تام به رفتارهای عاشقانه‌ای دارد که یک مرد در قبال همسرش اعمال می‌کند. رفتارهای محبت‌آمیز و مملو از عشق، تحت عنوان مناسک و آیین‌های عاشقانه شناخته شده است. آیین‌های عاشقانه، رفتارهای ساده اما قدرتمندی است که کمک می‌کند تا ما در روابط‌مان، هیجانات مثبت، عواطف یا احساسات بسیار خاص و درونی چون عشق را تجربه و لمس کنیم. به بیان دیگر، آیین‌ها و مناسک عاشقانه، بدون آن که حرفی یا صحبتی را بیان کنند، راه بلند ایجاد عشق را کوتاه می‌کنند.

دانستن برخی از این تشریفات عاشقانه، برای مردان و زنان خالی از لطف نیست؛ انجام برخی از آیین‌ها، این اطمینان را به مردان می‌دهد که همیشه با انجام برخی از کارها، می‌توانند عشق و محبت همسرشان را به دست بیاورند و حس «توجه و ارزش قائل شدن» را نسبت به همسرشان ابراز کنند.

از سوی دیگر، نمایش این تشریفات عاشقانه از جانب مردان، برای زنان مانند تضمین‌کننده‌ای در جهت دریافت توجه، مراقبت و حمایت از جانب همسرشان معنا می‌شود که به زنده ماندن هیجانات و عواطف مثبت‌شان منجر شده و باعث تبلور یا اظهار حس «قدردانی» از همسر در آنان می‌شود.

مردان با استفاده از چند آیین عاشقانه پیشنهادی زیر، می‌توانند رنگ عشق در زندگی شان را پررنگ کنند و همسرشان را بیش از پیش علاقه‌مند به خود سازند.

عاشقانه، ابراز عشق کنید

بیشتر زنان امروزی، بخش زیادی از اوقات روزانه خود را صرف فعالیت‌هایی می‌کنند که به کارهای مردانه موسوم است. مجموعه این فعالیت‌ها باعث می‌شود زن به سمت جنبه مردانه شخصیت خود سوق یابد. به منظور رهایی از این حالت و دستیابی به جنبه زنانه و کسب آرامش، زن نیازمند کمک همسرش است.

مرد می‌تواند با رفتارهای محبت‌آمیز و عاشقانه خویش، به ارضای نیازهای همسرش توجه کند و او را در رها شدن از تمایلات درونی اش که بیشتر در جهت محافظت و مراقبت از دیگران است، یاری برساند. به همین دلیل می‌توانید گاهی با پذیرفتن و به عهده گرفتن برخی از مسئولیت‌های همسرتان یا با ایجاد شرایط شاد و دلپذیری چون خرید بلیت سینما، دعوت به رستوران و… ابراز عشق کرده و به او اجازه آرامش و لذت از زندگی بدهید. لحظه‌های عاشقانه مانند گذراندن تعطیلات کوتاه‌مدت است که فرصتی را برای زن فراهم می‌آورد تا به جنبه‌های زنانه خویش توجه بیشتری کند. به بیان دیگر مرد با مهیا کردن نیازهای زن، به همسرش نشان می‌دهد او نیازهای همسفر زندگی‌اش را درک کرده و آنها را قابل احترام می‌داند. رفتارهایی از این دست، از جمله اعمالی است که زن را از لحاظ روحی و عاطفی اغنا کرده و حس «حمایت شدن» و «مورد توجه بودن و درک شدن» به او القا می‌کند، دقیقا شبیه به حمایتی است که از طریق گفت‌وگو و مصاحبت ایجاد می‌شود.

در یک لحظه عاشقانه، زن می‌تواند بدون آن که از احساسات خود صحبتی به میان آورد؛ احساس پذیرفته‌ شدن، دوست داشته شدن، درک شدن و حمایت شدن از جانب همسر را لمس و تجربه کند، بی‌تردید این گفت‌وگوی بدون کلام اما پر از احساس، سرشار از سود برای زن است. رفتار عاشقانه مرد، موید این مهم برای زن است که «همسرش او را پذیرفته و بسیار دوستش دارد.» لحظات عاشقانه برای زنانی که از ابراز احساسات خود رضایت نداشته یا آن‌که توانایی ابراز احساساتشان را نداشته و بابت آن احساس ناراحتی و خشم می‌کنند، بسیار مفید است.

با همسرتان ارتباط صمیمی داشته باشید

یکی از شکایت‌های اصلی زنان، نداشتن رابطه صمیمانه با همسرشان است. زنان به منظور فائق آمدن، تحمل کردن و دست و پنجه نرم کردن با فشارهای زندگی که گاه آنان را مستاصل کرده و از پا در می‌آورد، نیاز دارند درباره احساسات خود با همسرشان صحبت کنند. مردان آگاه می‌توانند با آموختن روش‌های ارضای این نیاز، دوباره بر مسند خویش برگردند و همسرشان را نیز مورد حمایت و پشتیبانی قرار دهند.

گوش دادن به احساسات زنان، مهارتی مهم برای مردان است. با یادگیری مهارت‌های گوش کردن، مرد می‌تواند همسرش را از احساسات ناخوشایند، عوامل بازدارنده و فشارزا رها کند و نیاز تشکر، قدردانی و احساس صمیمیت او را نیز مرتفع سازد.

به ویژگی‌های مثبت همسرتان توجه کنید

به منظور حمایت و حفاظت از همسرتان، بویژه در برهه‌های حساس، بحرانی و نگران‌کننده، باید بر ویژگی‌های مثبت و رفتارهایی از همسرتان که خوب بوده تمرکز کنید. با برشمردن ویژگی‌های مثبت شخصیت همسرتان است که او از علاقه شما به خود اطمینان حاصل کرده و عزت نفس خود را ترمیم می‌کند. اعتماد به خود زمینه‌ساز عشق به خود است و از همین عشق به خود است که عشق به شما ایجاد یا محکم‌تر می‌شود. یادتان باشد اگر همسرتان خودش را دوست بدارد می‌تواند شما را هم دوست داشته باشد.

به وقت مقتضی، اعتراض و انتقاد کنید

اگر چه سخت از همسرتان دلگیر هستید و رفتار او را توهینی به خود قلمداد می‌کنید و مدام دوست دارید او را از احساستان آگاه سازید‌ و… اما باید بگوییم بهتر است دست نگه دارید، اندکی صبر داشته باشید. بر خشم‌تان غلبه کنید، بپذیرید اکنون زمان مناسبی برای اعتراض و گله از او نیست.

یکی از عوامل ضروری برای پرورش عشق و صمیمیت، گفتن حقیقت است، اما وقت‌شناسی در این امر بسیار مهم است. برای آن‌که عشقی ماندگار و بادوام داشته باشید، سعی کنید در زمانی مناسب و به روشی که همسرتان کمتر آزرده شود یا آسیب ببیند، با او صحبت کنید و او را از ناراحتی‌ها و حرف‌های دلتان مطلع کنید. انتقاد و بیان اعتراض در شرایط مساعد، مناسب و بهینه است که نتیجه مطلوبی را برای شما پدید می‌آورد.

بی‌قید و شرط، فقط به همسرتان توجه کنید

در ابتدای یک رابطه عاشقانه، از آنجا که زن شناخت کاملی از مرد ندارد سعی می‌کند به او اعتماد کرده و همراهش شود. احساسات مثبت، محیطی عاشقانه و دوست داشتنی می‌سازد هر چند‌ این امنیت عاطفی و روانی بسیار حساس و شکننده بوده و ممکن است پس از چند بار دلشکستگی، ناکامی و ناامیدی فرو ریزد.

اگر مرد، مهارت‌های گوش دادن و درک کردن زن را نیاموخته و بلد نباشد، بی‌گمان با گذشت اندک زمانی، زن نیز از ابراز احساسات درونی و طبیعی خود امتناع کرده و گاه حتی با «احساس مهم نبودن» خاموش می‌شود. جالب‌تر آن که در این زمان، خود زنان هم نمی‌دانند چه اتفاقی افتاده است و چرا زندگی‌شان به اینجا رسیده است!

گاهی حتی «احساس مورد توجه نبودن» در زن به قدری شدت می‌گیرد که تلاش‌های بی‌وقفه و مجدد مرد، برای احیای رابطه عاشقانه و تجربه آن احساس جادویی و شگفت‌انگیز بی‌نتیجه مانده و تحت هیچ شرایطی قابل بازگشت و دریافت نیست.

بنابراین به منظور پرورش، تقویت یا ایجاد احساس موفقیت در عشق توصیه می‌کنیم به همسرتان توجه کنید. یادتان باشد با توجه روز افزون، همسرتان براحتی می‌تواند «احساس مورد توجه بودن و درک شدن» از جانب شما را لمس کند.

مصاحبت با همسر، یکی از راه‌های اساسی توجه و از جمله نیازهای زنانه است. با گفتن عبارات یا جملاتی ‌ مانند : «من تو را دوست دارم و می‌خواهمت»، «تو برای من بهترینی»، «تو برای من خیلی مهم و باارزش هستی»، «دوست دارم حرف‌های تو را بشنوم»، «کنارت می‌مانم تا با من حرف دلت را بگویی» و… می‌توانید توجه خود را به همسرتان هدیه دهید.

تعریف و تمجید فراموش نشود

تعریف و تمجید، قدردانی و سپاسگزاری از زنان، از رفتارهایی است که موجب تبلور عشق در آنان می‌شود. هنگامی که شما از همسرتان به خاطر تلاش‌ها یا چیزهایی که برای شما فراهم آورده، تشکر می‌کنید، او احساس عشق و محبت کرده و تمایل بیشتری برای خلق یک رابطه عاشقانه می‌یابد. اگر همسرتان آشپزی خوبی دارد، لباس زیبایی می‌پوشد، از فرزندتان بخوبی مراقبت می‌کند، به شما و نیازهایتان اهمیت می‌دهد، به خانواده‌تان احترام می‌گذارد و… سعی کنید بی تفاوت از کنار رفتارهای مثبت و محبت‌های همسرتان نگذرید، بی‌توجهی شما موجب دلسردی و ناامیدی او می‌شود. با بیان جملاتی همچون «شما بانوی فوق‌العاده‌ای هستی»، «با این لباس، خیلی ماه شدی»، «تو واقعا خوب هستی و مرا شرمنده می‌کنی»، «من به داشتن همسر هنرمند و مدبری چون تو به خودم می‌بالم» و… همسرتان را از این رو به آن‌رو می‌کنید. فراموش نکنید توجه به همین چیزهای کوچک و جزئی است که یک عشق به یاد ماندنی و با‌دوام را به وجود می‌آورد.

برای همسرتان یادداشت بگذارید

زنان به مردانی که به آنها توجه می‌کنند،‌به درخواست‌های آنان پاسخ می‌دهند و در نهایت برای آنها یادداشت می‌گذارند، بسیار متمایلند. پاسخ‌های سریع و فوری به خواسته‌ها، برای زنان بسیار جالب و خوشایند است و این حس را در آنان ایجاد می‌کند که همسرش واقعا خاطر او را می‌خواهد و براستی عشقش را نیز ابراز می‌کند.

در مواقعی که امکان برآورده کردن درخواست‌های همسرتان هست آن را پشت گوش نیندازید، بهترین راه برای ایجاد یک پاسخ عاشقانه آن است که در همان لحظه آن خواسته را اجابت کنید. حال اگر همسرتان از شما درخواستی کند، اما شما بنابر دلایلی، توانایی پاسخگویی فوری به آن خواسته را نداشته باشید، بهتر است یادداشتی برای همسرتان بگذارید. اگر این کار را نکنید همسرتان احساس خواهد کرد که باید آن را دوباره یادآوری کند به همین دلیل ممکن است بارها و بارها آن را به شما گوشزد کند.

اشتباه نکنید، ما نمی‌خواهیم تلویحا بگوییم مردان باید برای انجام اوامر همسرشان همیشه آماده‌باش و منتظر باشند. ممکن است سرتان شلوغ باشد یا خسته باشید، پس لازم نیست به محض این که همسرتان درخواستی را مطرح کرد آن را انجام دهید، گاهی انجام درخواست‌ها نیاز به ساعت‌ها زمان دارد، فقط کافی است به همسرتان بگویید آن را در فهرست کارهای آینده‌تان قرار داده‌اید و در اسرع وقت خواسته‌اش را انجام خواهید داد.

همسرتان را در آغوش بگیرید

در آغوش گرفتن همسر، یک مهارت ارتباطی پیشرفته و هدیه‌ای کاملا عاشقانه است. این راه عاشقانه، بهترین روشی است که می‌تواند موفقیت و توانایی شما را در دوست داشتن و عشق ورزیدن به همسرتان تضمین کند.

زن با قرار گرفتن در آغوش مرد، احساس مورد حمایت قرار گرفتن می‌کند، حال اگر زنی در آغوش گرفته نشود، رنجیده خاطر شده و خلأ و نبود این حس برایش بسیار آزار‌دهنده خواهد بود. اغلب زنان، کمتر متمایلند از همسرانشان درخواست کنند که آنها را در آغوش بگیرند و گاه حتی برخی، بیان این درخواست را غیر معمول و شکست خود تعبیر می‌کنند.

به همین دلیل، اگر پیشنهاد در ‌آغوش گرفتن‌، از جانب مرد باشد، برای زن پسندیده‌تر و عاشقانه‌تر خواهد بود. توصیه می‌کنم این مهم را فراموش نکنید و هر بار با در آغوش گرفتن او به استقبال همسرتان بروید تا بتوانید لبخندی شیرین بر لبانش بنشانید و احساس مورد علاقه بودن و ارزشمند بودن را در او ایجاد کنید.

همسرتان را نوازش کنید

گرفتن دست‌ها و نوازش کردن زن، بسیار محرک و هیجان‌انگیز است، اما بسیاری از مردان بعد از گذشت مدت زمانی از ازدواج، این رفتار را متوقف می‌کنند و آن را منوط به زمانی می‌سازند که خواهان رابطه جنسی هستند. اختصاص این حس زیبا به شرایط خاص، باعث می‌شود زن احساس کند تنها یک وسیله مصرفی برای عشق‌ورزی همسرش است، به این ترتیب، احساس ناخوشایند حاصل از این وضعیت نیز، بتدریج زن را نسبت به همسرش دلسرد و مایوس می‌کند. شما به عنوان یک مرد بهتر است بدانید زنان برای افزایش و تقویت عزت نفس‌شان نیاز دارند که هر روز به مدت حداقل 20 دقیقه، به صورت غیر جنسی توسط همسرشان نوازش و لمس شوند. نوازش‌های غیرجنسی همسر، نه‌تنها روشی خارق‌العاده برای ایجاد احساس صمیمیت است، بلکه شیوه‌ای است که اثر حاشیه‌ها و ناملایمات گاه و بی‌گاه، اما ناگزیر زندگی را هموار و کمرنگ می‌سازد و علاقه و احساس را به رابطه باز می‌گرداند.

جادوی «فقط یک شاخه گل» را امتحان کنید

یکی از اعمال و تشریفات کاملا عاشقانه یک مرد، خرید گل برای همسرش است، خریدن گل همچون نمادی است که اهمیت بسیار زیادی در ایجاد عشق دارد. زنان با هدیه گرفتن یک یا چند شاخه گل ازطرف همسرشان احساس عشق و محبت زیاد می‌کنند. زنان دوست دارند همسرشان، بدون آن‌که از آنها چنین درخواستی کرده باشند، این کار را انجام دهند؛ چرا که این گونه خریدهاست که برایشان معنای عاشقانه دارد.

زمانی که مرد به‌طور کاملا خودانگیخته و بدون درخواست همسرش، برای او گلی خریداری می‌کند؛ به طور تلویحی به همسرش می‌فهماند که دوستش دارد، مورد توجهش است و به او اهمیت می‌دهد و نیازهایش را کاملا درک می‌کند.

برای القای احساس «صمیمیت» و ضمانت شادابی، جنب و جوش و طراوت همسرتان، توصیه می‌کنیم همین امروز با خرید یک شاخه گل، پیش از آن که گل‌های تقدیمی قبلی‌تان پژمرده شوند، بار دیگر عشق‌تان را نسبت به همسرتان ابراز کنید. بیرون رفتن با همسر، قدم زدن با هم، باز کردن درِ اتومبیل، غذا خوردن در بیرون، کمک در شستن ظرف‌ها و… از رفتارهایی است که همچون دادن یک شاخه گل، بسیار تاثیر گذار بوده و ثبات و تداوم عشق شما و همسرتان را افزون‌تر می‌کند.

منبع : شمیم

گردآوری : مجله اینترنتی مفیدترینها

تجاوز زناشویی چیست ؟

زناشویی,خانواده ,زن وشوهر,زن و مرد ,سکس,همسرداری,تجاوزجنسی ,روانشناسی,زنان,دختران,پسر

تجاوز زناشویی چیست ؟

زناشویی,تجاوز زناشویی،گفت: چرا خواهش کردم با هم در جلسه‌های مشاوره شرکت کنیم اما فریاد زد: من این روان‌شناسی غربی و ضد دین را قبول ندارم. از نظر فقه اسلامی زن باید در رابطه زناشویی و جنسی تمکین کند، اگر نکند ناشزه است و طبق دستور صریح قرآن مرد می‌تواند او را کتک بزند و وادار به نزدیکی کند. زن آهی کشید و سپس ادامه داد: آقای دکتر خودمانیم ما با این احکام دینی یا برداشت‌های نادرست مذهبی، خیلی از کاروان پیشرفت و تمدن دور افتاده‌ایم و هنوز در قرون وسطی به سر می‌بریم. دوستم که مشاور حقوقی است می‌گوید از نظر قوانین کشورهای پیشرفته، کار همسر من «تجاوز زناشویی» نام دارد و در آمریکا و اروپا جرم به حساب می‌آید مثل تجاوز غریبه‌ای زورگو به زنی تنها و بی‌پناه. بعد هق‌هق زنان گفت: من هم تنها و بی‌پناه هستم.

تجاوز زناشویی,انواع تجاوز,تجاوز بیگانه

تجاوز و انواع آن

ژانت شیبلی هاید در کتاب «روان‌شناسی زن» (1996 ترجمه اکرم خمسه 1383) تجاوز را این‌گونه تعریف می‌کند: دخول دهانی، مقعدی، مهبلی بدون رضایت که با زور صورت می‌گیرد و یا از طریق تهدید به آسیب‌رساندن جسمانی اعمال می‌شود و یا هنگامی انجام می‌گیرد که قربانی قادر به بیان موافقت خود نباشد (ص 412) قربانی قادر به بیان رضایت خود نیست، شاید به این دلیل که مست و ناهشیار است و یا نوعی دارو را به میزان زیاد مصرف کرده است.(ص 413)

در کتاب‌های روان‌شناسی از سه نوع تجاوز یاد کرده‌اند:

تجاوز بیگانه، تجاوز در قرار عاشقانه و تجاوز زناشویی.

تجاوز بیگانه همان مفهوم رایج تجاوز یا تجاوز به عنف است که مردی ناآشنا زنی بی‌پناه و درمانده را می‌رباید یا در مکانی خلوت گیر می‌اندازد و او را مورد آزار و اذیت جنسی قرار می‌دهد.

تجاوز آشنا یا تجاوز در قرار عاشقانه (Date Rape): اگر پسری جوان، اعتماد دوست دختر خود را جلب کند و او را به قرار خلوتی به ظاهر عاشقانه بکشد و در آنجا با وعده ازدواج، تهدید به جدایی، خوراندن مشروب الکلی و دارو و یا به کار بردن زور و خشونت، مجبور به نزدیکی جنسی کند، تجاوز آشنا صورت گرفته است.

تجاوز زناشویی (Marital Rape): در این نوع تجاوز، شوهر قدرت و زور خود را به کار می‌گیرد تا با همسرش که راضی به رابطه جنسی نیست، نزدیکی کند.

سیر تاریخی

موضوع تجاوز زناشویی اولین بار در سال 1975، پس از شکایت خانم «گرتا رایداوت» از همسرش، به خاطر عملی که آن را تجاوز در بستر زناشویی می‌نامید، مطرح شد. پیش از آن مسیحیان، طبق تعالیم سنت پل پذیرفته بودند که زن باید خود را به شوهرش عرضه کند و در برابر تقاضای جنسی او مقاومتی نشان ندهد و آموزه لرد ماتیوهال (قرن 17) را باور داشتند که «شوهر نمی‌تواند به خاطر وادار کردن همسر قانونی خود به برقراری رابطه جنسی مقصر شناخته شود زیرا زن و مرد با عقد رسمی زناشویی بر این امر یعنی مقاربت جنسی توافق کرده‌اند.»

همان سال ایالت داکوتای جنوبی در آمریکا اولین قانون علیه تجاوز زناشویی را تصویب کرد و تا سال 1993 تمام 50 ایالت به طور رسمی آن را مصوب کردند. در دسامبر 1993 کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای خشونت علیه زنان را منع کرد و تجاوز زناشویی را جزو خشونت به حقوق بشر به حساب آورد. در 1997 یونیسف گزارش داد که 17 کشور تجاوز زناشویی را جرم شناخته‌اند. در سال 2003، UINIFM اعلام کرد که 50 کشور جرم بودن این عمل را پذیرفته‌اند. سرانجام در سال 2006 دبیر کل سازمان ملل متحد خبر داد که تجاوز زناشویی در 104 کشور جهان تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد.

پیامدهای زیانبار

بررسی‌های علمی نشان داده است که زنانی که همسرانشان آنها را به زور وادار به رابطه جنسی می‌کنند دچار آسیب‌های هیجانی، جسمانی و رفتاری زیر می‌شوند:

هیجانی: افسردگی، ترس، اضطراب، کاهش اعتماد به نفس، احساس گناه، خشم، سرکشی و سرزنش خود.

جسمانی: سردرد، تنش عضلانی، به هم خوردن معده (تهوع)، دردهای ناحیه تناسلی، زخم‌های گوناگون بدنی و بارداری ناخواسته.

رفتاری: پرخاشگری، اقدام به خودکشی، سوءمصرف مواد، گوشه‌گیری، اختلال خوردن، بی‌خوابی یا پرخوابی.

زمینه‌های خطرساز

زمینه‌ها و عواملی که باعث می‌‌شوند بعضی مردان زنان خود را به زور به تماس جنسی بکشانند کدامند؟ مطالعه اکتشافی راشنا هازر در سال 2002 نشان داد که در پیشینه شخصیتی روانی مردان تجاوزگر نقش عوامل زیر نمایان‌تر بوده است.

خشم: یکی از اجزاء درونی هر نوع خشونت، خشم است. افرادی که نمی‌توانند احساس ناامنی و ترس خود را با روش‌های درست و هوشیارانه ابراز کنند، به راه‌های ویرانگر روی می‌آورند. پرخاشگری کلامی و برخوردهای فیزیکی جلوه‌های اصلی ویرانگری‌های رفتاری است.

افسردگی: کوچران و رابینو (2000) گزارش دادند در مردانی که به انواع خشونت‌های خانگی می‌پردازند بیش از مردان گروه گواه، نشانه‌های افسردگی و احساس بی‌کفایتی دیده شده است.

حسادت عاشقانه: پژوهشگران بین حسادت عاشقانه یا غیرت منفی مردان با زورگویی و خشونت آنها علیه زنانشان از جمله تجاوز زناشویی، ارتباطی معنادار و قوی پیدا کرده‌اند. (داتن و ونگینکل 1995)

سلطه‌گری: سلطه‌گری یعنی نپذیرفتن رابطه‌ای برابر بین دو فرد. مرد سلطه‌گری که می‌خواهد پیوند او با همسرش حالت ارباب- بنده را داشته باشد به جای تفاهم و گفت‌وگوی منطقی از قدرت و گفتمان «حق من بر تو» استفاده می‌کند و در نزدیک‌ترین، عاشقانه‌ترین و لذت‌بخش‌ترین تماس‌های خود، یعنی تماس جنس مقدس و مشروع، مانند برده‌داران دوران بربریت، جسم ناتوان همسرش را می‌آزارد و به جان و احساس لطیف او آسیب می‌رساند.

چرا زنان مقاومت می‌کنند؟

زنانی که نمی‌گذارند مردانشان با آنها نزدیکی کنند، دچار کژکاری جنسی هستند. متن تجدیدنظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM-IV-TR) کژکاری‌های جنسی را اختلالات یا آشفتگی‌هایی در میل جنسی، برانگیختگی یا اوج لذت جنسی (ارگاسم) می‌داند. کژکاری‌ها معمولاً گروهی از مشکلات در حوزه مسائل جنسی (بهنجار) هستند که از انحراف‌ها یا نابهنجاری‌های جنسی متفاوتند. DSM-IV-TR، کژکاری‌های جنسی زنان را به شش گروه تقسیم کرده است:

تجاوز زناشویی,انواع تجاوز,تجاوز بیگانه

1- علاقه یا میل جنسی اندک 2- فقدان پاسخدهی 3- فقدان اوج لذت جنسی 4- واژینیسم 5- مقاربت دردناک 6- بیزاری جنسی. علاقه یا میل جنسی اندک معمولاً فقط در بافت یک رابطه جنسی به عنوان مشکل نمود پیدا می‌کند. فقدان پاسخ‌دهی، دشواری در انگیختگی جنسی است، در این مورد برانگیختگی فیزیولوژیایی معمولی، که به وسیله لزج شدن و انبساط مجرای مهبلی مشخص می‌شود دچار اشکال می‌شود. فقدان اوج لذت جنسی یعنی ناتوانی در رسیدن به اوج لذت جنسی که یک مشکل بالینی شایع است. واژینیسم یعنی انقباض غیرارادی ماهیچه‌های مهبل به طوری که دخول تقریباً ناممکن می‌شود. به طور معمول انقباض ماهیچه‌های مهبل، به هنگام پیش‌بینی یا انتظار آمیزش جنسی یا در زمان اقدام به دخول روی می‌دهد. در ازدواج‌های به وصال نرسیده این حالت بسیار دیده می‌شود. مقاربت دردناک بیشتر با مشکلات دیگر، از جمله مشکلات جسمانی رابطه دارد. بیزاری جنسی یعنی دوست نداشتن همه جنبه‌های رابطه جنسی یا جنبه‌های ویژه‌ای از آن.

پاول و لیندزی در کتاب تشخیص و درمان اختلال‌های روانی بزرگسالان (ترجمه نیکخو وآوادیس یانس، 1379) عوامل شکل‌گیری این کژکاری‌ها را 1- نداشتن اطلاعات مناسب درباره کارکرد‌های جنسی 2- نگرش‌ها و باورهای سخت‌‌گیرانه مذهبی و اخلاقی 3- اضطراب 4- مشاهده‌گری یعنی گرایش شخص به مشاهده خود در طی فعالیت جنسی 5- مشکلات ارتباطی با همسر و 6- مشکلات جسمانی می‌دانند. با این توضیح، مردی که با مقاومت زن خود برای نزدیکی جنسی روبه‌رو می‌شوند، اگر از شخصیت سالم و خرد و درک بالایی برخوردار باشد تلاش می‌کند به جای به کارگیری تهدید و زور که همان تجاوز زناشویی است از مشاوره علمی و منظم یک درمانگر بالینی که در این زمینه تخصص و تجربه دارد، بهره جوید و سلامت و آرامش را به خود و همسرش بازگرداند.

آیا بحث تمکین خاص در اسلام که می‌گوید بر زن واجب است همه موانع زمانی، مکانی و… را که مانع بهره‌مندی شوهرش از رفع نیاز جنسی او می‌شود برطرف کند و در برابر تقاضای همسر نایستد، تناقضی با بحث تجاوز زناشویی ندارد؟

منبع : سپیده داناییزناشویی,تجاوز زناشویی،گفت: چرا خواهش کردم با هم در جلسه‌های مشاوره شرکت کنیم اما فریاد زد: من این روان‌شناسی غربی و ضد دین را قبول ندارم. از نظر فقه اسلامی زن باید در رابطه زناشویی و جنسی تمکین کند، اگر نکند ناشزه است و طبق دستور صریح قرآن مرد می‌تواند او را کتک بزند و وادار به نزدیکی کند. زن آهی کشید و سپس ادامه داد: آقای دکتر خودمانیم ما با این احکام دینی یا برداشت‌های نادرست مذهبی، خیلی از کاروان پیشرفت و تمدن دور افتاده‌ایم و هنوز در قرون وسطی به سر می‌بریم. دوستم که مشاور حقوقی است می‌گوید از نظر قوانین کشورهای پیشرفته، کار همسر من «تجاوز زناشویی» نام دارد و در آمریکا و اروپا جرم به حساب می‌آید مثل تجاوز غریبه‌ای زورگو به زنی تنها و بی‌پناه. بعد هق‌هق زنان گفت: من هم تنها و بی‌پناه هستم.

تجاوز زناشویی,انواع تجاوز,تجاوز بیگانه

تجاوز و انواع آن

ژانت شیبلی هاید در کتاب «روان‌شناسی زن» (1996 ترجمه اکرم خمسه 1383) تجاوز را این‌گونه تعریف می‌کند: دخول دهانی، مقعدی، مهبلی بدون رضایت که با زور صورت می‌گیرد و یا از طریق تهدید به آسیب‌رساندن جسمانی اعمال می‌شود و یا هنگامی انجام می‌گیرد که قربانی قادر به بیان موافقت خود نباشد (ص 412) قربانی قادر به بیان رضایت خود نیست، شاید به این دلیل که مست و ناهشیار است و یا نوعی دارو را به میزان زیاد مصرف کرده است.(ص 413)

در کتاب‌های روان‌شناسی از سه نوع تجاوز یاد کرده‌اند:

تجاوز بیگانه، تجاوز در قرار عاشقانه و تجاوز زناشویی.

تجاوز بیگانه همان مفهوم رایج تجاوز یا تجاوز به عنف است که مردی ناآشنا زنی بی‌پناه و درمانده را می‌رباید یا در مکانی خلوت گیر می‌اندازد و او را مورد آزار و اذیت جنسی قرار می‌دهد.

تجاوز آشنا یا تجاوز در قرار عاشقانه (Date Rape): اگر پسری جوان، اعتماد دوست دختر خود را جلب کند و او را به قرار خلوتی به ظاهر عاشقانه بکشد و در آنجا با وعده ازدواج، تهدید به جدایی، خوراندن مشروب الکلی و دارو و یا به کار بردن زور و خشونت، مجبور به نزدیکی جنسی کند، تجاوز آشنا صورت گرفته است.

تجاوز زناشویی (Marital Rape): در این نوع تجاوز، شوهر قدرت و زور خود را به کار می‌گیرد تا با همسرش که راضی به رابطه جنسی نیست، نزدیکی کند.

سیر تاریخی

موضوع تجاوز زناشویی اولین بار در سال 1975، پس از شکایت خانم «گرتا رایداوت» از همسرش، به خاطر عملی که آن را تجاوز در بستر زناشویی می‌نامید، مطرح شد. پیش از آن مسیحیان، طبق تعالیم سنت پل پذیرفته بودند که زن باید خود را به شوهرش عرضه کند و در برابر تقاضای جنسی او مقاومتی نشان ندهد و آموزه لرد ماتیوهال (قرن 17) را باور داشتند که «شوهر نمی‌تواند به خاطر وادار کردن همسر قانونی خود به برقراری رابطه جنسی مقصر شناخته شود زیرا زن و مرد با عقد رسمی زناشویی بر این امر یعنی مقاربت جنسی توافق کرده‌اند.»

همان سال ایالت داکوتای جنوبی در آمریکا اولین قانون علیه تجاوز زناشویی را تصویب کرد و تا سال 1993 تمام 50 ایالت به طور رسمی آن را مصوب کردند. در دسامبر 1993 کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای خشونت علیه زنان را منع کرد و تجاوز زناشویی را جزو خشونت به حقوق بشر به حساب آورد. در 1997 یونیسف گزارش داد که 17 کشور تجاوز زناشویی را جرم شناخته‌اند. در سال 2003، UINIFM اعلام کرد که 50 کشور جرم بودن این عمل را پذیرفته‌اند. سرانجام در سال 2006 دبیر کل سازمان ملل متحد خبر داد که تجاوز زناشویی در 104 کشور جهان تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد.

پیامدهای زیانبار

بررسی‌های علمی نشان داده است که زنانی که همسرانشان آنها را به زور وادار به رابطه جنسی می‌کنند دچار آسیب‌های هیجانی، جسمانی و رفتاری زیر می‌شوند:

هیجانی: افسردگی، ترس، اضطراب، کاهش اعتماد به نفس، احساس گناه، خشم، سرکشی و سرزنش خود.

جسمانی: سردرد، تنش عضلانی، به هم خوردن معده (تهوع)، دردهای ناحیه تناسلی، زخم‌های گوناگون بدنی و بارداری ناخواسته.

رفتاری: پرخاشگری، اقدام به خودکشی، سوءمصرف مواد، گوشه‌گیری، اختلال خوردن، بی‌خوابی یا پرخوابی.

زمینه‌های خطرساز

زمینه‌ها و عواملی که باعث می‌‌شوند بعضی مردان زنان خود را به زور به تماس جنسی بکشانند کدامند؟ مطالعه اکتشافی راشنا هازر در سال 2002 نشان داد که در پیشینه شخصیتی روانی مردان تجاوزگر نقش عوامل زیر نمایان‌تر بوده است.

خشم: یکی از اجزاء درونی هر نوع خشونت، خشم است. افرادی که نمی‌توانند احساس ناامنی و ترس خود را با روش‌های درست و هوشیارانه ابراز کنند، به راه‌های ویرانگر روی می‌آورند. پرخاشگری کلامی و برخوردهای فیزیکی جلوه‌های اصلی ویرانگری‌های رفتاری است.

افسردگی: کوچران و رابینو (2000) گزارش دادند در مردانی که به انواع خشونت‌های خانگی می‌پردازند بیش از مردان گروه گواه، نشانه‌های افسردگی و احساس بی‌کفایتی دیده شده است.

حسادت عاشقانه: پژوهشگران بین حسادت عاشقانه یا غیرت منفی مردان با زورگویی و خشونت آنها علیه زنانشان از جمله تجاوز زناشویی، ارتباطی معنادار و قوی پیدا کرده‌اند. (داتن و ونگینکل 1995)

سلطه‌گری: سلطه‌گری یعنی نپذیرفتن رابطه‌ای برابر بین دو فرد. مرد سلطه‌گری که می‌خواهد پیوند او با همسرش حالت ارباب- بنده را داشته باشد به جای تفاهم و گفت‌وگوی منطقی از قدرت و گفتمان «حق من بر تو» استفاده می‌کند و در نزدیک‌ترین، عاشقانه‌ترین و لذت‌بخش‌ترین تماس‌های خود، یعنی تماس جنس مقدس و مشروع، مانند برده‌داران دوران بربریت، جسم ناتوان همسرش را می‌آزارد و به جان و احساس لطیف او آسیب می‌رساند.

چرا زنان مقاومت می‌کنند؟

زنانی که نمی‌گذارند مردانشان با آنها نزدیکی کنند، دچار کژکاری جنسی هستند. متن تجدیدنظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM-IV-TR) کژکاری‌های جنسی را اختلالات یا آشفتگی‌هایی در میل جنسی، برانگیختگی یا اوج لذت جنسی (ارگاسم) می‌داند. کژکاری‌ها معمولاً گروهی از مشکلات در حوزه مسائل جنسی (بهنجار) هستند که از انحراف‌ها یا نابهنجاری‌های جنسی متفاوتند. DSM-IV-TR، کژکاری‌های جنسی زنان را به شش گروه تقسیم کرده است:

تجاوز زناشویی,انواع تجاوز,تجاوز بیگانه

1- علاقه یا میل جنسی اندک 2- فقدان پاسخدهی 3- فقدان اوج لذت جنسی 4- واژینیسم 5- مقاربت دردناک 6- بیزاری جنسی. علاقه یا میل جنسی اندک معمولاً فقط در بافت یک رابطه جنسی به عنوان مشکل نمود پیدا می‌کند. فقدان پاسخ‌دهی، دشواری در انگیختگی جنسی است، در این مورد برانگیختگی فیزیولوژیایی معمولی، که به وسیله لزج شدن و انبساط مجرای مهبلی مشخص می‌شود دچار اشکال می‌شود. فقدان اوج لذت جنسی یعنی ناتوانی در رسیدن به اوج لذت جنسی که یک مشکل بالینی شایع است. واژینیسم یعنی انقباض غیرارادی ماهیچه‌های مهبل به طوری که دخول تقریباً ناممکن می‌شود. به طور معمول انقباض ماهیچه‌های مهبل، به هنگام پیش‌بینی یا انتظار آمیزش جنسی یا در زمان اقدام به دخول روی می‌دهد. در ازدواج‌های به وصال نرسیده این حالت بسیار دیده می‌شود. مقاربت دردناک بیشتر با مشکلات دیگر، از جمله مشکلات جسمانی رابطه دارد. بیزاری جنسی یعنی دوست نداشتن همه جنبه‌های رابطه جنسی یا جنبه‌های ویژه‌ای از آن.

پاول و لیندزی در کتاب تشخیص و درمان اختلال‌های روانی بزرگسالان (ترجمه نیکخو وآوادیس یانس، 1379) عوامل شکل‌گیری این کژکاری‌ها را 1- نداشتن اطلاعات مناسب درباره کارکرد‌های جنسی 2- نگرش‌ها و باورهای سخت‌‌گیرانه مذهبی و اخلاقی 3- اضطراب 4- مشاهده‌گری یعنی گرایش شخص به مشاهده خود در طی فعالیت جنسی 5- مشکلات ارتباطی با همسر و 6- مشکلات جسمانی می‌دانند. با این توضیح، مردی که با مقاومت زن خود برای نزدیکی جنسی روبه‌رو می‌شوند، اگر از شخصیت سالم و خرد و درک بالایی برخوردار باشد تلاش می‌کند به جای به کارگیری تهدید و زور که همان تجاوز زناشویی است از مشاوره علمی و منظم یک درمانگر بالینی که در این زمینه تخصص و تجربه دارد، بهره جوید و سلامت و آرامش را به خود و همسرش بازگرداند.

آیا بحث تمکین خاص در اسلام که می‌گوید بر زن واجب است همه موانع زمانی، مکانی و… را که مانع بهره‌مندی شوهرش از رفع نیاز جنسی او می‌شود برطرف کند و در برابر تقاضای همسر نایستد، تناقضی با بحث تجاوز زناشویی ندارد؟

منبع : سپیده داناییزناشویی,تجاوز زناشویی،گفت: چرا خواهش کردم با هم در جلسه‌های مشاوره شرکت کنیم اما فریاد زد: من این روان‌شناسی غربی و ضد دین را قبول ندارم. از نظر فقه اسلامی زن باید در رابطه زناشویی و جنسی تمکین کند، اگر نکند ناشزه است و طبق دستور صریح قرآن مرد می‌تواند او را کتک بزند و وادار به نزدیکی کند. زن آهی کشید و سپس ادامه داد: آقای دکتر خودمانیم ما با این احکام دینی یا برداشت‌های نادرست مذهبی، خیلی از کاروان پیشرفت و تمدن دور افتاده‌ایم و هنوز در قرون وسطی به سر می‌بریم. دوستم که مشاور حقوقی است می‌گوید از نظر قوانین کشورهای پیشرفته، کار همسر من «تجاوز زناشویی» نام دارد و در آمریکا و اروپا جرم به حساب می‌آید مثل تجاوز غریبه‌ای زورگو به زنی تنها و بی‌پناه. بعد هق‌هق زنان گفت: من هم تنها و بی‌پناه هستم.

تجاوز زناشویی,انواع تجاوز,تجاوز بیگانه

تجاوز و انواع آن

ژانت شیبلی هاید در کتاب «روان‌شناسی زن» (1996 ترجمه اکرم خمسه 1383) تجاوز را این‌گونه تعریف می‌کند: دخول دهانی، مقعدی، مهبلی بدون رضایت که با زور صورت می‌گیرد و یا از طریق تهدید به آسیب‌رساندن جسمانی اعمال می‌شود و یا هنگامی انجام می‌گیرد که قربانی قادر به بیان موافقت خود نباشد (ص 412) قربانی قادر به بیان رضایت خود نیست، شاید به این دلیل که مست و ناهشیار است و یا نوعی دارو را به میزان زیاد مصرف کرده است.(ص 413)

در کتاب‌های روان‌شناسی از سه نوع تجاوز یاد کرده‌اند:

تجاوز بیگانه، تجاوز در قرار عاشقانه و تجاوز زناشویی.

تجاوز بیگانه همان مفهوم رایج تجاوز یا تجاوز به عنف است که مردی ناآشنا زنی بی‌پناه و درمانده را می‌رباید یا در مکانی خلوت گیر می‌اندازد و او را مورد آزار و اذیت جنسی قرار می‌دهد.

تجاوز آشنا یا تجاوز در قرار عاشقانه (Date Rape): اگر پسری جوان، اعتماد دوست دختر خود را جلب کند و او را به قرار خلوتی به ظاهر عاشقانه بکشد و در آنجا با وعده ازدواج، تهدید به جدایی، خوراندن مشروب الکلی و دارو و یا به کار بردن زور و خشونت، مجبور به نزدیکی جنسی کند، تجاوز آشنا صورت گرفته است.

تجاوز زناشویی (Marital Rape): در این نوع تجاوز، شوهر قدرت و زور خود را به کار می‌گیرد تا با همسرش که راضی به رابطه جنسی نیست، نزدیکی کند.

سیر تاریخی

موضوع تجاوز زناشویی اولین بار در سال 1975، پس از شکایت خانم «گرتا رایداوت» از همسرش، به خاطر عملی که آن را تجاوز در بستر زناشویی می‌نامید، مطرح شد. پیش از آن مسیحیان، طبق تعالیم سنت پل پذیرفته بودند که زن باید خود را به شوهرش عرضه کند و در برابر تقاضای جنسی او مقاومتی نشان ندهد و آموزه لرد ماتیوهال (قرن 17) را باور داشتند که «شوهر نمی‌تواند به خاطر وادار کردن همسر قانونی خود به برقراری رابطه جنسی مقصر شناخته شود زیرا زن و مرد با عقد رسمی زناشویی بر این امر یعنی مقاربت جنسی توافق کرده‌اند.»

همان سال ایالت داکوتای جنوبی در آمریکا اولین قانون علیه تجاوز زناشویی را تصویب کرد و تا سال 1993 تمام 50 ایالت به طور رسمی آن را مصوب کردند. در دسامبر 1993 کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای خشونت علیه زنان را منع کرد و تجاوز زناشویی را جزو خشونت به حقوق بشر به حساب آورد. در 1997 یونیسف گزارش داد که 17 کشور تجاوز زناشویی را جرم شناخته‌اند. در سال 2003، UINIFM اعلام کرد که 50 کشور جرم بودن این عمل را پذیرفته‌اند. سرانجام در سال 2006 دبیر کل سازمان ملل متحد خبر داد که تجاوز زناشویی در 104 کشور جهان تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد.

پیامدهای زیانبار

بررسی‌های علمی نشان داده است که زنانی که همسرانشان آنها را به زور وادار به رابطه جنسی می‌کنند دچار آسیب‌های هیجانی، جسمانی و رفتاری زیر می‌شوند:

هیجانی: افسردگی، ترس، اضطراب، کاهش اعتماد به نفس، احساس گناه، خشم، سرکشی و سرزنش خود.

جسمانی: سردرد، تنش عضلانی، به هم خوردن معده (تهوع)، دردهای ناحیه تناسلی، زخم‌های گوناگون بدنی و بارداری ناخواسته.

رفتاری: پرخاشگری، اقدام به خودکشی، سوءمصرف مواد، گوشه‌گیری، اختلال خوردن، بی‌خوابی یا پرخوابی.

زمینه‌های خطرساز

زمینه‌ها و عواملی که باعث می‌‌شوند بعضی مردان زنان خود را به زور به تماس جنسی بکشانند کدامند؟ مطالعه اکتشافی راشنا هازر در سال 2002 نشان داد که در پیشینه شخصیتی روانی مردان تجاوزگر نقش عوامل زیر نمایان‌تر بوده است.

خشم: یکی از اجزاء درونی هر نوع خشونت، خشم است. افرادی که نمی‌توانند احساس ناامنی و ترس خود را با روش‌های درست و هوشیارانه ابراز کنند، به راه‌های ویرانگر روی می‌آورند. پرخاشگری کلامی و برخوردهای فیزیکی جلوه‌های اصلی ویرانگری‌های رفتاری است.

افسردگی: کوچران و رابینو (2000) گزارش دادند در مردانی که به انواع خشونت‌های خانگی می‌پردازند بیش از مردان گروه گواه، نشانه‌های افسردگی و احساس بی‌کفایتی دیده شده است.

حسادت عاشقانه: پژوهشگران بین حسادت عاشقانه یا غیرت منفی مردان با زورگویی و خشونت آنها علیه زنانشان از جمله تجاوز زناشویی، ارتباطی معنادار و قوی پیدا کرده‌اند. (داتن و ونگینکل 1995)

سلطه‌گری: سلطه‌گری یعنی نپذیرفتن رابطه‌ای برابر بین دو فرد. مرد سلطه‌گری که می‌خواهد پیوند او با همسرش حالت ارباب- بنده را داشته باشد به جای تفاهم و گفت‌وگوی منطقی از قدرت و گفتمان «حق من بر تو» استفاده می‌کند و در نزدیک‌ترین، عاشقانه‌ترین و لذت‌بخش‌ترین تماس‌های خود، یعنی تماس جنس مقدس و مشروع، مانند برده‌داران دوران بربریت، جسم ناتوان همسرش را می‌آزارد و به جان و احساس لطیف او آسیب می‌رساند.

چرا زنان مقاومت می‌کنند؟

زنانی که نمی‌گذارند مردانشان با آنها نزدیکی کنند، دچار کژکاری جنسی هستند. متن تجدیدنظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM-IV-TR) کژکاری‌های جنسی را اختلالات یا آشفتگی‌هایی در میل جنسی، برانگیختگی یا اوج لذت جنسی (ارگاسم) می‌داند. کژکاری‌ها معمولاً گروهی از مشکلات در حوزه مسائل جنسی (بهنجار) هستند که از انحراف‌ها یا نابهنجاری‌های جنسی متفاوتند. DSM-IV-TR، کژکاری‌های جنسی زنان را به شش گروه تقسیم کرده است:

تجاوز زناشویی,انواع تجاوز,تجاوز بیگانه

1- علاقه یا میل جنسی اندک 2- فقدان پاسخدهی 3- فقدان اوج لذت جنسی 4- واژینیسم 5- مقاربت دردناک 6- بیزاری جنسی. علاقه یا میل جنسی اندک معمولاً فقط در بافت یک رابطه جنسی به عنوان مشکل نمود پیدا می‌کند. فقدان پاسخ‌دهی، دشواری در انگیختگی جنسی است، در این مورد برانگیختگی فیزیولوژیایی معمولی، که به وسیله لزج شدن و انبساط مجرای مهبلی مشخص می‌شود دچار اشکال می‌شود. فقدان اوج لذت جنسی یعنی ناتوانی در رسیدن به اوج لذت جنسی که یک مشکل بالینی شایع است. واژینیسم یعنی انقباض غیرارادی ماهیچه‌های مهبل به طوری که دخول تقریباً ناممکن می‌شود. به طور معمول انقباض ماهیچه‌های مهبل، به هنگام پیش‌بینی یا انتظار آمیزش جنسی یا در زمان اقدام به دخول روی می‌دهد. در ازدواج‌های به وصال نرسیده این حالت بسیار دیده می‌شود. مقاربت دردناک بیشتر با مشکلات دیگر، از جمله مشکلات جسمانی رابطه دارد. بیزاری جنسی یعنی دوست نداشتن همه جنبه‌های رابطه جنسی یا جنبه‌های ویژه‌ای از آن.

پاول و لیندزی در کتاب تشخیص و درمان اختلال‌های روانی بزرگسالان (ترجمه نیکخو وآوادیس یانس، 1379) عوامل شکل‌گیری این کژکاری‌ها را 1- نداشتن اطلاعات مناسب درباره کارکرد‌های جنسی 2- نگرش‌ها و باورهای سخت‌‌گیرانه مذهبی و اخلاقی 3- اضطراب 4- مشاهده‌گری یعنی گرایش شخص به مشاهده خود در طی فعالیت جنسی 5- مشکلات ارتباطی با همسر و 6- مشکلات جسمانی می‌دانند. با این توضیح، مردی که با مقاومت زن خود برای نزدیکی جنسی روبه‌رو می‌شوند، اگر از شخصیت سالم و خرد و درک بالایی برخوردار باشد تلاش می‌کند به جای به کارگیری تهدید و زور که همان تجاوز زناشویی است از مشاوره علمی و منظم یک درمانگر بالینی که در این زمینه تخصص و تجربه دارد، بهره جوید و سلامت و آرامش را به خود و همسرش بازگرداند.

آیا بحث تمکین خاص در اسلام که می‌گوید بر زن واجب است همه موانع زمانی، مکانی و… را که مانع بهره‌مندی شوهرش از رفع نیاز جنسی او می‌شود برطرف کند و در برابر تقاضای همسر نایستد، تناقضی با بحث تجاوز زناشویی ندارد؟

منبع : سپیده داناییزناشویی,تجاوز زناشویی،گفت: چرا خواهش کردم با هم در جلسه‌های مشاوره شرکت کنیم اما فریاد زد: من این روان‌شناسی غربی و ضد دین را قبول ندارم. از نظر فقه اسلامی زن باید در رابطه زناشویی و جنسی تمکین کند، اگر نکند ناشزه است و طبق دستور صریح قرآن مرد می‌تواند او را کتک بزند و وادار به نزدیکی کند. زن آهی کشید و سپس ادامه داد: آقای دکتر خودمانیم ما با این احکام دینی یا برداشت‌های نادرست مذهبی، خیلی از کاروان پیشرفت و تمدن دور افتاده‌ایم و هنوز در قرون وسطی به سر می‌بریم. دوستم که مشاور حقوقی است می‌گوید از نظر قوانین کشورهای پیشرفته، کار همسر من «تجاوز زناشویی» نام دارد و در آمریکا و اروپا جرم به حساب می‌آید مثل تجاوز غریبه‌ای زورگو به زنی تنها و بی‌پناه. بعد هق‌هق زنان گفت: من هم تنها و بی‌پناه هستم.

تجاوز زناشویی,انواع تجاوز,تجاوز بیگانه

تجاوز و انواع آن

ژانت شیبلی هاید در کتاب «روان‌شناسی زن» (1996 ترجمه اکرم خمسه 1383) تجاوز را این‌گونه تعریف می‌کند: دخول دهانی، مقعدی، مهبلی بدون رضایت که با زور صورت می‌گیرد و یا از طریق تهدید به آسیب‌رساندن جسمانی اعمال می‌شود و یا هنگامی انجام می‌گیرد که قربانی قادر به بیان موافقت خود نباشد (ص 412) قربانی قادر به بیان رضایت خود نیست، شاید به این دلیل که مست و ناهشیار است و یا نوعی دارو را به میزان زیاد مصرف کرده است.(ص 413)

در کتاب‌های روان‌شناسی از سه نوع تجاوز یاد کرده‌اند:

تجاوز بیگانه، تجاوز در قرار عاشقانه و تجاوز زناشویی.

تجاوز بیگانه همان مفهوم رایج تجاوز یا تجاوز به عنف است که مردی ناآشنا زنی بی‌پناه و درمانده را می‌رباید یا در مکانی خلوت گیر می‌اندازد و او را مورد آزار و اذیت جنسی قرار می‌دهد.

تجاوز آشنا یا تجاوز در قرار عاشقانه (Date Rape): اگر پسری جوان، اعتماد دوست دختر خود را جلب کند و او را به قرار خلوتی به ظاهر عاشقانه بکشد و در آنجا با وعده ازدواج، تهدید به جدایی، خوراندن مشروب الکلی و دارو و یا به کار بردن زور و خشونت، مجبور به نزدیکی جنسی کند، تجاوز آشنا صورت گرفته است.

تجاوز زناشویی (Marital Rape): در این نوع تجاوز، شوهر قدرت و زور خود را به کار می‌گیرد تا با همسرش که راضی به رابطه جنسی نیست، نزدیکی کند.

سیر تاریخی

موضوع تجاوز زناشویی اولین بار در سال 1975، پس از شکایت خانم «گرتا رایداوت» از همسرش، به خاطر عملی که آن را تجاوز در بستر زناشویی می‌نامید، مطرح شد. پیش از آن مسیحیان، طبق تعالیم سنت پل پذیرفته بودند که زن باید خود را به شوهرش عرضه کند و در برابر تقاضای جنسی او مقاومتی نشان ندهد و آموزه لرد ماتیوهال (قرن 17) را باور داشتند که «شوهر نمی‌تواند به خاطر وادار کردن همسر قانونی خود به برقراری رابطه جنسی مقصر شناخته شود زیرا زن و مرد با عقد رسمی زناشویی بر این امر یعنی مقاربت جنسی توافق کرده‌اند.»

همان سال ایالت داکوتای جنوبی در آمریکا اولین قانون علیه تجاوز زناشویی را تصویب کرد و تا سال 1993 تمام 50 ایالت به طور رسمی آن را مصوب کردند. در دسامبر 1993 کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای خشونت علیه زنان را منع کرد و تجاوز زناشویی را جزو خشونت به حقوق بشر به حساب آورد. در 1997 یونیسف گزارش داد که 17 کشور تجاوز زناشویی را جرم شناخته‌اند. در سال 2003، UINIFM اعلام کرد که 50 کشور جرم بودن این عمل را پذیرفته‌اند. سرانجام در سال 2006 دبیر کل سازمان ملل متحد خبر داد که تجاوز زناشویی در 104 کشور جهان تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد.

پیامدهای زیانبار

بررسی‌های علمی نشان داده است که زنانی که همسرانشان آنها را به زور وادار به رابطه جنسی می‌کنند دچار آسیب‌های هیجانی، جسمانی و رفتاری زیر می‌شوند:

هیجانی: افسردگی، ترس، اضطراب، کاهش اعتماد به نفس، احساس گناه، خشم، سرکشی و سرزنش خود.

جسمانی: سردرد، تنش عضلانی، به هم خوردن معده (تهوع)، دردهای ناحیه تناسلی، زخم‌های گوناگون بدنی و بارداری ناخواسته.

رفتاری: پرخاشگری، اقدام به خودکشی، سوءمصرف مواد، گوشه‌گیری، اختلال خوردن، بی‌خوابی یا پرخوابی.

زمینه‌های خطرساز

زمینه‌ها و عواملی که باعث می‌‌شوند بعضی مردان زنان خود را به زور به تماس جنسی بکشانند کدامند؟ مطالعه اکتشافی راشنا هازر در سال 2002 نشان داد که در پیشینه شخصیتی روانی مردان تجاوزگر نقش عوامل زیر نمایان‌تر بوده است.

خشم: یکی از اجزاء درونی هر نوع خشونت، خشم است. افرادی که نمی‌توانند احساس ناامنی و ترس خود را با روش‌های درست و هوشیارانه ابراز کنند، به راه‌های ویرانگر روی می‌آورند. پرخاشگری کلامی و برخوردهای فیزیکی جلوه‌های اصلی ویرانگری‌های رفتاری است.

افسردگی: کوچران و رابینو (2000) گزارش دادند در مردانی که به انواع خشونت‌های خانگی می‌پردازند بیش از مردان گروه گواه، نشانه‌های افسردگی و احساس بی‌کفایتی دیده شده است.

حسادت عاشقانه: پژوهشگران بین حسادت عاشقانه یا غیرت منفی مردان با زورگویی و خشونت آنها علیه زنانشان از جمله تجاوز زناشویی، ارتباطی معنادار و قوی پیدا کرده‌اند. (داتن و ونگینکل 1995)

سلطه‌گری: سلطه‌گری یعنی نپذیرفتن رابطه‌ای برابر بین دو فرد. مرد سلطه‌گری که می‌خواهد پیوند او با همسرش حالت ارباب- بنده را داشته باشد به جای تفاهم و گفت‌وگوی منطقی از قدرت و گفتمان «حق من بر تو» استفاده می‌کند و در نزدیک‌ترین، عاشقانه‌ترین و لذت‌بخش‌ترین تماس‌های خود، یعنی تماس جنس مقدس و مشروع، مانند برده‌داران دوران بربریت، جسم ناتوان همسرش را می‌آزارد و به جان و احساس لطیف او آسیب می‌رساند.

چرا زنان مقاومت می‌کنند؟

زنانی که نمی‌گذارند مردانشان با آنها نزدیکی کنند، دچار کژکاری جنسی هستند. متن تجدیدنظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM-IV-TR) کژکاری‌های جنسی را اختلالات یا آشفتگی‌هایی در میل جنسی، برانگیختگی یا اوج لذت جنسی (ارگاسم) می‌داند. کژکاری‌ها معمولاً گروهی از مشکلات در حوزه مسائل جنسی (بهنجار) هستند که از انحراف‌ها یا نابهنجاری‌های جنسی متفاوتند. DSM-IV-TR، کژکاری‌های جنسی زنان را به شش گروه تقسیم کرده است:

تجاوز زناشویی,انواع تجاوز,تجاوز بیگانه

1- علاقه یا میل جنسی اندک 2- فقدان پاسخدهی 3- فقدان اوج لذت جنسی 4- واژینیسم 5- مقاربت دردناک 6- بیزاری جنسی. علاقه یا میل جنسی اندک معمولاً فقط در بافت یک رابطه جنسی به عنوان مشکل نمود پیدا می‌کند. فقدان پاسخ‌دهی، دشواری در انگیختگی جنسی است، در این مورد برانگیختگی فیزیولوژیایی معمولی، که به وسیله لزج شدن و انبساط مجرای مهبلی مشخص می‌شود دچار اشکال می‌شود. فقدان اوج لذت جنسی یعنی ناتوانی در رسیدن به اوج لذت جنسی که یک مشکل بالینی شایع است. واژینیسم یعنی انقباض غیرارادی ماهیچه‌های مهبل به طوری که دخول تقریباً ناممکن می‌شود. به طور معمول انقباض ماهیچه‌های مهبل، به هنگام پیش‌بینی یا انتظار آمیزش جنسی یا در زمان اقدام به دخول روی می‌دهد. در ازدواج‌های به وصال نرسیده این حالت بسیار دیده می‌شود. مقاربت دردناک بیشتر با مشکلات دیگر، از جمله مشکلات جسمانی رابطه دارد. بیزاری جنسی یعنی دوست نداشتن همه جنبه‌های رابطه جنسی یا جنبه‌های ویژه‌ای از آن.

پاول و لیندزی در کتاب تشخیص و درمان اختلال‌های روانی بزرگسالان (ترجمه نیکخو وآوادیس یانس، 1379) عوامل شکل‌گیری این کژکاری‌ها را 1- نداشتن اطلاعات مناسب درباره کارکرد‌های جنسی 2- نگرش‌ها و باورهای سخت‌‌گیرانه مذهبی و اخلاقی 3- اضطراب 4- مشاهده‌گری یعنی گرایش شخص به مشاهده خود در طی فعالیت جنسی 5- مشکلات ارتباطی با همسر و 6- مشکلات جسمانی می‌دانند. با این توضیح، مردی که با مقاومت زن خود برای نزدیکی جنسی روبه‌رو می‌شوند، اگر از شخصیت سالم و خرد و درک بالایی برخوردار باشد تلاش می‌کند به جای به کارگیری تهدید و زور که همان تجاوز زناشویی است از مشاوره علمی و منظم یک درمانگر بالینی که در این زمینه تخصص و تجربه دارد، بهره جوید و سلامت و آرامش را به خود و همسرش بازگرداند.

آیا بحث تمکین خاص در اسلام که می‌گوید بر زن واجب است همه موانع زمانی، مکانی و… را که مانع بهره‌مندی شوهرش از رفع نیاز جنسی او می‌شود برطرف کند و در برابر تقاضای همسر نایستد، تناقضی با بحث تجاوز زناشویی ندارد؟

منبع : سپیده دانایی

گردآوری:مجله اینترنتی مفیدترینها

آيا شما همسرتان را دروغگو مي‌كنيد؟

زناشویی,روانشناسی,زن وشوهر,زندگی,خانواده ,همسر درغگو  ، شوهر درغگو  ، تاثیر دروغ در زندگی

آيا شما همسرتان را دروغگو مي‌كنيد؟

زناشویی,آيا شما همسرتان را دروغگو مي‌كنيد، ممكن است شما بارهاي اول كه دروغ مي‌گويد چندان عكس‌العمل خاصي نشان ندهيد اما بعد از مدتي، كم‌كم نسبت به او بي‌اعتماد مي‌شويد يا گاهي با او به تندي و با عصبانيت برخورد كنيد. بسياري از زنان نمي‌توانند متوجه شوند چرا همسرشان به آن‌ها دروغ مي‌گويد درحالي‌كه آن‌ها با او با صداقت و درستي تمام رفتار مي‌كنند و تمام زندگي‌شان را وقف او كرده‌اند. آن‌ها انتظار دارند كه همسرشان فرد قابل اعتماد زندگي‌شان باشد.

چند راه مختلف براي برخورد و رفتار كردن با همسري كه راست نمي‌گويد وجود دارد . اگر مي‌خواهيد او را اصلاح كنيد قبل از اينكه زندگي‌تان را تلخ كنيد اين چند مورد را درنظر بگيريد.

خانم‌هاي زيادي هستند كه وقتي همسرشان مدام به آن‌ها دروغ مي‌گويد احساس مي‌كنند كه ديگر در ذهن‌شان احترامي براي او قائل نيستند، اگر شما هم جزو همين افراد هستيد مي‌توانيد قبل از اينكه تمام احترام خود را نسبت به او از دست بدهيد با خود فكر كنيد، «به راستي چرا بعضي افراد دروغ مي‌گويند» تا بتوانيد با واقع‌بيني بيشتري او را درك كنيد. دروغگفتن معمولا از سنين كم در كودكي آغاز مي‌شود، حتي يك كودك 2 ساله نيز مي‌تواند به راحتي دروغ بگويد اما زماني كه كودك به اهميت حرف‌ها و لغات پي مي‌برد و مي‌فهمد كه بعضي از حرف‌ها مي‌توانند چه تاثير خارق‌العاده‌اي داشته باشند به‌طور آگاهانه شروع به دروغ گفتن مي‌كنند.

دروغ گفتن هميشه به اين معنا نيست كه فرد مي‌خواهد به كس ديگري آسيب برساند اما ممكن است گاهي اين نتيجه نامطلوب پيش بيايد. بعضي از افراد دروغ مي‌گويند چون مي‌خواهند خودشان را ثابت كنند درواقع دروغ گفتن براي آن‌ها نوعي رفتار دفاعي است، كودك طي مراحل رشد، متوجه مي‌شود كه دروغ مي‌تواند او را از بسياري از عصبانيت‌هاو تنبيه‌هاي پدرو مادريا اطرافيان حفظ كند.

به عبارتي دروغ راهي است كه مي‌تواند نظر مثبت اطرافيان را به‌دست بياورد وعمل ناشايست و بد خود را پنهان كند. همچنين اگر بخواهيم مثبت نگاه كنيم؛ با دروغمي‌توان دوستان را حفظ كرد يا حتي عزيزي را با هديه غيرقابل پيش‌بيني غافلگير كرد. همان‌طور كه گفتيم دروغ گفتن از سنين خيلي كم شروع مي‌شود و در همه ما وجود دارد، اينكه همه آدم‌بزرگ‌ها به نوعي دروغمي‌گويند چندان عجيب نيست و مهم است كه اين نكته را درنظر داشته باشيم بيشتر افراد وقتي دروغمي‌گويند به هيچ وجه دوست ندارند به فرد ديگري آسيبي برسانند. مثلا؛ ممكن است خيلي از ما درباره لباس دوست‌مان به دروغ بگوييم كه زيباست درحالي‌كه عقيده داريم آن لباس واقعا زشت است.

همچنين خيلي ازما در مصاحبه‌هاي شغلي نيز براي بالا بردن شانس استخدام‌مان دروغمي‌گوييم. ما به فرزندان‌مان هم دروغ مي‌گوييم به آن‌ها قول مي‌دهيم كه اگر شام‌شان را بخورند يك بستني جايزه مي‌گيرند اما سپس كاري مي‌كنيد كه كودك‌مان بستني را فراموش كند چون براي به مغازه رفتن خيلي خسته هستيم.

دروغ گفتن ياد گرفتني است

چگونگي شرايط و موقعيت در سال‌هاي كودكي مي‌تواند روي رفتار ما در كل زندگي تاثير بگذارد. ما تمايل داريم تا حدي همانند ديگران رفتار كنيم و وقتي در خانواده‌اي دروغ پذيرفته شده‌باشد و حتي در بعضي موارد، پنهان كردن واقعيت با تشويق همراه شود، كودكان آن خانواده ياد مي‌گيرند كه دروغ خيلي هم كار بدي نيست يا حتي مي‌تواند عملي پذيرفته شده باشد.

حتي ممكن است بعضي‌ها در طول زندگي اين تجربه را به‌دست بياورند كه دروغ راهي براي بقا و صيانت از نفس است. مثلا گاهي بعضي از افراد براي پيدا كردن شغل يا حفظ آن مجبور مي‌شوند حقيقت را به‌گونه‌اي مبهم يا آميخته با دروغبيان كنند و تا جايي كه مي‌توانند با لغات بازي كنند. بسيار از افراد مجبورند براي بالا بردن حقوق‌شان‌ پنهان‌كاري كنند و تا حد زيادي از لغات نادرست يا مبهم استفاده كنند.

اگر بخواهيم واقع‌بين باشيم دنياي ما خيلي هم زيبا نيست و دروغ در واقع تبديل شده ‌است به جزئي از كار و زندگي و گذشته ما. هرچند اين رفتار در نظر اكثر افراد اصلا خوشايند و قبول‌شده نيست اما در زندگي تعدادي از زن و شوهرها وجود دارد. اگر چه ناپسنداست اما هستند همسراني كه نه تنها در موضوعات مهم به هم دروغ مي‌گويند، حتي در موضوعات كوچك و بي‌اهميت نيز حقيقت را نمي‌گويند مثلا درباره مكاني كه هستند يا عقيده‌اي كه دارند دروغ مي‌گويند. همه ما در زندگي خود حد و حدودهايي داريم و خودمان هستيم كه بسياري از مسائل زندگي‌مان را تعيين مي‌كنيم.

شايد 2 طرف مقصر هستند

وابسته به ماست كه مشخص كنيم در زندگي‌مان دروغ گفتن تا چه حد مجاز است و تا كجا نيست. مثلا يكي از حالت‌ها و اتفاق‌هايي كه شايد در زندگي خيلي از زن و شوهرها پيش بيايد اين است كه مثلا شوهر مي‌گويد تا يك ساعت ديگر خانه است ولي اين يك ساعت كجا و خانه رسيدن او كجا! در اين مواقع اگرچه همسر شما خودش متوجه مي‌شود كه زمان خانه ‌آمدن خود را خيلي درست نگفته اما از طرف ديگر او دوست دارد در همان زماني كه به شما گفته‌است به خانه برسد اما تلاش او براي عمل كردن به حرفش چندان كافي نيست و در نتيجه حرف و عمل او 2 تا مي‌شود.

در اين حالت شما مي‌توانيد به اين موضوع از 2 زاويه نگاه كنيد و از يك نظر مي‌توانيد فكر كنيد كه همسر شما توانايي چنداني در برنامه‌ريزي ندارد و نمي‌تواند كارهاي خود را به درستي تنظيم كند و از نظر ديگر مي‌توانيد اين طور به موضوع نگاه كنيد كه همسرتان فردي دروغگو است كه بيش از حد سرش به كار گرم است. شما كدام را بيشتر مي‌پسنديد ؟ به‌نظرتان كدام برخورد مناسب‌تر است؟ اين امر بسيار مهم است كه بدانيد در به‌وجود آمدن رفتاري چون دروغ در يك زندگي زناشويي ممكن است 2 طرف مقصر باشند.

بعضي‌دروغ ها را مي‌شود زير سبيلي رد كرد

اگر همسر شما تا به حال بيش از چندبار به شما گفته ‌باشد براي ورزش به باشگاه مي‌رود ولي در واقع به جاي رفتن به باشگاه به خانه يكي از دوستانش برود، اين امر ممكن است شما را كمي ناراحت كند اما احتمالا مشكل خيلي بزرگي در زندگي ايجاد نمي‌كند. زن و شوهرها بايد قبول كنند گاهي دروغ گفتن يك نفر و انعطاف پذيري طرف ديگر درباره آن دروغ مي‌تواند تنش كمتري در زندگي آن‌ها ايجاد كند و در نتيجه خانه آن‌ها آرامش بيشتري داشته ‌باشد. البته گاهي نيز اين دروغ‌ها مي‌تواند آنقدر بزرگ باشد كه يكي از طرفين طاقت تحمل آن‌ها را از دست بدهد. در بعضي موارد دروغ گفتن مي‌تواند تبديل به يك مشكل كاملا پيچيده شود و طرفين را كاملا درگيرخود كند، بعضي از افراد وقتي دروغ مي‌شنوند احساس مي‌كنند ديگر نمي‌توانند با آن دروغ كنار بيايند و اعتماد آن‌ها كاملا از بين مي‌رود. اگر شما نيز جزو چنين افرادي هستيد بايد به‌دنبال يك راه‌حل براي دروغگويي باشيد. اينگونه راه‌حل‌ها به شما ياد مي‌دهند كه بهترين رفتار و ابراز احساسات در اين موارد بايد چگونه باشد.

پيش‌بيني كنيد، بعد شروع كنيد

قبل از اين كه بخواهيد درباره دروغ گويي همسرتان با او حرف بزنيد بسيار مهم است كه حسابي فكر كنيد و پاسخ‌هاي او را پيش‌بيني كنيد. اگر به جواب‌هاي احتمالي او فكر نكنيد به‌طور حتم نمي‌توانيد به درستي با او صحبت كنيد و گفت‌وگوي ثمربخشي نخواهيد داشت. اول از همه سعي كنيد، واكنش و تمام جواب‌هاي احتمالي او را با توجه به شرايط حدس بزنيد، در اين حالت وقتي با او شروع به صحبت مي‌كنيد و مثلا او در جواب شما مي‌گويد الف، شما مي‌دانيد كه در مقابل اين جواب بايد چه عكس‌العملي داشته‌باشيد يا وقتي جواب او ب يا ج يا… است شما مي‌دانيد چه رفتاري بايد نشان دهيد و بهترين تصميم چيست.

خودتان را آماده كنيد كه حقيقتي را به شما بگويد كه شما دوست نداريد بشنويد. او ممكن است چيزهايي به شما بگويد كه براي‌تان سخت است. خودتان را آماده‌سازيد كه حتي بتوانيد تصميم‌هاي سخت نيز بگيريد. اين را درنظر داشته‌باشيد كه يك همسر دروغ گو مي‌تواند چيزي به شما بگويد كه غافلگير شويد مثل اين‌كه او شغل دومي دارد كه شما نمي‌دانيد يا به خاطر انجام كاري از شما شرم دارد يا. . . در انتهاي صحبت نيز بايد كاملا تمام حدها را براي هم مشخص كنيد و به او بگوييد كه در چه جاهايي اصلا مجاز نيست كه دروغ بگويد. اگر بعضي از دليل‌هاي همسرتان شما را قانع كرد، به‌طور روشن و واضح به او بگوييد كه‌حرف‌هاي او را قبول داريد. بهتر است چند بار به او فرصت دهيد كه خود را اصلاح كند.

آيا شما همسرتان را دروغگو مي‌كنيد؟

نمي‌توان گفت كه يك شوهر دروغگو نسبت به احساسات همسرش بي‌اعتناست. در حقيقت ممكن است او به دليل بعضي از رفتارهاي همسرش تبديل به يك فرد دروغگو شده. ممكن است براي يك مرد چند‌بار پيش بيايد كه به خاطر گفتن يك جمله و كلمه يا به خاطر گفتن جايي كه رفته يا به خاطر ملاقاتي كه داشته مورد مواخذه قرار گرفته وكار به دعوا كشيده است. گاهي ممكن است وقتي مردي بعداز بيرون رفتن ـ با چند تا از دوستانش براي يك يا 2 ساعت ـ به خانه برگشته از طرف همسرش بسيارسرزنش شده است و زن گفته كه چقدر از دوستان او بدش مي‌آيد. ابراز عقيده‌اي صادقانه و ساده درباره خانواده زن يا يكي از ايرادهاي او مي‌تواند باعث دعوا و گريه و گفتن كلمات تلخ شود و چند ساعت وقت 2 طرف را بگيرد و. . . .

در همين حالت‌هاست كه دروغ گفتن براي مردان تبديل مي‌شود به راهي براي حفظ شخصيت، ايجاد آرامش و دوستي در خانواده. مرد مي‌تواند اينگونه با خود فكر كند كه من ترجيح مي‌دهم، درباره كارهايم دروغ بگويم تا آنكه بخواهم كاري را كه دوست دارم كنار بگذارم در همين حالت‌هاست كه زن مي‌تواند شوهرش را تبديل به فردي دروغگو كند.

بنابراين بهترين راه‌حل براي اينكه شوهرتان ديگر دروغ نگويد اين است كه شرايطي را در خانه فراهم كنيد كه ديگر او مجبور به دروغ گفتن نشود. اگر زن و شوهر بتوانند كمي يكديگر را آزاد بگذارند و هر كدام به ديگري اجازه دهد كه آن‌طور زندگي كند كه دوست دارد، به مرور تبديل به 2 دوست مي‌شوند و ديگر لزومي ندارد به هم دروغ بگويند. به‌طور كلي بايد گفت، هر فردي احتياج دارد تا فضايي براي نفس كشيدن داشته‌باشد و وقتي اين فضا فراهم شود، دروغ گفتن متوقف مي‌شود.

وقتي زني به شوهرش اعتماد كامل دارد و مطمئن است كه شوهر به او دروغ نمي‌گويد، مسلما رفتار ديگري خواهد داشت و در مقابل مردي هم كه احساس كند همسرش به او اطمينان و اعتماد دارد از هر كاري كه آرامش زندگي را به هم بزند، پرهيز مي‌كند.

اگر مي‌خواهيد رفتارتان را تغيير دهيد بايد بدانيد، تغيير رفتار زمان‌بر و سخت است و تاثيربخشي اين تغيير رفتارها نيز مدتي طول مي‌كشد، شما نمي‌توانيد در يك شب شوهر دروغگوي‌تان را تغيير دهيد.

منبع : bartarinha.ir

گردآوری:مجله اینترنتی مفیدترینها

فاکتورهای شخصیت شناسی افراد آرام

روانشناسی,افراد آرام,شخصیت شناسی,روانی,روانپزشکی,انسان های آرام,

فاکتورهای شخصیت شناسی افراد آرام

روانشناسی,فاکتورهای شخصیت شناسی افراد آرام،افرادی که آرام هستند وشخصیتی پر از آرامش دارند یک سری خصویات اخلاقی مشترک دارند ،می خواهیم راه و روش های آرام بودنشان را بشناسیم.

آيا دائم به فكر تلافي و انتقام از او هستيد و دلتان مي‌خواهد شما هم به‌گونه‌اي او را برنجانيد يا سعي مي‌كنيد كسي را كه شما را رنجانده ببخشيد و كينه به‌وجود آمده از او را دور بيندازيد؟ هر كدام از ما با توجه به ميزان پايبندي به اعتقادات‌مان، فرهنگ خانواده، نوع تربيت و عوامل گوناگون ديگر، روش خاصي را دراين خصوص براي خود درنظر گرفته‌ايم . البته همه ما دوست داريم بتوانيم به جاي اينكه مدت‌ها به سبب كينه‌اي كه از ديگران داريم آزار ببينيم و اذيت شويم، به قدرت بخششي دست پيدا كنيم كه بتوانيم آرامش بيشتري داشته باشيم و در دام قهر و كينه از ديگران اسير نشويم.‌ اگر تمرين كنيم و ياد بگيريم انسان بخشنده‌اي باشيم، علاوه بر اينكه مي‌توانيم با بخشش به بنده‌هاي خدا نزديك‌تر شويم، احساس خوبي هم خواهيم داشت. روزهاي پاياني سال و نزديك‌شدن به سال جديد، فرصت خوبي است كه در كنار خانه‌تكاني براي رفع كدورت‌ها هم تلاش كنيم. ‌ بخشش باعث مي‌شود افراد بيشتر رشد‌ كنند و روح بزرگ‌تر و متعالي‌تري به‌دست آورند و متعاقب اين صفت خوب و پسنديده مي‌توانند بهتر زندگي كنند.

الگوبرداري از بزرگان

نخستين كار براي افرادي كه نمي‌توانند به راحتي ديگران را ببخشند، مشاهده و يادگيري از رفتار افرادي است كه مي‌توانند ديگران را ببخشند.‌ بايد بفهمند اين افراد به چه مرحله‌اي رسيده‌اند، چكار مي‌كنند و چگونه مي‌توانند از افراد بخشنده يا زندگي بزرگان الگو بگيرند. در واقع هر فردي بايد در زندگي خود الگويي از انسان‌هاي برجسته اخلاقي داشته باشد و مشكلات و ضعف‌هاي اخلاقي خود را با كمك گرفتن از آنها از بين ببرد.

به خدا بسپاريد و رها كنيد

گاهي وقتي كسي ما را بيش از حد مي‌رنجاند و نمي‌توانيم او را ببخشيم، بهترين كار اين است كه او را به خدا بسپاريم و رهايش كنيم. اگر نتوانيم ديگران را ببخشيم، خشم ناشي از اين رنجش پيوسته همراه ماست و باعث مي‌شود نتوانيم آرامش داشته باشيم. اگر از خدا بخواهيم كه هرطور مصلحت مي‌داند با كسي كه ما را رنجانده رفتار كند، به آرامش بيشتري مي‌رسيم؛ البته براي اين كار و به‌طور كلي بخشنده بودن بايد به خدا ايمان، اطمينان، نزديكي و تقرب لازم را داشته باشيم؛ زيرا بخشش موضوعي مكانيكي نيست كه بتوان مراحل خاصي را براي آن درنظر گرفت بلكه موضوعي معنوي است كه با روح و روان شخص در ارتباط است. در اين صورت وقتي ايمان و اطمينان داشته باشيم كه خدا به بهترين وجه مشكل را حل مي‌كند، خودمان درصدد انتقامجويي نخواهيم بود.

بخشش خود

گاهي پيش مي‌آيد كه اشتباهي مرتكب مي‌شويم و نمي‌توانيم خودمان را ببخشيم و دائم خودمان را سرزنش مي‌كنيم. درصورتي كه امكان دارد در بسياري از موارد هيچ تقصيري هم نداشته باشيم. البته اين به اين معني نيست كه همه اشتباهات خودمان را ببخشيم و به‌راحتي از كنار آنها عبور كنيم بلكه بخشيدن خود بايد به همراه تصميم و اراده براي خودسازي باشد.

در افرادي كه از لحاظ روحي مشكل دارند، افسرده هستند يا وسواس‌هاي فكري زيادي دارند اين حالت بيشتر وجود دارد و هر اتفاقي بيفتد خودشان را مقصر و درمانده مي‌دانند.

بهترين حالت در اين هنگام اين است كه ابتدا ببينيم تا چه حد در پيش آمدن مشكل، نقش داشته‌ايم. اگر واقعا نقش زيادي داشته‌ايم بايد درصدد رفع آن برآييم؛ مثلا اگر مرتكب گناهي شده‌ايم توبه كنيم و تصميم قطعي بگيريم كه ديگر آن گناه را تكرار نكنيم. اگر هم ‌باعث آزار كسي شده‌ايم بايد عذرخواهي كنيم.

مشورت و راهنمايي

افرادي كه احساس گناه دارند و نمي‌توانند خودشان را ببخشند، مي‌توانند براي اينكه ببينند آيا واقعا مقصر بوده‌اند يا نه، با افراد صاحب‌صلاحيت مشورت كنند و ابتدا تشخيص دهند كه آيا واقعا مقصرند يا فقط احساس بدي نسبت به رفتارهاي خود پيدا كرده‌اند. و اگر واقعا مقصرند براي جبران اشتباه خود بايد چكار كنند. چون اگر واقعا مقصر باشيم تا زماني كه نتوانيم كاري در جهت رفع اشتباه خود انجام دهيم نمي‌توانيم خود را ببخشيم.

گذشت يا فراموشي

هنگامي كه مي‌خواهيم كسي را ببخشيم ابتدا نمي‌توانيم كاري را كه كرده فراموش كنيم. چون نقش اتفاق بدي كه براي ما افتاده تا مدت‌ها در ذهنمان باقي‌مي‌ماند اما كم‌كم بايد از ميزان اهميت موضوع كم كنيم و كمتر به آن اهميت دهيم. براي اين كار بايد به‌خودمان زمان بدهيم تا مشكل كم‌كم در ذهنمان كمرنگ شود چون در بعضي موارد ميزان ناراحتي و خشم ما به اندازه‌اي است كه نمي‌توانيم به سرعت آن را فراموش كنيم. بهترين كار در اين مواقع اين است كه موضوع را بيشتر بررسي كنيم تا بتوانيم به مرحله بخشش واقعي برسيم. بخشش مولفه‌اي است كه براي طي شدن آن بايد از لحاظ اجتماعي، رواني، عقلي و روحي به درجه‌اي از رشد رسيده باشيم. البته اينكه ما تا چه حد مي‌توانيم در اين زمينه موفق باشيم يا نه، هم جنبه ارثي دارد و هم اكتسابي؛ يعني بعضي افراد به‌طور ارثي باگذشت هستند درحالي‌كه اين موضوع براي عده‌اي ديگر بسيار سخت است.

حواس‌تان را جمع كنيد

درست است كه بخشيدن و گذشت و فداكاري، اصل است و هميشه به اين كار‌ها توصيه مي‌شود اما بايد اين نكته را هم درنظر بگيريد كه بخشيدن هم براي خودش حد و اندازه و مرز دارد. بايد با خودتان فكر كنيد كه بخشيدن شما در بعضي از مسائل چه عوارض و آثاري دارد؟ براي مثال گاهي ممكن است بخشيدن شما بي‌جا باشد زيرا موجب مي‌شود كه طرف مقابل شما آن رفتار زشت و اخلاق ناپسند را مدام تكرار كند. در اين موقعيت‌ها بخشيدن، آثار و نتايج خوبي نخواهد داشت زيرا علاوه بر اينكه باعث تقويت رفتار ناپسند در آن فرد مي‌شود، ممكن است اين رفتار به بقيه افراد جامعه هم سرايت كند. خلاصه اينكه حواس‌تان را جمع كنيد كه با يك بخشيدن بي‌جا، موجب تقويت يك رفتار ناپسند نشويد. البته هدف از نبخشيدن هم اينجا بايد اصلاح رفتار در اشخاص باشد، ‌نه اينكه از روي لجبازي و غرض و… .

راحت‌تر ببخشيد

در دل هر بخشيدني احساس اينكه حق من پايمال شده هم قرار دارد. بخشيدن ظاهرا كار راحتي نيست براي همين بخشش كار كسي است كه قدرت دارد. تحقيقات علمي نشان داده كه بعضي‌ها‌ زودتر مي‌بخشند.

اگر فرد بخشنده اعتماد به نفس بالاتر، كنترل عصبانيت بهتر، فرد مذهبي و برون گرا باشد بيشتر احتمال دارد كه در بخشيدن موفق باشد.

اينكه چه‌كسي ما را رنجانده مهم است؛ مثلا رنجش از همسر شايد سخت‌تر از رنجش از فرزند باشد.

اينكه قصد فرد چه بوده؛ گاهي فردي قتلي با نقشه قبلي انجام داده است اما گاهي هديه مورد علاقه شما توسط كسي خراب شده بدون آنكه او قصدي داشته باشد.

از نامه 53نهج البلاغه مي‌توان راه‌هايي براي راحت‌تر بخشيدن را آموخت:

اگر بدانيم افرادي كه ظلم كرده‌اند محدوديتي داشته‌اند راحت‌تر مي‌توان آنها را بخشيد؛ مثلا همسرتان براي تولد شما هديه نخريده اما علت آن فقط اوضاع نامناسب اقتصادي‌اش بوده.

اگر به اين فكر كنيم كه همه انسان‌ها ممكن است خطا كنند، ذهن ما را براي آرامش بيشتر و كنترل هيجانات‌مان ياري مي‌كند. اگر به ياد بياوريم ما هم ممكن است خطا كنيم بخشش ديگران راحت‌تر مي‌شود.

اگر مي‌خواهيد راحت‌تر ببخشيد؛ قدرت همدلي خودتان را به‌كار بگيرد. درست است كه شما مي‌توانيد آسيب ديده و ناراحت و… باشيد اما با همدلي و خود را جاي طرف مقابل گذاشتن، گذشت براي شما راحت‌تر مي‌شود.

منبع : shafaonline.ir

گردآوری:مجله اینترنتی مفیدترینها

آیا شما یک زن قوی وجنگجو هستید؟

زن قوی,زن جنگجو,روانشناسی,شوهر,همسر,مسائل زناشویی,خانواده ,زندگی,زن قدرتمند,زن اعتماد به نفس بالا,دختروپسر

آیا شما یک زن قوی وجنگجو هستید؟

مفیدترینها : هرگز دوست ندارم زنی ضعیف باشم. شما هم همیشه مثل من مجذوب زنان قوی و قدرتمند می شوید؟ شما هم دوست دارید یک زن قوی باشید ؟ خوب پس حواستان باشد که قدرت شما هم می تواند الهام بخش باشد و هم ویرانگر !

 

این مقاله بر اساس کتاب fierce Woman (زنان قوی) نوشته خانم Kimberly Wagner است ، او به بررسی روابط بین زوجین و مشکل بزرگ روابط در حال حاضر می پردازد ، از نظر او مردان که رضایت خاطر ناشی از مراقبت از زنان و رهبری را از دست داده اند باید بیشتر مورد توجه خانم ها قرار بگیرند ، از نظر او زنان جنگجو باید یاد بگیرند در خانه جنگجویی مهربان باشند

زن قوی وجنگجو
چرخه ای مخرب
از شوهر خود سپاس گذاری کنید
شوهر خود را تشویق کنید
راه را برایش باز کنید

آیا شما یک زن قوی وجنگجو هستید ؟

ای زنان قدرتمند: این قدرت یک جنگجوی مهربان است که موجب شادی می شود!

هیچ چیزی او را آشفته نمی کند. زنی سرکش، مصمم و دارای نیرویی پرشور و پر حرارت است. وقتی وظیفه ای دشوار و پر از چالش به وی واگذار می شود مردانه به سراغش می رود و اجازه نمی دهد مانعی جلوی کارش را بگیرد. وی نمونه زنی قوی و قدرتمند است.
اما زود قضاوت نکنید. منظورم از این قدرت پرخاشگری نیست، پرخاشگری ای که بی پروا موجب رنجش مردم شود یا ریشه در خودبینی فرد داشته باشد؛ بلکه منظورم قدرتی است که موجب ترویج و اهدای عشق به سایرین باشد نه گرفتن عشق و محبت از آن ها.

چرخه ای مخرب

بیشتر ازدواج ها به دلیل رفتاری مخرب که مکررا هم تکرار می شود با شکست روبه رو می شوند؛ رفتاری که می توان آن را چرخه گریز نامید . چرخه ای تکراری که در آن قدرت زنان همواره موجب ترس و وحشت همسرانشان می شود. یک زن قوی می تواند الهام بخش شوهرش و یا بدترین کابوس همسرش باشد. شوهر چنین فردی، یا به شدت عصبانی می شود و یا با بی تفاوتی به خلوتگاه آرام خود پناه می برد.
من و شوهرم سال ها به خلوتگاه خود پناه برده بودیم، و مسلما این خلوتگاه، چیزی نبود که موجب شادی ما شود. اما بالاخره جلوی این چرخه تکراری را گرفتیم. شما هم می توانید جلوی این چرخه بایستید و مانع از تکرارش شوید. اما این اتفاق با داشتن شخصیتی ضعیف رخ نمی دهد، بلکه در این راه باید به شدت به شوهر خود عشق بورزید. چگونه؟ در ادامه روش هایی را به شما معرفی می کنم که ما را در این راه توانمند خواهد کرد.

با شور و حرارت از شوهر خود سپاس گذاری کنید

اگر زنی پر شور، قوی و خود محور باشید، این شدت در رفتارتان ممکن است موجب پایمال کردن احساسات همسرتان شود، ولی اگر این شور و هیجانتان را صرف تشویق، تمجید و سپاسگذاری از شوهرتان کنید می بینید که چگونه او را از خلوتگاه خود بیرون می کشید.

شوهر خود را تشویق کنید

گاهی تشویق ما آنقدر شدید و غیر واقعی می شود که بیشتر به نق زدن شباهت پیدا می کند تا دلگرمی. اگر مردان دور و بر ما، لذت مردانگی، حس رهبری و لذت مواظبت کردن از ما را از دست داده اند شاید به این دلیل باشد که آن ها را از لذت تشویق محروم کرده ایم. و برای جبران آن باید از آن ها حمایت کنیم تا بهترین خود باشند.

راه را برایش باز کنید

اگر دوست دارید شوهرتان رهبری با اعتماد به نفسی بیشتر باشد پس راه را برایش باز کنید! عامل اصلی بی تفاوتی مردان این است: هنگامی که می خواهند اوضاع را به گونه ای هدایت کنند ، همسرشان سعی می کند با سلطه جویی یا با رفتاری خوار کننده کنترل را از دست شوهرشان خارج کرده و خود اوضاع را در دست بگیرند

اگر حق انتخاب رستوران را به شوهرتان داده اید پس دیگر از انتخابش گلایه نکنید و نگویید که انتخابش شما را به هیجان نمی آورد چون شوهرتان حداقل آنقدر شجاع بوده است که این انتخاب را بکند! مسلما بعدازظهرتان بسیار لذت بخش خواهد بود وقتی با احترام به سلیقه شوهرتان موجب تقویت و تائید شخصیتش شوید.

او را بپذیرید

در ازدواج اولم، انتظار داشتم شوهرم بسیار رمانتیک باشد. اصرارم در به حقیقت تبدیل شدن این انتظار واهی موجب شد اصرار کنم، التماس کنم، وی را تحت فشار قرار دهم، فریبش دهم، وی را خوار کنم و قلدری کنم تا شاید با این کارها مرد ایده آل خودم را بسازم.

هر چقدر انرژی بیشتری برای تغییر او صرف می کردم می دیدم که بیشتر از هم فاصله می گیریم. شوهر خود را همانگونه که است بپذیرید، تلاش نکنید شوهر درون گرای خود را به فردی برون گرا یا برعکس تبدیل کنید. برای شوهر خود فضایی راحت و امن ایجاد کنید تا در کنار شما “خود واقعی اش “باشد.

شما زنان قدرتمند ، خود را به جنگجویانی لطیف و با احساس تبدیل کنید تا از شادی ای که این رفتار در زندگی و در میان اعضای خانوادتان پخش می کند متعجب شوید!

منبع:ibanoo.ir

گردآوری:مجله اینترنتی مفیدترینها

شخصت شناسی بر اساس تن و لحن صدا

شخصیت شناسی تن صدا روانشناسی تن صدا لحن صحبت کردن,زبان بدن,شخصت شناسی بر اساس,لهجه,لحن و کیفیت صدا

شخصت شناسی بر اساس تن و لحن صدا

مفیدترینها: روی لحن صدایتان کار کنید ،آنرا ضبط کنید و ایرادهای آن را بگیرید و سعی کنید طنین صدایتان را تغییر دهید چون تن صدا نشان دهنده نوع شخصیت و روحیه شماست!

ظاهر فرد، زبان بدن و لحن و کیفیت صدا مواردی است که مردم در برخورد با یکدیگر به آنها توجه می‌کنند. گاهی اوقات لحن صدا ممکن است آرامش‌بخش، آمرانه یا گیج‌کننده باشد و وقتی آن‌قدر کم است که دیگران نمی‌توانند گفته‌هایتان را بشنوند، آزاردهنده می‌شود.‌

، هنگام اولین ملاقات با دیگران، لحن صدایتان بسیار مهم است و می تواند تاثیری پایدار روی فرد مقابل بگذارد. صدایتان می تواند تا حدی شخصیت تان را نشان دهد و شما را از دیگران متمایز کند و اغلب نشان دهنده این است که در شرایط متفاوت چه احساساتی دارید.

یک صدای کامل و طنین دار می تواند با دیگران و ویژگی های احساسی آنها ارتباط برقرار کند و فرد را خوش صحبت و بامحبت نشان دهد و چنین صدایی در شرایط بحران معمولا آرامش بخش است.

اکثر ما هنگام صحبت کردن به صدایمان توجهی نداریم و بیشتر روی موضوع مورد صحبتمان متمرکز می شویم. در گفت وگوهای معمولی و روزمره این مساله چندان مشکلی ایجاد نمی کند، اما در تعاملات مهم تر مانند گفت وگوهای تجاری و کاری قضیه کاملا متفاوت است. در این گونه مواقع ما بدقت به زبان بدن شنونده توجه می کنیم تا ببینیم آیا توانسته ایم تاثیر دلخواه را روی او بگذاریم. در این لحظات معمولا مراقب هستیم مناسب ترین کلمات را انتخاب کنیم و به کار ببریم، اما چندان توجهی به صدایمان نداریم و به طور کل قدرت صدایمان را و این که شنوندگان ممکن است با شنیدن لحن صدایمان یکسری ویژگی ها را به ما نسبت دهند، کاملا فراموش می کنیم.

چرا برخی صداها نسبت به صداهای دیگر کمتر رضایت بخش است؟ مقصر اصلی در این مساله اختلال صدا یا طنین صدا یا عادت های بد صحبت کردن است. اختلال صدا درواقع آشفتگی در زیر و بمی صدا، بلندی یا کیفیت در ارتباط با سن و جنسیت یا زمینه های فرهنگی فرد است. اختلال صوتی می تواند به دلایل مختلفی رخ دهد و برای برطرف کردن آنها می توان از متخصصان حلق، گوش و بینی کمک گرفت تا اگر راه حلی برای برطرف کردن مشکل وجود دارد به آن پرداخته شود.
اگر از مشکلات بدصدایی بگذریم باید به لحن صدای خود در گفت وگوها کاملا دقت کنیم تا بتوانیم روی دیگران تاثیر مناسبی بگذاریم. روش های زیر می توانند موثر باشند:

شخصیت شناسی,تن صدا,روانشناسی تن صدا,

ابتدا ببینید صدایتان چه تاثیری روی مخاطب می گذارد. لحن صدایتان آن گونه است که می خواهید؟ سرشار از اعتماد به نفس است؟ این موضوع در این دنیای رقابتی بسیار مهم است. برای این که مطمئن شوید لحن تان چگونه است، صدایتان را ضبط کرده و گوش کنید. همیشه وقتی به صدایتان برای بار اول گوش می کنید خودتان خوشتان نمی آید و متوجه می شوید چقدر بد آن را به کار برده اید. این موضوع در پیام های صوتی بسیار مشهود است و بیشتر مردم هنگام صحبت کردن لحن مناسبی به کار نمی برند. همین مساله نیز باعث می شود در روابط کاری و شخصی شان چندان موفق نباشند. با کمک ضبط و همچنین بازخورد دیگران می توانید تشخیص دهید لحن صدایتان چگونه است؛ رضایت بخش، پر از اعتماد به نفس یا خسته و کسل کننده؟ وقتی صدایتان را ضبط می کنید به موارد زیر توجه کنید:

لحن: لحن صدایتان چگونه است؟ قوی؟ مطمئن؟ یا پر از ترس و نگرانی و نابالغی؟

انعطاف پذیری: هنگام صحبت کردن در مورد مسائل مهمی که قصد دارید روی آنها تاکید کنید باید صدایتان منعطف باشد و با این انعطاف حتی گاهی اوقات می توانید مفهوم یک معنی را برسانید.

زیر و بمی صدا: هنگام صحبت کردن باید بدانید چه موقع صدایتان را بالا و چه موقع پایین ببرید. افرادی که این موضوع را خوب می دانند، می توانند روی دیگران تاثیر زیادی بگذارند.

لهجه: داشتن لهجه غلیظ ممکن است باعث شود دیگران سخنان شما را متوجه نشوند.

سرعت گفتار: سرعت صحبت کردنتان برای مخاطبانتان بسیار مهم است. نباید خیلی تند حرف بزنید که دیگران متوجه حرف هایتان نشوند و نه خیلی آرام که حوصله شان سر برود.

با تعلیم لحن صدای خود می توانید بهترین تاثیر را روی مخاطب تان داشته باشید.

منبع : hidoctor.ir

گردآوری: مجله اینترنتی مفیدترینها

برخی از دلائل خود کم بینی

خودکم بینی  ، دلائل خود کم بینی  ، علل خودکم بینی+روانشناسی+خجالتی

برخی از دلائل خود کم بینی

باغچه :داشتن احساس خوب نسبت به خود، از جمله مواردی است که بسیاری افراد در زندگی خود در آرزوی رسیدن به آن هستند.خود کم بینی یعنی اینکه یک نفر حس کند در برابر دیگران کوچک است و خودش را دست کم بگیرد . این «خودکم بینی» چندان ربطی به واقعیت ندارد و بیشتر باور و حس یک آدم است نسبت به خودش.

بچه ها پدر و مادرشان را قوی می بینند و در مقایسه با آن ها خود را ضعیف می یابند. در نتیجه سعی می کنند خود را قوی نشان دهند تا ضعیف به نظر نیایند. همه آدم ها دنبال این هستند که بهترین باشند .

همه می خواهند جای بهتری در دنیا پیدا کنند، در حالی که غلبه بر خود کم بینی هم یکی از غرایز اصلی محسوب می شود. بعضی پدر و مادرها با سختگیری های نابجا بچه های خود کم بین تحویل جامعه می دهند. این بچه ها باید از نظر رفتاری نوسازی شوند و بهتر است به یک متخصص مراجعه کنند.

خود کم بینی شش علامت دارد:

1. در مقابل سختگیری واکنش های شدید نشان می دهند.

2. دلشان می خواهند مظلوم به نظر بیایند

3. کناره گیری از دیگران

4. پاسخ شدیداً مثبت به تملق

5. گذشت ندارند

6. دوست دارند دیگران را بد نشان بدهند.

برخی از دلائل خود کم بینی عبارتند از:

1- ممکن است به نوع تربیت و رشد فرد برگردد. بسیاری از پدر و مادر ها یا کسانی که به نوعی وظیفه ی تربیت کودک را به عهده دارند پیام هایی منفی به او القا می کنند و این پیام ها در ذهن او کاشته می شود. مثلا به او می گویند “کودن”‌ .

2- ممکن است دلیل این مشکل تملق، ضعف و خود کم بینی والدینش باشد که به فرزند به ارث رسیده است؛ چرا که ثابت شده کودک این نوع رفتار ها را از والدینش به ارث می برد، پس شخصیتش ضعیف و با خود درگیر می شود و از ظاهر شدن در اجتماع بدش می آید، در نتیجه خود را تحقیر می نماید.

3- اضافه بر این ممکن است دلیل خود کم بینی به نبود هدف مشخص در زندگی برگردد. و این سبب می شود طوری به رتبه و مقام دیگران نگاه کند، انگار ستاره هایی دست نیافتنی هستند. تمام این دلایل و شاید دلایلی دیگر سبب می شود انسان، ارزش خودش، ارزش انسان بودنش و ارزش وجودش را پایین بیاورد. درجه این پایین آوردن در هر شخصی می تواند متفاوت باشد.

یکی از راه هایی که می تواند به شما کمک کند تا از پس احساس حقارت تان بر بیایید ، این است که راه هایی برای تشویق خود پیدا کنید . خیلی لذت بخش است که آدم بعد از موفقیت در یک آزمون زندگی، اولین شیرینی موفقیتش را خودش بخورد و بعد آن را به دیگران تعارف کند

در مقابل خود کم بینی چه می شود کرد؟

– یکی از راه هایی که می تواند به شما کمک کند تا از پس احساس حقارت تان بر بیایید ، این است که راه هایی برای تشویق خود پیدا کنید . خیلی لذت بخش است که آدم بعد از موفقیت در یک آزمون زندگی، اولین شیرینی موفقیتش را خودش بخورد و بعد آن را به دیگران تعارف کند.

– علل و تقویت کننده های این رفتار را پیدا کنید. تمرکز دارید؟ کسی کمکتان می کند؟ از کارهای سخت گریزان هستید؟ کسی از دست شما ناراحت است؟ رفتارهای مثبت انجام دهید.

-احساس خود کم بینی در موقعیت های خاص بروز می کند و می شود با حساسیت زدایی این رابطه را قطع کرد. با این کار می شود با ضعف ها کنار آمد ، مثل وقتی مشکلی قابل اصلاح نیست (لکنت زبان) این تنها راه حل است. برخی ضعف ها قابل جبران هستند . این کار مهارت خاصی لازم ندارد، فقط تمرین می خواهد.

– بهترین راه غلبه بر ضعف، قوی شدن است. یعنی باید کارهای جدید یاد بگیریم. مثلا اگر خوب بلد نیستید حرف بزنید می توانید با بیشتر کتاب خواندن ، تمرین ذهنی و … مشکل را کم کنید. گاهی بهتر است در جهت دیگری خود را تقویت کنید و کاری به این مشکل نداشته باشید. شاید کسی که خوب نمی تواند صحبت کند، بتواند نویسنده چیره دستی شود.

-بپذیرید که بنا بوده با همین قیافه و همین قد و جثه خوشبخت شوید و حالتان خوب باشد. به بدن خود احترام بگذارید.

– در بسیاری از موارد یک فکر غلط( مثل بی کسی) منشأ اصلی است.

– باید علت خود کم بینی تان را پیدا کنید ، شاید نشود چشمه را خشکاند اما می شود آن را ناداشته فرض کرد.

منبع : tebyan.net

گردآوری:مجله اینترنتی باغچه

رازهای شخصیتی با انتخاب میوه شب یلدا

میوه شب یلدا ، روانشناسی شب یلدا ، تست شب یلدا ,روانشناسی.شخصیت شناسی

رازهای شخصیتی با انتخاب میوه شب یلدا

باغچه :چنانچه انواع میوه‌ها به شما تعارف شود کدام میوه را انتخاب می‌کنید؟ پرتقال؛ سیب؛ آناناس؛ موز؛ نارگیل ؛ انبه؛ گیلاس؛ انگور سیاه؛ هلو یا گلابی؟

آیا می‌دانید که می‌توانید از روی میوه انتخاب شده شخصیت آدم‌ها را بشناسید و بر اساس میوه‌های مورد نظر بگویید که شرایط روحی روانی اشخاص مختلف چگونه است؟

پس میوه دلخواه خود را انتخاب کنید و به رازهای شخصیتی خود و دوستانتان پی ببرید!

پرتقال

اگر پرتقال میوه محبوب شما است. شما آدمی پر قدرت و بسیار صبورید و دوست دارید کارها را به آرامی و با متانت اما در عین حال با درایت کامل و جسارت به انجام برسانید. سخت کوش و پر تلاش و کمی خجالتی هستید اما در دوستی می‌توان به شما اعتماد کرد. شما دوستان خود را به دقت انتخاب می‌کنید و با تمام وجود به آنها عشق می‌ورزید.

سیب

چنانچه سیب میوه محبوب شماست شما فردی اسراف کار و بسیار رک گو و صریح اللهجه هستید. اگر چه ممکن است بهترین سازمان‌دهنده و مدیر نباشید اما می‌توانید رهبر یک تیم کوچک باشید که با تلاش زیاد تیم را به موفقیت می‌رسانید. در بیشتر موقعیت‌ها می‌توانید به سرعت و به درستی تصمیم بگیرید. شما از سفر‌های کوتاه و غیر منتظره لذت می‌برید. زمانی که با شریک زندگی خود به سر می‌برید جذاب و خونگرم به نظر می‌آیید و به شدت عاشق “زندگی” به مفهوم واقعی آن هستید.

آناناس

اگر آناناس میوه محبوب شما است، بسیار سریع تصمیم می گیرید و سریع تر از آن عمل می‌کنید. در تغییر شغل و خطر کردن در زمینه‌های اجتماعی شجاع و بی‌باک هستید. شما دارای یک توانایی استثنایی در مدیریت بوده و نمی‌گذارید کار روی دستتان بماند.

دوست دارید مورد اعتماد دیگران باشید. معمولا خیلی سریع با دیگران ارتباط دوستانه بر قرار نمی‌کنید ولی به محض انجام آن، دوست‌تان را برای همیشه برای خودتان نگاه می‌دارید. به ندرت به دنبال زندگی رمانتیک می‌روید و شریک شما غالبا به واسط صفات ممتاز تحت تاثیرتان قرار می‌گیرد اما از توانایی شما در نشان دادن این احساسات ناامید است.

موز

عاشقان موز افرادی دوست داشتنی، آرام، گرم و طبیعتا با احساس هستند. شما غالبا از نداشتن اعتماد به نفس و خجالتی بودن در رنج هستید. دیگران غالبا از طبع آرام و شیرین‌تان سؤ استفاده کرده و سعی می‌کنند به این وسیله برای خود موقعیت‌های جالب را رقم بزنند. عاشق شریک زندگی خود در تمام زمینه‌ها هستید و این عشق به خاطر زیبایی جسمی و روحی اوست. به خاطر روشی که دارید روابط شما با او همواره در یک هماهنگی کامل است.

نارگیل

شما دوست‌داران این میوه سنگین و کمیاب، افرادی جدی با فکر و شعور هستید. از روابط اجتماعی لذت می‌برید و به ویژه روی همراهان و دوستان خود حساسیت خاصی دارید. ممکن است کمی خود‌خواه به نظر بیایید اما لزوما چنین صفتی در شما بر‌جسته نمی‌شود. شما فردی سریع الانتقال آگاه و گوش به زنگ هستید و دیگران مطمئن هستند که در زمینه شغلی همیشه در بالاترین رده قرار داشته و به بهترین نحو کارها را انجام می‌دهید. شما نیاز به شریک عاقلی داشته و عقل و احساس را با هم در این مسئله دخالت می‌دهید.

انبه

اگر انبه را دوست دارید به راحتی می‌شود به شما اتکا کرد. شخصی هستید با ایده‌های روشن و غالبا درست و اثر گذار. از اینکه درگیر مسائلی بشوید که نیاز به تلاش ذهنی شدید دارد لذت می‌برید و با شریک خود به ملایمت و آرامی رفتار می‌کنید. سعی می‌کنید با زندگی خود بسازید و چنانچه نیاز به قوی بودن را احساسا می‌کنید آن را در جایی دیگر می‌جویید.

گیلاس

چنانچه گیلاس میوه محبوب شماست زندگی همیشه به شیرینی که در نظر دارید خود را به شما نشان نمی‌دهد. فراز و فرود در زندگیتان زیاد است. بویژه در موقعیت‌های حرفه‌ای و کاری. شما همیشه و در هر پروژه‌ای کمی پول به دست می‌آورید و نه به مقدار زیاد. ذهنی فعال و خلاق داشته و غالبا به دنبال چیزهای نو هسید. شما شریکی صمیمی و وفادرا هستید اما اثر گذاشتن بر احساسات شما کار ساده ای نیست. خانه‌تان برای شما به منزله بهشت است و هیچ چیزی را بیشتر از این دوست ندارید که در منزل باشید و دوستان افراد خانواده و آشنایان شما را دوره کنند.

انگور سیاه

در صورتی‌که به انگور سیاه علاقمندید به طور کلی آدمی مودب و خوش رو هستید اما گاهی اوقات سریع و به شدت عصبانی می‌شوید هر چند به همان سرعت عصبانیت شما فرو‌کش می‌کند. از زیبایی‌ها به هر شکل که باشند لذت می‌برید. بسیار محبوب و مورد علاقه دیگران هستید و این محبوبیت به علت طبیعت گرم شماست. شور و شوق فراوانی به زندگی دارید و از هر کای که می‌کنید لذت می‌برید اعم از لباس پوشیدن خوردن و خوابیدن. شریک شما باید در تمام شور و علاقه شما سهیم باشد تا بتواند از همه آنچه که به او می‌دهید لذت ببرد.

هلو

درست مانند هلو شما از عصاره زندگی لذت می‌برید. فردی رک گو و صریح اللهجه بوده و روشی دوستانه دارید و این نکات به جذابیت روحتان می‌افزاید. در بخشش و فراموش کردن نظیر ندارید و برای دوستی‌ها ارزش زیادی قائل هستید. حس استقلال‌طلبی در شما بسیار قوی است و این امر از شما فردی راستگو ساخته است. عاشقی ایده‌آل، صبور، صمیمی و یک‌رنگ هستید. با این حال به هیچ وجه دوست ندارید احساسات خود را در ملاء عام بروز دهید.

گلابی

شما که دوستدار گلابی هستید، چنانچه فکر خود را معطوف به انجام کاری می کنید می توانید آن را با موفقیت به انجام برسانید. شما دوست دارید که نتیجه تلاش هایتان را به سرعت ببینید. از انگیزه های مفید ذهنی لذت برده و دنباله رو آن هستید کمی خجالتی به نظر می رسید و در بیان احساسات خود چندان راحت نیستید. زمانی که به دنبال شریک زندگی هستید به هوش سرشار دید وسیع و دل دریایی اش بیش از دیگر موارد اهمیت می دهید.

منبع : hamshahrionline.ir

گردآوری:مجله اینترنتی باغچه

 

غلبه بر مشکلات تنهایی

غلبه بر مشکلات تنهایی ,تنهایی,درمان تنهایی ,غلبه بر تنهایی,افسردگی,عوارض تنها بودن,خطاهای آدم تنها,انسان های تنها,احساس انسان های تنها,روانشناسی,ایران مطلب

غلبه بر مشکلات تنهایی

باغچه: وقتی تنها هستید معمولاچه کارمی کنید؟ بیشتر می خوابید یا تلویزیون تماشا می کنید؟ غمگین و بی تحرک هستید؟ نکند شما هم احساس تنهایی می کنید؟

هر کسی گاهی احساس تنهایی می کند. تنهایی یعنی دلتنگی برای یک رابطه، حتی اگر در میان جمع هم باشیم. این دلتنگی انواع مختلفی دارد: برای یک نفر ، نوع خاصی از برخورد یا به طور کلی تمامی فعالیت های اجتماعی. یعنی تنهایی اجتماعی( دوست نبودن با کسی) ، تنهایی عاطفی( نداشتن دوست صمیمی) و تنهایی روحی( دور بودن از خدا).

تنهایی صدها دلیل دارد: جدا شدن، احساس بیهودگی، احساس متفاوت بودن، پرخاشگری، احساس ریاست، سوء تفاهم، اجبار شرایط، جابه جایی منزل، احساس نیاز شدید به محبت، روابط خانوادگی ضعیف در کودکی، تفاوت بین آن چه می خواهیم و آن چه هستیم، خجالتی بودن، عدم مهارت در برقراری ارتباط، ضعف اعتماد به نفس، علاقه به تماشای تلویزیون، اعتقاد به رقابت و عدم وابستگی در تمام مراحل زندگی ، اعتقاد نداشتن به خدا و بالاخره اعتقاد به این که عشق حلّال تمام مشکلات است.

هر تنهایی می تواند به افسردگی منجر شود. احساساتی مثل ناامیدی ،ترس ، افسردگی، خستگی ،عصبانیت، بی قراری، خودخوری( من زشتم، کودنم ،…) دخیل در تنهایی هستند. تنهایی سبب کاهش اعتماد به نفس و کاهش اعتماد به نفس سبب تنهایی می شود و این سیکل معیوب در نهایت به افسردگی می رسد. آدم های تنها به دلیل ضعف اعتماد به نفس ، دلشان نمی خواهد با بقیه رابطه برقرار کنند، چون کمتر طعنه خواهند شنید. هر کس هر چیزی بگوید موافقت می کنند تا کسی به آن ها انتقاد نکند، غرغر می کنند تا کسی به آن ها غر نزنند، با کسی قاطی نمی شوند تا زمینه اظهار نظر به وجود نیاید. با این حساب مشکل ضعف اعتماد به نفس است.

نوجوان ها از تنهایی رو به کارهای عجیب و غریب می آورند. به طرز وحشتناکی به یک بازیگر، خواننده یا قهرمان ورزشی علاقمند می شوند و هر گونه علاقه به رابطه را انکار می کنند و مواد مخدر، تلویزیون، مجله خواندن و … جای برقراری ارتباط را می گیرد.

اگر از مردم بپرسیم: وقتی تنها هستید چه کار می کنید؟ می توان جواب ها را به پنج گروه تقسیم کرد:

1. غمگین و بی تحرک( گریه ، خواب، تماشای تلویزیون، دارو، غذا و هیچ)

2. تنها ولی فعال( کار ، مطالعه، نوشتن، ورزش، سرگرمی)

3. پول خرج کردن، رسیدن به سر و وضع خود.

4. راضی کردن خود:( من هم قبلا چند تا دوست داشتم) ( من صفات بسیار خوبی دارم)

5. دیدن یک دوست ، تلفن کردن به یک دوست، کمک کردن به دیگران.

گروه اول در آدم های تنها رایج تر است( غمگین و بی تحرک) و بقیه جزء خودامدادی محسوب می شود.
خیلی از آدم ها برای این که تنها بودنشان را پنهان کنند خود را یک جوری مشغول می کنند. آدمیزاد این موجود تنهای وحشت زده فقط با یاد خدا آرام می گیرد.یاد خدا راهی برای غلبه بر ترس و تنهایی است
روش های خود امدادی برای غلبه بر مشکلات تنهایی

* قبل از هر کار باید بر توجیه هایی که انگیزه اصلاح را از بین می برند، غلبه کنید. اگر فکر می کنید علت تیپ، تحصیلات، پول و غیره چیزهایی هستند که مشکل را اصلاح می کنند این فکرها را دور بریزید و دنبال دلایلی بگردید که راحت تر رفع می شوند. اگر فکر می کنید مشکل از دیگران است ( وقت ندارند، حال ندارند، موقعیت پیش نمی آید) ، بیشتر بین مردم بروید. بهتر صحبت کردن را یاد بگیرید ، با دیگران همدردی کنید و …

* به جشن هایی که دوست دارید بروید، سعی کنید در هر کاری که می کنید بهترین باشید.

* خجالت نکشید، از برقراری ارتباط نترسید، ناامید و اندوهگین نباشید

مردانِ تنها بیش از دیگران از برقراری روابط جدید دوری می کنند. در اولین برخورد در مورد هیچ کس قضاوت نکنید.

آدم های تنها دو خطای بزرگ می کنند

اول این که هر وقت بین مردم هستند فکر می کنند ، همه آن ها را می پایند. و مدام نگران نظر دیگران هستندکه باعث می شود هرگز راحت نباشند. و به خاطر این فکر غلط، هر وقت کسی از آن ها دوری کند به حساب ضعف خود می گذارند.

روش هایی برای انسان های تنها

* به دیگران و آن چه برایشان جالب است توجه کنید و کمک کنید به همه خوش بگذرد.

* اگر تنهایی شما را اذیت می کند، کارهایی که جالب و ارزشمند هستند انجام بدهید مثلا کار پاره وقتی که در ارتباط با مردم است پیدا کنید، کتاب بخوانید و …

* اولین قدم ، کشف فکرهای غلط است. بعد باید ببینیم که تا چه حد واقعیت دارد و چند آزمایش انجام دهیم: ببینیم تنها ماندن در خانه واقعا از تنها بیرون رفتن بهتر است یا نه، واقعا دیگران حوصله ما را سر می برند یا نه، می توانیم جوک بگوییم یا نه، همه همیشه در حال ارزیابی ما هستند یا نه، کسی هست که بتواند به ما اعتماد کند یا نه، نه شنیدن فاجعه است یا نه، باطن دیگران از ظاهرشان مهم تر است یا نه، سکوت از غرغر کردن بهتر است یا نه، و …

خیلی از آدم ها برای این که تنها بودنشان را پنهان کنند خود را یک جوری مشغول می کنند. آدمیزاد این موجود تنهای وحشت زده فقط با یاد خدا آرام می گیرد.یاد خدا راهی برای غلبه بر ترس و تنهایی است. خدا مال همه است، توانایی نامحدودی دارد، همه جا هست، همه را می بیند، حرف همه را می شنود، مهربان است و همه را دوست دارد. یاد خدا ما را دلگرم می کند که تنها نیستیم ، بی پناه نیستیم، بیهوده به دنیا نیامده ایم و حیات جاودان خواهیم داشت و اگر به وجود خدا تردید داشته باشیم تمام این ها را از دست خواهیم داد.

منبع : tebyan.net

گردآوری:مجله اینترنتی باغچه

تست روانشناسی و میزان اضطراب

تست روانشناسی و میزان اضطراب

باغچه : در آزمون پیش روی تعیین کنید که در همین لحظه چه احساسی دارید؟ شایان ذکر است پاسخ های پرسش ها از الف ) یک امتیاز – ب ) دو امتیاز ج ) سه امتیاز د ) چهار امتیاز ه ) پنج امتیاز برخوردارند.

1 ) به خود اطمینان دارم؟

الف) بسیار زیاد

ب ) زیاد

ج ) تا حد متوسط

د ) کمی

ه ) هرگز

2 ) می توانم بر افکار خود تمرکز کنم ؟

الف) بسیار زیاد

ب ) زیاد

ج ) تا حد متوسط

د ) کمی

ه ) هرگز
3 ) آرامم ؟

الف) بسیار آرام

ب ) تا حدود زیادی

ج ) تا حد متوسط

د ) کمی

ه ) هرگز

4 ) عصبی ام؟
الف) هرگز

ب ) بسیار کم

ج ) تا حد متوسط

د ) خیلی

ه ) همیشه

5 ) ناراحتم ؟

الف) هرگز

ب ) بسیار کم

ج ) تا حد متوسط

د ) خیلی

ه ) همیشه

6 ) بدنم همواره مرطوب است؟

الف) هرگز

ب ) بسیار کم

ج ) تا حد متوسط

د ) خیلی

ه ) همیشه

7 ) نفسم منظم است؟
الف) هرگز

ب ) بسیار کم

ج ) تا حد متوسط

د ) خیلی

ه ) همیشه
8 ) احساس تنش در معده ام دارم.

الف) هرگز

ب ) بسیار کم

ج ) تا حد متوسط

د ) خیلی

ه ) همیشه
حالا امتیازها را با هم جمع کنید و با معیارهای زیر مقایسه کنید.
* امتیاز بین 32 تا 50 :

اضطراب شما بیش از حد طبیعی است که با توجه به شدت آن، به روانشناس مراجعه کنید
* امتیاز بین 24 تا 32 :

اضطراب شما کمی بیش از حد طبیعی است که با توجه به شدت کم اختلال ، می توانید با استفاده از کتاب های اضطراب آن را هم برطرف کنید.
* امتیاز کمتر از 24 :

افراد طبیعی را می رساند که اختلال ، اضطراب و مشکل عمده ای ندارند.

منبع : parset.com

گردآوری:مجله اینترنتی باغچه

تست روانشناسی و میزان اضطراب ,اضطراب, میزان اضطراب, درمان اضطراب, روانشناسی, تست روانشناسی ,میزان اطمینان به خود, خودشناسی , اعتماد به نفس داشتن, تست خودشناسی اضطراب, میزان اضطراب,ایران مطلب

چراغ قرمزهای زوجین در زندگی زناشویی

 زناشویی  ، روابط زناشویی  ، عیوب زوجین  ، خوشبختی  ، زن و شوهر+چراغ قرمزهای زوجین در زندگی زناشویی

چراغ قرمزهای زوجین در زندگی زناشویی

باغچه :اگر می خواهید یک زندگی شاد و پر از عشق را در طول زندگی خود تجربه کنید ، از هیچ تلاشی برای رسیدن به آن کوتاهی نکنید.بنابراین از همین لحظه به بعد ، دیدتان را مثبت کرده و در تمام لحظات زندگی، غم و شادی، استرس و آرامش در کنار همسرتان باشید و پشت به پشت او مشکلات را حل کنید و به سمت یک زندگی ایده آل گام بردارید.

مگر می‌شود در زندگی مشترک به چراغ قرمز برنخورد؟ شما راننده‌ای را می‌شناسید که بتواند بگوید در طول رانندگی تمام چراغ‌ها برایش سبز بوده است؟

باید تا یک ربع دیگر ماشین را پارک کنم و به محل کار برسم. خیابان بهشتی مثل همیشه در این وقت صبح، شلوغ است و ماندن پشت چراغ قرمزهای طولانی عصبانی‌ام کرده است.

روزنامه با خشم به چراغ قرمز نگاه می‌کنم و 40 ثانیه‌ای را که باید منتظر بمانم، می‌شمارم. 39، 38، 37، 36… برای چند لحظه فکر می‌کنم چه شباهت عجیبی است بین زندگی من و این چراغ قرمز و راه باقیمانده و خیابان‌ها و لحظه‌ها و همه چیزهایی که در نگاه اول چندان هم به یکدیگر مربوط نیستند. چراغ سبز می‌شود و من به راهم ادامه می‌دهم.

زندگی من و همسرم بی‌شباهت به قواعد راهنمایی و رانندگی نبوده است. انگار باید و نبایدهای جاده و خیابان، در خانه ما و رابطه ما هم وجود دارد. چقدر این خیابان‌ها و علائمش برایم آشناست. باید در اولین فرصت به کتاب آیین‌نامه رانندگی سری بزنم. امروز این خیابان‌های شلوغ و چهارراه‌هایی که همه چراغ‌شان قرمز است، مرا یاد شلوغی‌های جاده زندگی مشترکم انداخت. درست وقتی برای رسیدن عجله داشتم یا بهتر بگویم عجله داشتیم.

گاهی خیابان زندگی‌مان خلوت بود و پایمان را روی گاز می‌گذاشتیم و می‌رفتیم تا به مقصد می‌رسیدیم، اما گاهی که البته این گاهی زیاد هم اتفاق افتاده است، برای زندگی‌مان مقصدی تعیین کردیم، اما شلوغی و دست‌انداز و خیابان‌های ورود ممنوع و هزاران عامل دیگر مانع رسیدن ما به آن مقصد شد. در این مواقع مثل امروز من، تنها چیزی که به کمک‌مان آمد، صبر بود و ایمان به این‌که دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.

گاهی در مسیر رفتن تا هدف باید صبور بود. من امروز با دیدن خیابان شلوغ و این چراغ قرمز‌های خسته‌کننده، نایستادم، برنگشتم، ادامه دادم البته با دلخوری و بی‌طاقتی.

باید در زندگی مشترک هم اگر مشکلی دیدم، اگر دست‌اندازی بود، اگر چراغ قرمزی سر راهم سبز شد، از ادامه مسیر همراهی منصرف نشوم، نایستم و برنگردم. باید ادامه دهم، اما نه با بی‌طاقتی.

سر همین چهارراهی که 40 ثانیه ایستادن در آن، مرا بی‌تاب کرد و زیر لب غرغر کردم، دخترک گل‌فروشی بود که می‌توانستم شاخه گلی از او بخرم! سینمای بزرگی بود که می‌توانستم عکس فیلم‌های آن را نگاه کنم. عابرانی از مقابل ماشین من رد می‌شدند که می‌توانستم با لبخند به آنها صبح بخیر بگویم. من که باید 40 ثانیه صبر می‌کردم، چرا این زمان از عمر خودم را به بی‌طاقتی و نارضایتی گذراندم؟

امروز نگاه کوتاهی به زندگی مشترکم انداختم، به مواقعی که باید منتظر می‌ماندم. حال که از این فاصله زمانی نگاه می‌کنم، خیلی از این انتظارها، مانند همین چند ثانیه بود، اما من آن زمان فکر می‌کردم بسیار طولانیست. زیر لب غر می‌زدم و لحظات خوش باهم بودن از لای انگشتانم سر می‌خورد و پایین می‌ریخت! می‌توانستم آن زمان، برای خودم و همسرم دلخوشی‌های کوچکی درست کنم. می‌توانستم زمان این انتظار را با تراشیدن دلیل‌های کوچک برای شادمانی، کوتاه کنم.

واقعا سال‌هایی که این‌ طور در انتظار چراغ‌های سبز برای فردایی بهتر از دست دادم، قابل برگشت نیست و این بزرگ‌ترین افسوس زندگی من است. مگر می‌شود در زندگی مشترک به چراغ قرمز برنخورد؟ شما راننده‌ای را می‌شناسید که بتواند بگوید در طول رانندگی تمام چراغ‌ها برایش سبز بوده است؟

زناشویی,روابط زناشویی,عیوب زوجین,خوشبختی,زن و شوهر

البته گاهی در مسیر، راه را اشتباه رفته‌ام، دور زده و برگشته‌ام، اما همیشه حواسم بوده ‌‌که از جایی دور بزنم که دور زدن ممنوع نباشد. طوری دور بزنم که تصادف نکنم! در مسیر زندگی مشترک هم گاهی باید برگشت، اما بجا و بموقع. اگر مسیری اشتباه رفته شود، ادامه آن فقط ما را از هدف دور می‌کند. پذیرفتن اشتباه و شجاعت دور زدن برای هر زندگی زناشویی لازم است.

به مسیر ادامه می‌دهم، چیز زیادی تا رسیدن به محل کارم باقی نمانده! با خودم فکر می‌کنم خوب است هر بار که رانندگی می‌کنم، یکی از قوانین راهنمایی و رانندگی برای زندگی مشترک را از همین خیابان‌ها و کوچه‌های تکراری، پیدا کنم و بنویسم. یک آیین‌نامه زندگی مشترک که همیشه دم‌دستم باشد تا فرمان یک همسر خوب بودنم درست بچرخد.

امروز بعد از رسیدن به محل کار باید دو قانون طلایی را بنویسم، قانون اول صبر است البته نه صبر معمولی! صبر زیبا. صبر همراه با لذت بردن. توانایی تبدیل تهدید به فرصت. باید بتوانم هر وقت با مشکلی روبه‌رو شدم، دلیلی برای شاد بودن و لذت بردن پیدا کنم تا ادامه مسیر برایم راحت شود.

قانون دوم هم شجاعت پذیرفتن اشتباه است. باید در زندگی مشترک هرگاه اشتباه کردم، بایستم، قبول کنم، عذرخواهی کنم و درصدد جبران آن باشم. برخی لجبازی‌های مرسوم زیر یک سقف همانقدر خنده‌دار و نامعقول است که یک مسافر وقتی قصد دیدار دریای خزر را دارد، به سمت جنوب حرکت کند.

زندگی مشترک یعنی حرکت در یک جاده، با یک ماشین و البته دو سرنشین. باید هم‌هدف بود، همراه بود و برای رسیدن به مقصد، همدل بود. اگر هر کدام از این «هم»‌ها وجود نداشته باشد، یا ماشین به مقصد نمی‌رسد یا در میانه راه یکی پیاده خواهد شد.بالاخره به مقصد رسیدم، کمی دیر شد اما نه آنقدر که به کارم لطمه‌ای بزند. درس‌های آیین‌نامه امروز را مرور می‌کنم تا وقتی که بتوانم روی کاغذ بنویسم و شما هم آن را بخوانید. از این به بعد هر هفته با آیین‌نامه‌های زندگی مشترک به چاردیواری‌تان می‌آیم. شما هم می‌توانید از همین امروز وقتی ماشینتان را روشن می‌کنید، به دنبال شباهت‌های زندگی مشترک و رانندگی باشید. شما هم آیین‌نامه خود را بنویسید. گرفتن تصدیق همسرداری برای احساس خوشبختی لازم و ضروری است.

منبع : hidoctor.ir

گردآوری:مجله اینترنتی باغچه

پیوند عاطفی زوجین در زندگی زناشویی

روابط زناشویی ، عواطف در زندگی زناشویی ، گسست عاطفی در زندگی زناشویی ، مشکلات رابطه زناشویی ، پیوند عاطفی در زندگی زناشویی ، پیوندعاطفی در زندگی زناشویی ، عدم پیوند عاطفی ، احساسات در زندگی زناشویی ، زناشویی

پیوند عاطفی زوجین در زندگی زناشویی

باغچه:برخی از ما می خواهیم که با رویای یک زندگی آسان و بی دغدغه زندگی کنیم؛ بدون کشمکش، بدون چالش، بدون اختلاف نظر و .. بنابراین وقتی پی ببریم که زندگی سفری بی پایان نیست و عشق ما همیشه همچون یک گل رز باقی نمی ماند دلسرد و مایوس می شویم.

چالشها و مشکلات رابطه زناشویی می تواند از حیطه و قلمرو رابطه ای آگاهانه دور شوند. نزدیکی و صمیمت رابطه زناشویی و ازمودن خود که به همراه می اورد، ما را ملزم می کند که اعماق روح مان را جستجو کنیم و به کنه وجودمان برسیم.

به این ترتیب چیزهایی در مورد خودمان یاد میگیریم که پیش تر هیچ گاه ناچار نشده بودیم با آنها مواجه و رودر رو شویم. پس این موقعیت و فرصت چه موهبت و نعمت بزرگی است.از طریق مواجه شدن با چالش ها و مشکلات زندگی است که شادی ها و لذتهایی را که کشف می کنیم به طور حتم با بودن در فرحبخش تین تفریحات هم اها ر در می یابیم.

لذا مشکلات و چالشهای زناشویی را به معنای پایان رابطه عاطفی با همسرتان ندانید بلکه آن را فرصتی برای اصلاح مشکلات ارتباطی خود بدانید.

یک تعامل طولانی مدت نظیر ازدواج مبتنی بر پیوند عاطفی – احساسی قوی است. وقتی دو نفر از لحاظ عاطفی در یک سطح قرار داشته باشند، صرف نظر از اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد، هیچگاه در زمینه عشق و علاقه نسبت به هم فروگذار نخواهند کرد. زمانی که یکی از زوجین از نظر عاطفی برای دیگری در دسترس نباشد رابطه آنها دچار مشکل می شود.

بر خلاف تمایلات جسمانی، تشخیص فقدان پیوند عاطفی به راحتی امکان پذیر نیست. اگر رابطه تان به نقطه ای رسیده که احساس گسست عاطفی می کنید شاید لازم باشد که از صحت این موضوع اطمینان کسب کنید.

روابط زناشویی,عواطف در زندگی زناشویی

در ادامه یک سری علایمی که می تواند مشخص کند که از نظر عاطفی پیوندتان پابرجاست یا نه ارایه می شود:

1- وقتی به همسرتان نیاز دارید کنارتان نیست. اوقاتی هست که بیش از هر زمان دیگر نیازمند حضور و وجود همسرتان هستید ولی او همیشه انبوهی از بهانه ها را قطار میکند. دقت کنید و ببینید ایا او همیشه بر روی یک موضوع خاص بهانه می آورد یا به طور کلی هر وقت به او نیاز دارید این کار را انجام می دهد؟ اگر غالبا حالت دوم اتفاق می افتد شاید لازم باشد در خصوص خلا عاطفی جدی که میان تان ایجاد شده است بیشتر بررسی کنید.

2- هیچ چیز برای به اشتراک گذاشتن ندارید. قطعا همسر شما می داند که برخی از موضوعات شما را ازارمی دهد یا شما می دانید که یک سری مسایل دایما درذهن همسرتان است و برای او مهم است. اما در صورتی که شما سر صحبت را باز کنید ، همسرتان حاضر نیست خودش را به زحمت انداخته و با شما وارد صحبت شود. او ترجیح می دهد که افکارش را برای خودش نگه دارد؛ چه این موضوع درباره احساس شما نسبت به او باشد یا احساس او نسبت به شما. این امر می تواند یک نشانه از عدم علاقه او به موضوع و در سایر موارد مربوط به مشکل ارتباطی است که میان زوجین ایجاد شده است.
وقتی دو نفر از لحاظ عاطفی در یک سطح قرار داشته باشند، صرف نظر از اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد، هیچگاه در زمینه عشق و علاقه نسبت به هم فروگذار نخواهند کرد. زمانی که یکی از زوجین از نظر عاطفی برای دیگری در دسترس نباشد رابطه آنها دچار مشکل می شود

3- جویای احوال شما نیست. ممکن است همسرتان مرد پرمشغله ای باشد و قادر نباشد تماسهای شما را به موقع پاسخ دهد. اما هر همسر مسئولی زمانی که فرصت پیدا کند تماس خواهد گرفت. اگر فهمیدید که او تحت هیچ شرایطی تماس نمی گیرد و شما باید مرتبا با او در تماس باشید لازم است که به فکر علایم گسست عاطفی میان خودتان باشید.

4- خود محور بودن. شما منتظر آخر هفته هستید تا زمان بیشتری را در کنار هم سپری کنید. اما ناامید می شوید زیرا او با دوستانش برنامه ریزی دیگری کرده و تفریحات مورد علاقه خود را دنبال کرده و از تفریحات مجردی بیشتر لذت می برد. ایا این رفتاری است که مرتبا با شما می کند؟ یک چنین خودپسندی اغلب یک علامت واقعی از گسست عاطفی است. اگر او ارتباط عاطفی با شما داشته باشد قطعا باید کار خود را طوری برنامه ریزی کند که بتواند مدتی را نیز با شما سپری کند در غیر این صورت دنبال درمان خلا ارتباطی تان باشید.

5- مضطرب و نگران. ایا همیشه وقتی با شما هست به نظر مضطرب و پریشان است؟ مثلا وقتی که سر قرار هستید با تلفن همراهش مشغول است یا وقتی که با هم تلویزیون نگاه می کنید او مشغول ای میل های خودش است؟ درست است که گاه مردها علاقه ای به شنیدن برخی مسایل و موضوعات زنانه نیستند اما بی توجهی به چیزهایی که مرتبط با شماست می تواند نشانه ای از وجود یک مشکل جدی میان شما باشد.

6- او مثل یک غریبه است. علامت نهایی که بیانگر عدم پیوند عاطفی او با شماست، احساس خودتان است. آیا همسرتان گاهی شبیه به یک غریبه به نظر می رسد؟ آیا او کسی است که شما او را نمی شناسید و نمی توانید با او ارتباط برقرار کنید؟ گاهی اوقات قلب تان درست می گوید. اگر قلب تان می گوید که یک دیوار نامریی بین شماست اطمینان داشته باشید که وقت آن رسیده که فکری به حال زندگی زناشویی تان بکنید.

منبع : tebyan.net

گردآوری :مجله اینترنتی باغچه